مددکاراجتماعی- پزشک و مشاور اجتماع

SHIVA MORADI (ELOQUENT), Date of Birth 17 April. 1982, Place of Birth Isfahan, Place of Live Tehran, Nationality Iranian, Education Background ::::: Expert Social Work & Senior Expert Sociology

 

عنوان نظریه

نام صاحب نظر

و

منبع

و

 

پیش بینی نظریه

(فرضیه)

 

مفروضات اساسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجربه گرایی

(پوزیتیویسم)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرانسیس بیکن

توماس هابس

جان لاک

جان استوارت میل

جرج برکلی

 

 

تجربه گرایی معرفتی: دیوید هیوم

 

 

تجربه گرایان انتزاعی:

ساموئل استوفر

جرج لاندبرگ

استوارت داوبل

پل لازارسفلد

 

 

پوزیتیویسم منطقی:

بلومبرگ

نایگل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش های تحقیق در علوم اجتماعی(جلد 2) بینشها و فنون

تألیف: دکتر باقر ساروخانی

 

 

 

 

 

1.  به نظر می رسد بین مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی و وضعیت اقتصادی(رفاه مالی) رابطه وجود دارد.

2.  به نظر می رسد بین مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی و جنسیت رابطه وجود دارد.

3.  به نظر می رسد افراد جوانتر در مقایسه با افراد پیرتر گرایششان به مواد مخدر خصوصاً روانگردانهای صنعتی و شیمیایی بیشتر باشد.

به نظر می رسد بین سطح طبقات فرهنگی و دلایل گرایش به روانگردانهای صنعتی و شیمیایی رابطه وجود دارد

تجربه گرایی جستجو درباره علت، کار اصلی آن: مشاهده و تجربه، مشاهده معطوف به تئوری، مشاهده از بیرون، نفی ائیدلوژی؛ تجربه گرایان به دنبال کشف قوانین حاکم بر رفتار انسانی بودند. در مکتب تجربه گرایی تنها چیزی که اهمیت دارد، رفتن به سوی واقعیت، درک آن و رسیدن به تجربه است. تجربه گرایان قبل از هر چیز کوشیده اند تا اصولی چند را در نظر بگیرند:

  1. آزادی از خویشتن؛ مهمترین اصل تجربه گرایان آزادی محقق از خویشتن خویش بود. محقق باید در جریان تحقیق محو و بی اثر شود، و بدون هیچ تعصب به واقعیت بنگرد.
  2. اصل اتکاء به خویشتن؛ نباید دچار اصل حجّیت شد که می بایست در هر امر به بزرگان اندیشه نظر کرد. باید در آن به خویشتن اتکاء کرد، از واقعیت خاص و بدیعی که در مقابل ماست، استفسار نمود و سرانجام باید حق چرا گفتن و به سؤال کشیدن را به خود داد.
  3. اصل بی طرفی عاطفی؛ باید ذهن را نسبت به عواطف پیشین از یک واقعیت پاک کرد.
  4. اصل وحدت؛ تجربه گرایان دچار نوعی خوش بینی مفرط و همچنین رؤیای سلطه بر واقعیت از طریق شناخت آن بودند. تجربه گرایان یک دانش در جهان تشخیص می دادند. شعار معروف آنان این بود؛ "انسانیت جزئی از طبیعت است و به تبع آن تابع همان قوانینی است که بر طبیعت حاکمند."
  5. اصل انباشت پذیری؛ مهمترین صفت دانش، انباشت پذیری آن است. علم باید تکامل پذیر باشد.
  6.  اصل استقراء؛ تجربه گرایان بر استقراء پافشاری می کردند. باید مشاهده ها تکثیر پذیر باشند، در هر مشاهده، فرضیه آزمون گردد و سپس به قانون یا نتیجه برده شود.
  7. اصل وارسی تکرارپذیر واقعیت؛ تجربه گرایان هیچ چیز را نمی پذیرقتند مگر آنها مستند بر واقعیت باشد. بنابراین راهی جزء مشاهده و وارسی واقعیت نمی دیدند.
  8. ادراک ناب؛ به عقیده تجربه گرایان، ادراک ناب سرچشمه شناخت است. بر اساس اندیشه بیکن شناخت واقعی ناب بدون پیشداوریها و تفکراتی است که مایلیم با تجربه خالص مخلوط کنیم.
  9. اصل کمیت پذیری؛ به عقیده تجربه گرایان، واقعیت حیات آدمی یا ماده است یا تبدیل شدنی به امور و شاخصهای مادی، پس باید پذیرفت که امور ذهنی کیفی، کمیت پذیر و هیچ وقت فراحسی پذیرفتنی نیست.

