مددکاراجتماعی- پزشک و مشاور اجتماع
مددکاراجتماعی- پزشک و مشاور اجتماع


خانواده درمانی

معمولاً برای والدین و سایر افراد نزدیک خانواده بسیار دشوار است که فرد معتاد را از زندگی خود بیرون کنند. بر عکس، در این گونه مواقع اغلب تلاش های فراوانی، مستمر و ÷رهزینه ای می کنند تا به فرد معتاد جهت ترک اعتیادش کمک کنند. خانواده می تواند تأثیر نیروندی بر روی تلاش های فرد معتاد برای دستیابی او به بهبودی داشته باشد. مطالعات نشان داده است، معتادانی که احساس می کنند که خانواده هایشان آنها را در مسیر بهبودی مورد حمایت قرار می دهد(ختی اگر آن خانواده، یک شخص باشد)، شانس بیشتری برای بهبودی نسبت به معتادانی دارند که فکر می کنند هیچکس به آنها توجهی ندارند.

خانواده می تواند نتأثیر کثبتی بر روی عزیز معتاد خود داشته باشند، حتی اگر معتاد با آنها زندگی نکند و یا ارتباط اندکی با آنها داشته باشد. در حقیقت، خانواده باید دریابد که می تواند بدون توجه به شیوه ی زندگی فرد معتاد، دوبار لذت های زندگی را شناسایی نموده و شادی و آرامش را تجربه کنند. نکته ی مهم دیگر این است که خانواده ها خود نیز باید پا به جاده ی بهبودی گذارند و سفز درمانی خود را آغاز نمایند. سفری که در آن به درمان خود واقعیشان می پردازند و در کنار آن روش های بهتر برخورد با غزیز معتاد خود را نیز فرا می گیرند.

مشکلات خانوادگی

بسیاری ازافراد معتادیکی از عوامل عود خود را رفتار اعضای خانواده نسبت به خودشان بیان می کنند. درمواردی گویای حقیقت درمواردی فقط بهانه ای برای کاهش عذاب وجدان بنا بر این باید بیمار و خانواده اش را درگیر درمان نمود. در صورت مقاومت بیمارحداقل افرادی که از اعتیاد وی باخبر باشند، در جریان درمان قرار گیرنداز اهمیت نقش تسهیل گری یا ممانعت کننده خود در جریان عود آگاهی پیدا کنند.

اعضای خانواده: اعتیاد بیمار باعث آسیب به خانواده می گردد، ایجاد بیماری جسمی یا روانی در اعضای خانواده به علت اعتیاد  بیمار:

 1ـ مفهوم اعتیاد

2ـ علل اعتیاد

3ـ درمان اعتیاد و نسبی بودن آن و احتمال همیشگی عود

4 ـ اهداف درمان اعتیاد(و لزوم انتخاب کاهش آسیب در مواقع خاص)

5 ـ روند درمان و روشهای متنوع درمان(ایجاد افزایش امید به موفقیت)

6 ـ مفهوم لغزش و عود

7ـ روش های پیشگیری از عود و لزوم انجام آزمایشات اعتیادمتعدد و قرارداد مشروط

8 ـ آموزش در مورد پرهیـز از برخی رفتارها مثل تحقیر، سـرزنش،بازگـویی خاطرات تلخ گذشته و ....

اعضای خانواده باید از انجام کارهای زیر منع شوند:

*  جرو بحث و دعوا ، قهر و تحقیر برای قبولاندن لزوم حفظ پاکی

* نداشتن احساس عصبانیت یا گناه یا خجالت یا ناامید شدن  و   انجام   ندادن کارهایی برمبنای این احساسات

* فراموش یا انکار نکردن مشکلات

* عدم تحقیر یا سرزنش بیمار

* جاسوسی

* جلوگیری از فعالیت های روزمره  بیمار به علت نگرانی از عود

* اولویت دادن به کاهش ناراحتی های خود (مثل نگرانی ، احساس گناه ، عصبانیت ، خجالت و ...) نسبت به پیشرفت بیمار در روند بهبودی