 

 

انطباق(منطبق کردن) مفروضات بر پدیده های اجتماعی(دلایل گرایش جوانان «دختر و پسر» به مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی«مواد مخدر»):

 

تجربه گرایان به دنبال کشف قوانین حاکم بر رفتار انسانی بودند. در تجربه گرایی، باید واقعیت را آنطور دید که هست. در این بررسی سعی شده است با دیدگاه تجربه گرایانه به پدیده اجتماعی دلایل مصرف روانگردانهای نگاه شود. در این بررسی به دنبال این هستیم که کدام یک از عوامل سبب تشدید مصرف روانگردانها می شوند. در اولین اصل از اصول تجربه گرایی(آزادی از خویشتن) که به معنای گسستن است برای دستیابی به شناخت پدیده اجتماعی مذکور باید به عنوان یک محقق دانسته های خودمان را به حالت تعلیق در بیاوریم و به دانسته های پیشین اقتضاء نماییم. در بررسیهای اخیری که در مورد موضوع مذکور صورت گرفته است به دلیل اینکه مواد روانگردان از گرانترین نوع مواد مخدر است بالا بودن سطح رفاه اقتصادی می تواند به عنوان شاخصترین دلیل گرایش محسوب شود. در دومین اصل (اتکا به خویشتن) باید یک پدیده اجتماعی را بارها و بارها مورد بررسی قرار داد و به همان نتایج اولیه دست یافت، در این بررسی سن و جنسیت از دیگر شاخص های مورد بررسی بوده اند که با توجه به یافته های پیشین می توان دریافت که افراد جوانتر و در کنارش پسرها بیشتر از دخترها گرایش به سوی مواد مخدر خصوصاً روانگردانهای صنعتی و شیمیایی دارند. در سومین اصل(اصل بی طرفی عاطفی) یافته های گذشته و بررسیهای اکنون نشان می دهد که مصرف مشروبات الکلی و سیگار توسط خانواده این افراد از دیگر دلایل گرایششان به این گونه مواد ذکر شده است. در چهارمین اصل(اصل وحدت) یافته های محققین نشان می دهد که اختلاف سنت و مدرنیسم و تمایل جوانان به زندگی کردن به مد روز سبب شده است که گرایش به سمت اینگونه مواد در بین افراد جوانتر بیشتر از افراد پیر و میان سال باشد. در اصل پنجم(انباشت پذیری) هر پژوهش به دنبال پژوهش های پیشین صورت می گیرد که دستاوردهای مشترکی دارند، در یافته های پیشین دلایل گرایش هر دو جنس حضور شخص یا اشخاص دیگر در کنار مصرف کننده به عنوان مشوق ذکر شده است، که این افراد می توانند دوستان، همسر و یا خانواده مصرف کننده باشند. در اصل ششم(استقراء) در استقراء از جزء به کل حرکت میکنیم و فرضیه را مورد آزمون قرار میدهیم، این در حالی است که باید بتوانیم نتایج تحقیق را به تمام نقاط مورد بررسی تعمیم دهیم که این امر میّسر نیست. پس ناقص است و   یافته های ذکر شده در بندهای پیشین تا زمانی اعتبار دارد که خلافش ثابت نشود. در اصل هفتم(وارسی تکرارپذیر واقعیت) مشاهده و آزمایش روشی اساسی است، از نظر معناشناسی دلایل گرایش به مصرف روانگردانها توسط دختران و پسران متفاوت است، اما هر دو جنس لذت جویی را به عنوان دلیل مشترک عنوان می کنند. در اصل هشتم(ادراک ناب) هدف دیدن واقعیت این پدیده اجتماعی به طور یکسان با توجه به بررسیهای پژوهندگان قبلی است که از طریق حواس پنجگانه این امر میسر می گردد. پژوهش های قبلی نشان داده است که عواملی چون، مورد خشونت قرار گرفتن، نداشتن اعتماد به نفس، نابسانامی خانواده و مشکلات خانوادگی، کنجکاوی و لذت جویی، گروه دوستان و همسالان، داشتن خانواده یا همسری معتاد، مصرف مشروبات الکلی و سیگار توسط فرد و خانواده وی، در دسترس بودن مواد و امکانات زیاد رفاهی و اقتصادی از جمله دلایل عمده گرایش جوانان به سوی مواد مخدر خصوصاً روانگردانهاست. در اصل نهم(کمیت پذیری) امور ذهنی و کیفی، را کمیت پذیر می داند و باید برای رسیدن به واقیعت آن را بررسی و حس کرد که در مورد پژوهش مذکور در مورد پدیده اجتماعی دلایل گرایش به روانگردانهای صنعتی و شیمیایی این اصل رعایت شده است.

 

 

 

 

 

عنوان نظریه

نام صاحب نظر

و

منبع

 

 

مفروضات اساسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تأویل گرایی

(تفسیری)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معمار اصلی:

ویلهلم دیلتای

در آغاز:

فردریش آست

سپس

آگوست ولف

شلایر ماخر

کارل منهایم

چارلز تیلور

 

روش های تحقیق در علوم اجتماعی(جلد 2)

بینشها و فنون

تألیف: دکتر باقر ساروخانی

و

فلسفه امروزین علوم اجتماعی با نگرش چند فرهنگی

نوشته: برایان فی

ترجمه: خشایار دهلیمی

و

تبیین در علوم اجتماعی درآمدی به فلسفه علم الاجتماع

نوشته: دانیل لیتل

ترجمه: عبدالکریم سروش

تأویل به دنبال دلیل و فهم است. یکی از اصول مهم تأویل این است که ما بدون درک موقعیتی که کنشگر در آن قرار دارد معنای کنش آن را درک کنیم، باید آن را در حلقه ای از مناسبات که در حال شکل گیری است قرار دهیم. روش تأویل، «نظریه علم فهم است و در جریان روابطش تفسیر متون.» هدف اصلی روش تأویل کشف و شناخت قوانین خاص رفتار یا معنای عملی انسانی است. دیدگاه تأویل گرایی بر مبنای سلسله اصول و مبانی خاصی بنا یافته است که برخی از آنان عبارتند از:

  1. زمانمند بودن پدیده های انسانی؛ هر پدیده اجتماعی- اسانی به دو صورت همزمانی یا در زمانی که بستری خاص جریان می یابد.( همزمانی یعنی داشتن زمانی یکسان برای بررسی- در زمانی هر گاه که در جریان بررسی هر یک جدا جدا جای می گیرند و بررسی می شوند که هر دو در این بررسی مورد تأکید قرار گرفته است.) انسان موجودی است تاریخی و منظور از تاریخ، زمانمند بودن است.
  2. ماوراء زمانی بودن تحقیق انسانی؛ در روش تأویل محقق در وضع بالاتری جای دارد و بر محیط پیرامون خود واقف است مانند ستاره شناس رشد می کند و تمامیت دنیار را مورد مشاهده قرار می دهد.
  3. روانی- اجتماعی بودن پژوهش؛ باید در بررسی مذکور شرایط روحی، ذهنی و به طور کلی جهان درون صاحب اثر را درک کرد تا کلام و پیام عمیق فهمیده شود، همدلی یا درک دیگری در تحقیق هدف است؛ یعنی بتوان خود را به جای دیگری نهادن است.

 

انطباق(منطبق کردن) مفروضات بر پدیده های اجتماعی(دلایل گرایش جوانان «دختر و پسر» به مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی«مواد مخدر»):

 

در اینجا ما به عنوان محقق باید خودمان را به جای کنشگر قرار دهیم تا بتوانیم تفسیر و تعریفی درست از وضع موجود داشته باشیم تا از طریق آن بتوانیم شرایط روحی، ذهنی فرد را درک کنیم تا هر کلام و پیام را به طور عمیق بفهمیم و به همدلی یا درک او برسیم و بتوانیم به بازسازی شرایطی بپردازیم که فرد مصرف کننده در آن قرار دارد و در اصل در دیگری ذوب شویم تا به دلایل موجود برسیم. در این بررسی با دید تأویلی در واقع لازم است که دیدهای گوناگونی درباره این پدیده اجتماعی پیدا کنیم که دختری که مواد مخدر مصرف می کند چه تفاوت جامعه شناختی با پسری که مواد مخدر مصرف می کند دارد. دلایلی چون؛

-       نداشتن اعتماد به نفس

-       نگرش مثبت به اثرات مواد روانگردان

-       بحران هویت

-       ویژگی های خاص دوره جوانی

-       نابسانامی خانواده و مشکلات خانوادگی

-       کنجکاوی و لذت جویی

-    مصرف روانگردانها به عنوان هنجار و منزلت اجتماعی

-       گروه دوستان و همسالان

-       داشتن خانواده یا همسری معتاد

-    مصرف مشروبات الکلی و سیگار توسط فرد و خانواده وی

-       در دسترس بودن مواد

امکانات زیاد رفاهی و اقتصادی، از مهمترین عوامل رویکرد به مصرف روانگردانها در میان جوانان مصرف کننده است. این در حالی است که در بررسیهای اخیر دیده شده است که دختران کمتر از پسرها مواد مصرف می کنند و این به دلیل هنجارهای گروهی متفاوت بین این دو گروه است.

 

 

 

 

عنوان نظریه

نام صاحب نظر

و

منبع

و

پیش بینی نظریه

(فرضیه)

 

مفروضات اساسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اختیارعاقلانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تالگوت پارسونز

فربرت سیمون

کری بیکن

جان بوتر

 

 

 

 

تبیین در علوم اجتماعی درآمدی به فلسفه علم الاجتماع

نوشته: دانیل لیتل

ترجمه: عبدالکریم سروش

 

 

 

1.  به نظر می رسد بین مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی و شرکت در مهمانیهای مختلط(اکس پارتی) رابطه وجود دارد.

 

رویکرد انتخاب عاقلانه بر استراتژی تبیینی ساده ای مبتنی است که شروط لازم و کافی تبیین پدیده های اجتماعی را چنین به دست میدهد:

الف- عرصه انتخاب که مقوّم عرصه عمل است؛

ب- استراتژی هایی که افراد عاقل و مدبّر در آن عرصه ها اتخاذ می کنند؛

ج- حاصل جمع ان استراتژی ها.