* جلوگیری از ادامه درمان با اعتقاد بر اینـکه با چند  هفته پاکی  بیمار به بهبودی کامل رسیده است.
بیمار باید بفهمد ریشه بسیاری از مشکلات خانوادگی ازجمله عدم اعتماد از اعتیاد آنان ریشه می گیرد. لذا به دنبال اقدام به ترک و از بین بردن رفتارهای اعتیادی؛ بسیاری از مشکلات به مرور زمان از بین خواهد رفت. پس، بیمار باید مسئولیت خود را در به وجود آمدن مشکلات خانوادگی تعیین نموده وقبول کند. مثلاٌ با تمرین زیر که به بیمار میدهید،می توانیداورا برای خلق یک سنت خانوادگی که فضای آن را گرم تر نماید آماده نمایید (به او گوشزد کنید که اگر اعضای خانواده از با هم بودن لذت ببرند،ثبات خانواده بیشتر خواهد شد و ارتباط ها بهتر می گرددو مشکلات را با هم دیگر حل خواهند کرد. در ضمن احساس حمایت شدن در آن ها بیشتر خواهد شد).  پس، بیمار وظیفه دارد برای رسیدن به آن هدف برنامه ریزی نماید.  برای کمک به این کار، تمرین خلق یک سنت خانوادگی را انجام دهید.

رهنمود هایی برای داشتن مهارت های ارتباطی مثبت:

1ـ پیام های مختصر و کوتاه :

مثال ها:

*مشکل دار: نمی دانم وقتی دیر به خانه می آیی ،چه اتفاقی برایت افتاده؟من نگران می شوم یادم نمی آید وقتی که جوان بودم و با خانواده ام زندگی می کردم،این قدر دیر به خانه آمده باشم .ما در خانه مقرراتی داشتیم و هرگز تا دیر وقت بیرون مشروب خوری نمی کردیم حداقل می توانی پیش از رفتن بگویی که شب دیر می آیی؛با گفتن این جمله که نمیمیری.

* نمونه اصلاح شده :موافقی که امشب درباره این موضوع صحبت کنیم که چی شد که دیشب تا نیمه شب بیرون بودی ؟ اگر اینجوری زیاد دیر وقت نیایی ، من هم نگران نمی شوم.

*مشکل دار: نمی دانم چرا با من تماس تلفنی هم نگرفته ای ! اگر من برای امور تجاری ام از افراد با تجربه تر کمک نمی گرفتم فکر می کنی که موفق می شدم ؟مثل مادرت هستی ! اول موافقت می کنی ، بعد می گویی که سرم شلوغ است و به دروغ دلایلی می آوری و وقتی کار نادرستی کرده و شکست خوردی ، بهانه می آوری که که خودم کارهای خودم را انجام می دهم تا مدیون کسی نباشم .

* نمونه اصلاح شده : یادت نبود که تلفنی مشورتی با من بکنی؟ بهتر است از این به بعد اگر مشکلی پیدا کردی این کار را انجام بدهی.

2ـ مثبت بودن :

*بیشتر به نکات مثبت فرد توجه کنیم و جملات مثبت به کار ببندیم

* عدم سرزنش و با لحن اتهام آمیز صحبت کردن

* آنچه می خواهیم انجام شود بگوییم و کمتر از کارهای نادرست  نهی کنیم.

* نهی ازکارهای نادرست ترس احساس ناکامی عصبانیت

* در خواست با جملات مثبت همکاری

* با نهی مشخص نمی شود چه کاری را باید انجام دهد.

* خود فرد می تواند راه حل های را بدهد.

* جلوگیری از ادامه درمان با اعتقاد بر اینـکه با چند هفته پاکی بیمار به بهبودی کامل رسیده است.

مثال ها :

مشکل دار: من از اینکه تو مشروب می خوری متنفرم .وقتی که ما با دوستان مان بیرون می رویم ،خودتان را به حماقت می زنید و مسخره بازی در می آورید.

*اصلاح شده : خیلی خوبه وقتی که با هم بیرون می رویم هوشیار باشی ،چرا که پر از نشاط و زندگی هستی.

3ـ  پرهیز از درخواست های مبهم و ابراز درخواست های واضح برای انجام کارهای مشخص : 

*اکثر مراحجعان در بهترین حالت خود هم دو دل هستند.