پیش فرض اساسی نظریه اختیارعاقلانه این است که انسان موجودی معقول است. هر موجود معقولی از بین گزینه های مختلف، گزینه ای را انتخاب می کند که بیشترین منافع را برایش در پی داشته باشد. همه ی رفتارهای انسانی هدف جو و هدف محور است و هدف هم کاملاً مشخص استف منافع در واقع آن چیزی است که به عنوان هدف آن را در روابط و رفتارهای انسانهای دنبال می کنیم. نظریه اختیارعاقلانه می خواهد در رفتار و یا در پیش فرض ساده موجود در نظریه مناسبات انسانی را توضیح دهد و همچنین می خواهد افعال جمعی را نیز توضیح دهد. انسان موجودی خردمند و هدف گرا است و هر موجود خردمندی برای بیشینه کردن منافع خود است و همیشه در پیش روی موجود خردمند راههای گوناگونی است که با درجات متفاوت در پیش دارد که همیشه راهی را از میان راههای دیگر بر میگزیند که احتمال سودمندی آن بیش از راههای دیگر باشد و بیشترین منافع را در بر داشته باشد. در رویکرد انتخاب عاقلانه بر اراده -مندی انسان تأکید شده است و اینکه انسان میتواند انتخاب کند، که این به موضوع نظریه تصمیم گیری که از جمله شقوق نظریه انتخاب عاقلانه است، مرتبط است.

 

انطباق(منطبق کردن) مفروضات بر پدیده های اجتماعی(دلایل گرایش جوانان «دختر و پسر» به مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی«مواد مخدر»):

 

در موضوع مورد بررسی راههای گوناگون برای اینکه یک فرد در شرایط مورد بررسی به مصرف روانگردانها گرایش پیدا کند وجود دارد. منافع که برای گزینه های مختلف و انتخاب های مختلف می توانستند متوقع باشند یکسان بوده و مصرف کنندگان فایده های متوقع یکسانی را در نظر داشته اند و نهایتاً یک فعل جمعی را شکل داده اند (مانند پارتی هایی که برای مصرف مواد روانگردان برگزار میشوند«اکس پارتی») این در حالی است که گاهی آنچه که برای یک فرد مصرف کننده منفعت تلقی  می شود برای فرد دیگری منفعت تلقی نمی شود. در مصرف مواد مخدر خصوصاض روانگردانهای فرد در ذهن خود اهدافی را دنبال می کند که گاه پیش می آید که در مصرف مواد به آنها می رسد و همین امر سبب تکرار مصرف میگردد. همه ی اینها به پیچیدگی هایی مربوط است که ذهن انسان دارد و بر اساس آن تصمیم گیری می کند.

 

 

 

عنوان نظریه

نام صاحب نظر

و

منبع

و

پیش بینی نظریه

(فرضیه)

 

مفروضات اساسی

 

 

ساختارگرایی

 

 

 

و

 

 

 

ساخت شکنی

 

 

 

و

 

 

 

ساخت یابی

(ساختاربندی)

 

 

ساختارگرایی:

پارسونز، جک یانگ

ساخت شکنی:

دریدا

ساخت یابی:

گیدنز ، بوردیو

 

ساخت یابی

نوشته: جان پارکر

ترجمه: حسین قاضیان

و

نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر

نوشته:جورج ریتزر

ترجمه: محسن ثلاثی

و

تبیین در علوم اجتماعی درآمدی به فلسفه علم الاجتماع

نوشته: دانیل لیتل

ترجمه: عبدالکریم سروش

 

1.در ساختارگرایی به دنبال علل ساختاری مصرف روانگردانهای هستیم و این که کدام عامل جامعه شناختی در گرایش دختران و پسران مؤثر بوده است.

به نظر می رسد بین مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی و سن رابطه وجود دارد.

ساختارگرایی؛ در ساخت یک نوع پایداری و زمانمندی را میتوان مشاهده کرد. به دنبال این است که کدام یک از ساختارها به شکل مقدم بر ساختارهای دیگر وجود دارند. در دیدگاه دانیل لیتل به دو نوع ساخت گرایی اشاره شده است:

1.ساخت گرایی علّی(ساختارها را به عنوان علت پدیده های مورد بررسی قرار می دهیم و یک رابطه علی را از آنها استنتاج می کنیم، مشخص می کنیم که چگونه این روابط ترکیب یافته، این ساختارها را در گروه پدیده های اجتماعی می توانند تلفیق داشته باشند.)

2.ساخت گرایی غیرعلّی(آن نظام هایی که به شکل پنهانی «نامتوقع» وجود دارند و ما آنها را نمی توانیم مشاهده کنیم، را کشف کنیم.)

ساخت شکنی؛ برای هر چیز تصدیق شده ای یک دیگر وجود هست که با آن تضاد است و این دیگر اگر چه به ظاهر غایب است، اما در واقع به صورت معنایی به تعویق افتاده در بطن آن است.

ساخت یابی(ساختاربندی)؛ یکی از مهمترین قضایای نظریه ساختاربندی این است که قواعد و منابعی که در جریان تولید و بازتولید کنش اجتماعی ساخته و پرداخته می شوند. نظریه«ساخت یابی» فرآیند ساخت یابی ساخت ها و نظام ها اجتماعی را بر حسب رابطه بین قدرت ذهنی و انسانها و قدرت عینی ساخت هایی که این انسانها به وجود آورده اند، تبیین می کند و آن را رابطه ای«دوسویه» به حساب می آورد. مفهوم ساخت یابی در بردارنده مفهوم دوسویگی ساخت است و بیانگر وابستگی دو جانبه ساخت و عاملیت است. ساخت یابی یک فرآیند است که در پی آن ساختارها تولید می شوند و پدیده ها اجتماعی به وجود می آیند.

 

انطباق(منطبق کردن) مفروضات بر پدیده های اجتماعی(دلایل گرایش جوانان «دختر و پسر» به مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی«مواد مخدر»):

 

ساختارگرایی: پدیده های اجتماعی مختلفی که در متن زندگی اجتماعی هستند با هم دیگر دارای پیوند سرشتی اند که تغییر در هر کدام منجر به تغییر در سایر عناصر خواهد شد. در تحلیل ساختاری ما عملاً آن کاری را انجام می دهیم که در تحلیل کارکردی انجام می دهیم. در مورد پدیده مذکور اگر آن را به عنوان یک عامل پایدار در نظر بگیریم در یک پیوند ساختاری می بینیم که، هنگامی که نظام ساختی دچار انسداد بیشتری می شود انعطاف پذیری کمتری در میان مخالفان پیدا می شود که سبب تشدید و گسترش مصرف روانگردانها در میان جوانان می گردد. در نتیجه یک پیوند ساختاری میان مصرف روانگردانها و گرایش جوانان وجود دارد.  در مورد سن مصرف کنندگان نیز این امر نشان می دهد که رفتار افراد را نمیتوان صرفاً بازتاب ساختارهای اجتماعی دانست بلکه نحوه ی تفسیر افراد در مواجهه با ساختارهای اجتماعی نیز حائز اهمیت است. همین امر نشان می دهد که چگونه تعامل بین عاملیت و ساختار در شکل دادن به گرایشات حائز اهمیت است. انسانها در نظریات ساختی بی اراده تلقی می شوند و بر پایه ی آنچه که ساختارها تحمیل می کنند رفتارهایی را انجام می دهند.

 

 

 

عنوان نظریه

نام صاحب نظر

و

منبع

و

پیش بینی نظریه

(فرضیه)

 

مفروضات اساسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تبیین علّی (تحلیل)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تبیین علّی(تحلیل):

تدا اسکاکپول

کارل همپل

جان استوارت میل

چارلز راگین

 

نظم استقرایی: هیوم

 

شرایط لازم و کافی: کارل میل

بنارد شاو

سامون مکی

 

روش های میل:

جان استوارت میل

 

 

تبیین در علوم اجتماعی درآمدی به فلسفه علم الاجتماع

نوشته: دانیل لیتل

ترجمه: عبدالکریم سروش

 

 

 

1.  به نظر می رسد بین سطح فرهنگ و دلایل گرایش به روانگردانهای صنعتی و شیمیایی رابطه وجود دارد.

2.به نظر می رسد بین عدم مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی و بالا بودن سطح تحصیلات رابطه وجود دارد.

3.   به نظر می رسد بین مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی و وضعیت اقتصادی(رفاه مالی) رابطه وجود دارد.

به نظر می رسد بین مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی و تأثیر گروه دوستان(همسالان) رابطه مستقیم وجود دارد.

A علت B است اگر و فقط اگر:

  1. A شرط لازم وقوع B باشد.
  2. A عضوی از دسته ای از شرط C باشد که بر روش هم، کافی برای وقوع B هستند.

مکانیسم علّی از سلسله حوادث صحبت می کنیم، سلسله حوادثی(حوادث مسلسل وار) است که نشان می دهد دو حادثه چگونه و بر اساس چه توضیحات و دلایل مسجلی به همدیگر متصل اند و رابطه علّی دارند. مکانیسم علّی به این معنی می باشد که یک متغیر از طریق تأثیرگذاری بر سلسله ای از متغیرها می تواند بر روی متغیری وابسته مؤثر باشد. مکانیسم علّی رشته ای از حوادث که خود محکوم نظمی قانون وارند و از مبیِّن شروع می شوند و به مبیَّن ختم می شوند.

نظم استقرایی: از تلازم به معنی همبستگی(که میان دو یا چند متغیر است) استفاده کرده است، برای اینکه از جزء ها به کل ها یا رابطه ای برسیم و یک نظم کلی یا استقرایی را اشکار کنیم. معیار نظم استقرایی تابع معیار مکانیسم علّی است. در نظم استقرایی با تغییر در یک متغیر در متغیرهای دیگر تغییر ایجاد می شود و اگر این تغییرها آنچنان باشند که یک نظم را مشخص کنند، زیرا جزئیات است که ما را به نظم کلّی می رساند. یافتن نظمی استقرایی میان دو یا چند متغییر، قرینه ای است قوی بر وجود پیوندهای علّی میان آنها. معیار نظم استقرایی تابع معیار مکانیسم علّی است: یعنی ربط میان دو متغییر وجود ندارد مگر و فقط مگر مکانیسم علّی آن دو را به هم پیوند بزند. بنا بر رأی هیوم، نسبت علّی میان دو متغیر C و E ، فقط وقتی برقرار است که حوادثی از نوع C با حوادثی از نوع  E، به نحو منظم همراه باشند. معیار نظم استقرایی، منبعی است برای فرضیات علّی و شیوه ای برای بررسی تجربی این فرضیات.