* درخواست مبهم......سد......عدم تصمیم گیری......عدم راحتی

مثال ها

* مشکل دار: تو هرگزدستی به سر خانه نمی کشی ،نمی توانی یک دفعه هم که شده در کارهای خانه کمک کنی ؟

*اصلاح شده:  واقعاً لطف می کنی اگر که هر شب ظرف ها را بعد از شام بشویی .

* مشکل دار: دو ماه است که می گویی ترک می کنی ولی هیچ کاری نکرده ای . تو به کمک نیاز داری .

* اصلاح شده :آنچه پایین این خیابان ،نزدیک میدان یک مرکز درمانی است .ودر پارک همان خیابان جلسات معتادان گمنام تشکیل می شود .امشب بیایم دنبالت که به این دو جا برویم.

4ـ بیان احساسات :

* در واکنش به مشکل رفتاری مراجع در وضعیتی آرام ، بدون قضاوت ،بدون اتهام و محکوم کردن و با همدلی احساساتشان را نسبت به مراجع توصیف کنند.

مثال ها

*مشکل دار: رفتارهای بی ملاحظه ات مرا گیج و عصبی کرده ، خیلی خوب بود اگر درگیر این تنش های عصبی نمی شدم .

*اصلاح شده:  وقتی می بینم قبض ها به موقع پرداخت نمیشود،  عصبی شده و ذهنم مغشوش می شود اگر می توانستید کمکم کنید ، چی می شد؟

5ـ رسیدن به وضعیتی قابل  درک :

* همدلی

* صحبت کردن و رسیدن به درک متقابل

مثال ها

*مشکل دار: من که چیزی دستگیرم نشد ، خنده دار است که از بودن با افراد سالم فرار می کنی اما با افراد معتاد به راحتی دوست می شوی.

*اصلاح شده: قبل از هر چیز شرط می بندم که کمی سخت است که آدم هایی را پیدا کنی که اهل مواد نباشند اما تو با بودن با آنها لذت ببری .اجازه می دهی در این مورد با هم صحبت کنیم.

6 ـ پذیرش نسبی مسئولیت:بخشی از مسئولیت را بپذیرید.

* هدف : اطرافیان نمی خواهند او را فقط سرزنش کنند.

*خلع سلاح کردن مراجع        کمتر حالت دفاعی      بحث آزادتر

* درباره بخشی از مشکلات مراجع که آن ها هم در ایجادشان مسئول هستند ، صحبت کنند.
مثال ها

*مشکل دار: چه طور فراموش کردی با تعمیر کار صحبت کنی من همین دیشب به تو یادآوری کرده بودم.

*اصلاح شده: با تعمیر کار صحبت نکردی ؟می دانی وقتی سر کار بودم فکر کردم باید دفتر یادداشت ام را که روی میزم بود بیاورم خانه تا به تو یادآوری کنم که این کار را بکنی ولی متأسفانه یادم رفت

7 ـ ارایه کمک :

* پیشنهاد کمک به صورت کلی باشد ؛ نه نوع خاص از کمک که دوست داریم . مثلاً: چه کمکی می توانم بکنم ؟

*به دور از سرزنش ـ مثبت گرا ـ حمایتی

مثال ها

*مشکل دار: خوب عصبی شده بودی ؟ به من نگو که این عصبیت باعث مصرف شده . چقدر می خواهی مواد مصرف کنی .

*اصلاح شده: چه طور می توانم به تو کمک کنم تا جلوی وسـوسه ات را بگیرم

                                                                                                                                                                                                     

شنبه ۱۳٩٢/۱٠/٢۱ | ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ | شیوا مرادی | نظرات ()

درباره وبلاگ

سرکار خانم شیوا مرادی، فارغ التحصیل دوره کارشناسی پیوسته در رشته ی علوم اجتماعی (مددکاری اجتماعی) از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک و فارغ التحصیل دوره کارشناسی ارشد در رشته ی جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان.
منو وبلاگ
نويسندگان
موضوعات وب
 
طراح قالب
امکانات وب