شرایط لازم و کافی: مجموعه ای از متغیرها در کنار هم شرط لازم و کافی را ایجاد می کنند. این مفهوم به ما می گوید که علت همیشه شرط لازم وقوع معلول است و گاه برای وقوع معلول کافی است. حداقل متغیرهایی که وجود یا با هم بودنشان کفایت می کند تا امری اتفاق بیافتد. هیچ متغیر اجتماعی نیست که شرط لازم و کافی برای بوجود آمدن متغییر دیگر باشد. شرط کافی به تنهایی به عنوان یکی از متغیرهاست که می تواند در پیدایش متغیر دیگر مؤثر باشد(شرط لازم و کافی بودن حادثه ای برای وقوع حادثه دیگر). برای اینکه امری واقع شود به شرایط لازم و کافی نیاز است.

شرط کافی C شرطی است که حضورش وقوع E را تضمین می کند. اما شرط لازم ممکن است نباشد. شرط C را وقتی برای وقوع E ، لازم میشمارد که در غیبتش، E هم غایب باشد.

روش نمونه پژوهشی: مورد پژوهی یا مطالعه موردی، در این روش از چگونگی، به دنبال این است که علّت را پیدا کند(مطالعه مورد پژوهانه) مستلزم تحلیل تحقیق تفضیلی در باب توالی در حوادث و فرآیندهای خاص اجتماعی است و این روش محتاج آن است که پیوندهای علّی خاص میان حوادث و شرایط تاریخی تعیین گردد.

روش تطبیقی: دو جامعه تقریباً شبیه به هم داریم که در یکی Y وجود دارد و در یکی دیگر نیست. با خود می گوییم که X بوده است که Y به وجود آمده است. اگر تأثیر محسوسی بود میگوییم که X زمینه به وجود آمدن Y است و اگر تدثیر وجود نداشت می گوییم نقشی ندارد. بررسی تطبیقی نمونه هایی که خصلتهای مشابه و مشترک بسیار دارند و از جهات مهّمی هم متفاوت با یکدیگرند.

روش های میل: در روش میلر در 2 جامعه باید از همه نظر مورد توجه قرار داد و به این نتیجه رسید که از یک نظر تفاوت دارند میتوانیم حمل بر این بکنیم که یک رابطه ای علّی بین این دوتا وجود دارد. هدف این روشها آن است که با مشاهده مکرّر تغییرات در شرایط مقدم بر وقوع یک حادثه، علّت آن حادثه را مشخص کند.

 

انطباق(منطبق کردن) مفروضات بر پدیده های اجتماعی(دلایل گرایش جوانان «دختر و پسر» به مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی«مواد مخدر»):

 

مکانیسم علّی: مکانیسم های پیوند دهنده علت و معلول، نوعاً در رفتار معنی دار و آگاهانه افراد ریشه دارند. وقتی می گوییم رفاه اقتصادی(رفاه مالی) علّت است برای مصرف مواد روانگردان، معنایش این است که بین رفاه مالی و مصرف روانگردانها سلسله حوادثی وجود دارد که منجر به  گرایش جوانان به مصرف روانگردانها می شود. در تحلیل علّی مقدم بر پیدایش پدیده از علّت های آن سؤال می کنیم که باعث پدیدار آمدن آن موضوع می شود.(علّت های گرایش به مصرف روانگردانها) در اصل نقش یک متغیر را در پیدایش پدیده اعتیاد مورد بررسی قرار می دهیم. از یک منظر نیز می توان، در مورد موضوع مورد بررسی، تأثیر گروه دوستان و همسالان را در گرایش بیشتر به مواد روانگردان مؤثر دانست. 

نظم استقرایی: اگر بگوییم رفاه اقتصادی(رفاه مالی) موجب گرایش جوانان به سمت مواد مخدر خصوصاً روانگردانها می شود، معنایش این است که همراهی و به نحو منظمی پس از رفاه اقتصادی، استفاده نادرست و غیر اصولی از این جایگاه طبقاتی اتفاق می افتد.

کشف رابطه بین تأثیر گروه همسالان و گرایش به روانگردانها، نسبت به دیگر افراد، قرینه ای است قوی بر اینکه گروه دوستان عاملی هستند برای گرایش و تشویق بیشتر به مصرف مواد مخدر.

شرط لازم و شرط کافی:  وقتی می گوییم رفاه اقتصادی(رفاه مالی) علت است از برای مصرف مواد روانگردان، معنایش این است که رفاه اقتصادی شرط لازم/ یا شرط کافی برای وقوع گرایش جوانان به مصرف روانگردانهاست این به دلیل این است که این نوع مواد مخدر از گرانقیمتترین مواد هستند و مصرف کننده برای خرید و تأمین مواد مصرفی خود باید دارای یک وضعیت مالی و اقتصادی مطلوب باشد.

روش تطبیقی: در بررسی پدیده اجتماعی گرایش جوانان به روانگردانها با روش تطبیقی به دنبال این هستیم که چرا شرایط ظاهراً مشابه پیامدهای متفاوتی دارند.

چرا رفاه اقتصادی و مالی سبب گرایش همه ی مرفحین به روانگردانها و مواد مخدر نمیشود. شاید یکی از دلایل عمده و مهّم آن فرهنگ طبقات اجتماع باشد. این در حالی است که روش تطبیقی شکلی از اشکال روش میل است که چنین استدلال می کند که اگر یک نمونه واجد پیامدی بود و نمونه دیگر نه، لا جرم عاملی موّلد در آن نمونه هست که در نمونه دیگر نیست. در بررسی مذکور نیز شاید بتوان بالا بودن سطح فرهنگ طبقاتی و در برخی مواقع بالا بودن میزان تحصیلات را از جمله علّل دوری از مصرف مواد مخدر اظهار کرد.

 

 

 

عنوان نظریه

نام صاحب نظر

و

منبع

و

پیش بینی نظریه

(فرضیه)

 

مفروضات اساسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کارکرد گرایی

(تبیین ساختاری

 و

 خدمتی)

 

 

 

 

 

 

 

آگوست کنت

اسپنسر

دورکهایم

 

 

 

 

 

 

تبیین در علوم اجتماعی درآمدی به فلسفه علم الاجتماع

نوشته: دانیل لیتل

ترجمه: عبدالکریم سروش

 

 

 

1. چرا جامعه ما این پدیده را به عنوان پدیده ای کارکردی تحمل می کند و چه کمکی به کل جامعه ایران میکند؛ برای نهادهای سیاسی- اجتماعی و . . . چه خدمتی را میتواند ارائه دهد.

چرا تمایل به مصرف روانگردانها و مواد مخدر در بین جوانان در ایران تشدید یافته است.

اساس این نظریه بر می گردد به تفکر اُرگانیسیم یا نظریه ی که در واقع جامعه را تشدید می کند به موجودی زمینی، موجود زمینی که دارای اعضاء و جوارح است و هر کدام از این اعضا در خدمت کّل خدمتی را ارئه می کنند و سودمندی دارد که هم حیات کّل و هم حیات جزء و ماندگاریش وابسته به آن موجود خدمت است. کارکرد می تواند برآیند ساختار را تعریف کند. کارکرد نتیجه ای است که یک ساختار اجتماعی خاص می تواند در پی داشته باشد.

در کارکردگرایی اساسی ترین بحثی که داریم این است که:

P در S باقی است. (p در یک جامعه ای نه دفعتاً بلکه پایدار و عموماً به چشم میخورد. P توانایی تولید S را دارد.)

P استعداد تولید B در S را دارد.

پس P در S باقی است، چون مستعد تولید B است. (استعداد P برای ایجاد B موجب بقای P در S خواهد بود.)

که مهمترین فرض در کارکردگرایی است.

در اینجا استنتاج ما معادل فرضیه هاست:

A"B            B"C           A"C

اصل روش شناختی که در کارکردگرایی وجود دارد این است که بین تبیین کارکردی و تبیین علمی تمایزی قائل شد. در اینجا می توان از مقایسه به عنوان یکی از اصول روش شناختی یاد کرد. قابل ذکر است که در کارکردگرایی این امر یک امر پذیرفته شده است که ما در سطح کلان می توانیم پدیده های اجتماعی را بررسی کنیم و در سطح خرد موضوع مورد بررسی قرار نمیگیرد و این یک اصل روش شناختی در کارکردگرایی میباشد.

 

انطباق(منطبق کردن) مفروضات بر پدیده های اجتماعی(دلایل گرایش جوانان «دختر و پسر» به مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی«مواد مخدر»):

 

ما در تحلیل کارکردی عملاً پیامدهای یک پدیده را مورد بررسی و بحث قرار می دهیم. ما هر پدیده ای را ولو اینکه پدیده ای نابهنجار باشد، حتی آسیبهای اجتماعی، را باید از طریق کارکرد یا سودمندی که برای جامعه و یا آن نظام دارد مورد تحلیل قرار دهیم. وقتی می بینیم که یک پدیده ای دارای کارکرد است می توانیم تشخیص دهیم که ساختاری وجود دارد و عناصر پایداری، که یکی از عناصر مهم ساختارهاست. در کارکردگرایی یک پدیده خدمتی را که به کّل جامعه می تواند ارائه دهد حتماً نباید وجه مثبت داشته باشد.

اعتقاد کارکردگرایان بر این است که جرم و انحرافات و آسیبهای اجتماعی نوعی توجه یا عبرت آموزی برای دیگران ایجاد می کنند.

مصرف مواد مخدر در بین جوانان عمومیت دارد، به دلیل اینکه اخیراً این موضوع به عنوان منزلت اجتماعی تلقی می گردد، و این امر تولید کننده کارکرد است. آنچه جوانان به دنبالش هستند راهی است که از طریق آن بتوانند راحتتر از مشکلات زندگی خود فرار کنند. شاید بتوان گفت که کارکرد اعتیاد به مواد مخدر خصوصاً روانگردانها که اکثر قریب به اتفاق آنها دارای دوره ترک و رهایی نمی باشند و فرد مصرف کننده تنها با مرگ است که رهایی پیدا می کند، این باشد که باقی اقشار جامعه که مصرف کننده اینگونه مواد نیستند، قدر سلامتی و زندگی خود را بیشتر بدانند. بررسی پیامدهای اعتیاد به روانگردانها و مواد مخدر بر روی جوانان یک تحلیل کارکردی است.

 

 

عنوان نظریه

نام صاحب نظر

و

منبع

و

پیش بینی نظریه

(فرضیه)

 

مفروضات اساسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تبیین مادی معیشتی

(ماتریالیسم)

 

 

 

 

 

 

کارل مارکس

هاری بریورمن

چارلل سابل

زایت لین

جراک کوئن

جان رایمر

مروین هاریس

اریک فروم

هابر مارس

 

 

 

 

تبیین در علوم اجتماعی درآمدی به فلسفه علم الاجتماع

نوشته: دانیل لیتل

ترجمه: عبدالکریم سروش

 

 

1.  به نظر می رسد بین مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی و وضعیت اقتصادی(رفاه مالی) رابطه وجود دارد.

 

عناصر عمده رویکرد ماتریالیستی را میتوان در نکات ذیل خلاصه کرد:

16.      راه درک ایدئولوژی و ساختار اجتماعی این است که اجزاء آنها را در تطابق خدمتگزارانه نسبت به نیازهای ساختار اقتصادی و نظام مالکیت ببینیم.

17.       اعضای هر طبقه رفته رفته نسبت به منافع مادّی مشترکشان آگاهی حاصل می کنند و لذا برای تبیین رفتار سیاسی افراد، کشف تعلق طبقاتی شان اهمیت بسیار دارد.

18.       مطابقتی است میان قدرت سیاسی هر طبقه و حقوق مالکانه آن، و نسبتی است میان آن سمت و توسعه نیروهای تولید.

19.       میان رشد تکنولوژیک و نهادهای اجتماعی تولید و تحول نهادهای ایدئولوژیک و فرهنگی و سیاسی نظمهای علّی کلان برقرار است.

این در حالی است که در مورد آگاهی و نحوه تکوین آگاهی در جامعه طبقاتی سه عنصر کانونی وجود دارد:

1.اعتقاد و گرایش مردم در هر سیستم اجتماعی، کار علل را می کنند. آنها بر ثبات جامعه و بر قابلیت تحول آن اثر می نهند و ذاتاً طبقاتی اند.

2.نهادهای بادوام اجتماعی در شکل دادن، راسخ کردن یا از میان بردن اعتقادات و گرایشها، سهم مؤثری دارند، از نهادهای رسمی گرفته تا نهادهای غیررسمی. هر جامعه طبقاتی دسته عظیم و متنوعی از نهادها را در خدمت دارد تا خصلت استثمارگر روابط اجتماعی آن را پوشیده نگه دارند.

3.   در هر جامعه طبقاتی، این نهادها تحت تأثیر فشارها و انگیزشهای ناشی از منافع طبقاتی قرار دارند. مجاری این تأثیرات، به اختصار عبارتند از: نهادهای خادم روابط مالکانه، کارشان آسانتر است تا نهادهای کارشکن. طبقه حاکم همه امکانات و منابع مالی، اطلاعاتی و سازمانی را برای ریشه کن کردن با متوقف کردن نهادهای کارشکن در دست دارد. افراد شاغل این نهادها، عموماً از طبقه حاکم یا مزدورانشان هستند.

 

انطباق(منطبق کردن) مفروضات بر پدیده های اجتماعی(دلایل گرایش جوانان «دختر و پسر» به مصرف روانگردانهای صنعتی و شیمیایی«مواد مخدر»):

 

نظریه مادی معیشتی بر نظم تأکید می کند، بر تضاد منافع بین مناطق قدرت تأکید می کند و می خواهد آنها را در بطن امور پدیده های اجتماعی توضیح دهد. در دیدگاه ماتریالیستی عینیتها بر روی ذهنیتها مؤثر هستند، یعنی عینیتها مقدم هستند بر ذهنیتها.  در تبیین مادی معیشتی آسیبهای اجتماعی را میتوانیم ناشی از نابرابری طبقاتی بدانیم. در مبحث اعتیاد طبقات اجتماعی مختلف، ائیدلوژیهای و فلسفه و ذهنیت متفاوتی دارند. این در حالی است که در طبقات فرودست جامعه که امکان تغییر و تحول در شرایطشان وجود ندارد، به تدریج ائیدلوژی تخریب خود را از طریق اعتیاد و یا آسیبهای دیگر نشان می دهد. بیکاری جوانان و دست نداشتن در مناسبات تولید و دسترسی به پول بادآورده سبب می شود که گرایش به اعتیاد بیشتر پیدا کنند و به دلیل اینکه ائیدلوژی لازم برای استفاده از امکانات را در اختیار ندارند، طبیعتاً اعتیاد در این گروهها بیشتر دیده می شود.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ توسط سرکار خانم شیوا مرادی نظرات () |


Design By : Night Skin