مددکار اجتماعی - پزشک و مشاور اجتماع
مددکار اجتماعی - پزشک و مشاور اجتماع

کارل مارکس نخستین نظریه پرداز اجتماعی است، که میان نظریه های وی نظریه های فروید همانندی هایی وجود دارد. هر دو، دین را به عنوان یک توهم جبران کننده و آسودگی بخش در نظر گرفته اند که سرانجام، زمانی که انسان ها نیاز به توهم را از دست می دهند این توهم ها نیز از بین می روند. هیچ یک، دین را بخش اساسی جامعه بشری یا ذات زندگی تلقی نمی کنند و از این جهت، آنها را میتوان در نقطه مقابل نظریه پردازان کارکردگرایی قرار داد. نظریه ی مارکس، نظریه ای اساساً جامعه شناختی است و دین اساساً محصول یک جامعه ی طبقاتی است. اندیشه درباره دین او بخشی از نظریه کلی اش درباره ی از خود بیگانگی در جوامع طبقاتی به شمار می آید. به نظر مارکس، دین هم محصول از خود بیگانگی و هم منافع طبقاتی است. دین هم ابزار فریبکاری و ستمگری به طبقه زیر دست جامعه و هم بیان اعتراض علیه ستمگری است و همچنین نوعی تسلیم و مایه تسلی در برابر ستمگری است.

به عقیده مارکس، در جوامع ماقبل طبقاتی، انسان ها بازیچه طبیعت بودند. اقوام ابتدایی نظارتی بر طبیعت نداشتند و درباره فرآیندهای طبیعی چیز زیادی نمی دانستند. در نتیجه، آنها می کوشید از طریق وسایل جادویی و دینی، نظارت بر طبیعت به دست آوردند. زمانی که جامعه دچار تقسیم طبقاتی شد، انسان ها بار دیگر در موقعیتی قرار گرفتند که نمی توانستند بر نیروهای تأثیرگذار بر آنها نظارت اعمال کنند. این در حالی است که در یک جامعه طبقاتی، نظم اجتماعی به عنوان پدیده ثابت و از پیش تعیین شده ای که رفتار انسان ها را نظارت و تعین می کند، در نظر گرفته می شود. در واقع، نظم اجتماعی چیزی جزء همان کنش ها و رفتارهای اعضای جامعه نیست. انسانها با کنش هایشان نظم اجتماعی را حفظ می کنند، نظم اجتماعی در واقع آفریده در جامعه طبقاتی انسان ها از خود بیگانه اند و نظر رمزآمیزی درباره واقعیت دارند. در جامعه طبقاتی، فرآورده های انسانی آفریده نیروهای خارج از انسان ها در نظر گرفته می شوند.

مارکس، تصور می کرد که لودویک فویر باخ فیلسوف نخستین بار نشان داد ویژگی های خدایان در واقع چیزی جز ویژگی های انسانی نیست، البته به صورتی فرافکنی شده در یک قلمرو خیالی و دور از دسترس انسان ها. در این قلمرو، همین ویژگی ها، تعالی یافته، وجود مستقلی از آن خود دارند و از طریق فرامین شان، در واقع انسان را تحت نظارت خود می گیرند. مارکس این نکته را به نظریه فویرباخ می افزاید که مسیحیان، معتقدند خداوند انسان ها را به صورت خود آفرید، حال آن که در واقع این انسان است که خدا را به صورت خودش آفریده است. قدرت ها و قابلیت های انسان، در خدا فرافکنده شده و خداوند به عنوان یک هستی کامل و قادر متعال نمایان می شود. بنابراین دین، واژه گونه موقعیت راستین است، زیرا محصول از خودبیگانگی بشر است. فویرباخ ماهیت راستین توهم دینی را نشان داده بود و به نظر مارکس نشان دادن این قضیه است که چگونه می توان این توهم را بر مبنای ساختار اجتماعی بازشناخت. مارک در تزهایی درباره فویرباخ می گوید: «فویر باخ کارش را از واقعیت از خودبیگانگی مذهبی و تقسیم جهان به دو جهان مذهبی و تخیلی و جهان واقعی آغاز می کند. کار فویرباخ جهان دینی را بر مبنای تحلیل بنیادهای دنیوی اش قرار می دهد. ولی او این واقعیت را نادیده می گیرد که تازه پس از تکمیل این کار کاراصلی می ماند که باید انجام گیرد. این مبنای دنیوی، نخست باید در تناقض های درونی خودش شناخته شده و سپس با یک عمل انقلابی این تناقض از میان برداشته شود.

از نظر مارکس، انتقاد از دین باید انتقاد از جامعه ای باشد که دین را ایجاد می کند. مفصل ترین عبارت مارکس درباره دین، در کتاب نقدِفلسفه هگل آمده است؛ او در این اثر، رهیافت کلی اش را در مورد تحلیلِ دین به گونه ای بسیار فشرده بیان می کند. مبنای نقد غیر دینی این است که، انسان دین را می سازد نه دین انسان را. دین همان خودآگاهی انسانی است که یا هنوز خودش را پیدا نکرده و یا دوباره خودش را گم کرده است. انسان، همان جهان انسانی، دولت و جامعه است. همین دولت و جامعه است که دین را به صورت یک آگاهی جهانیِ واژگونه ایجاد میکند، زیرا خودِ دولت و جامع، جهانیِ واژگونه اند. دین، نظریه عام این جهان و عصاره واژگونی و منطق آن به صورت عامیانه است. دین، مایه فخر روحی و ذوق و شوق این جهان، تصویب اخلاقی، تکمیل اُبهت آن و زمینه کلی تسلی و توجیه همین جهان است. دین تحقق خیالی ذات بشری است، زیرا در اینجا ذات بشری واقعیت راستینی ندارد. پس مبارزه با دین چیزی جز مبارزه با جهان دیگر نیست که دین بر اثر آن رنگ و بویی روحانی پیدا می کند.

اندوه مذهبی، هم بیان اندوه واقعی و هم سپر محافظی در برابر اندوه واقعی است. دین، آه ستمدیدگان و قلب جهان سنگدل است، درست همچنان که روح یک موقعیت افسرده را باز می نماید. دین تریاک آدمیان است. دین برای ایجاد شادمانی واقعی آنها مورد نیاز است. نقد دین، نقطه نقد جهان اندوهبار است که دین هاله ای بر ان می کشد. دین یک «آگاهی جهانیِ واژگونه» است، زیرا محصول یک جهان و.اژگونه است. در این داعیه مارکس، ویژگی دین به عنوان یک پدیده اساسا! ایدئولوژیک به چشم می خورد. به نظر مارکس، ایدئولوژی صورتی از اندیشه است که در قالب آن «انسان ها و شرایطشان، مانند عکس های نگاتیو در یک تاریکخانه، وارونه می نمایند». در یک جامعه طبقاتی – که ما به جای آن که عامل تعیین کننده باشیم، اساساً خود را تعیین شده می یابیم و نیز تا اندازه ای تعیین شده آفریه های اجتماعی خود هستیم – چیزها وارونه اند. انگلس این اندیشه را بدین شیوه بیان کرد است: «دین چیزی نیست جز بازتاب تخیلی نیروهای خارجی حاکم بر زندگی روزانه در ذهن انسان ها که طی آن، نیروهای زمینی صورت نیروهای فراطبیعی را به خود می گیرند». وقتی مارکس می گوید دین نظریه عام این جهان وارونه است، منظورش همین بازتاب تخیلی است که تبیین و توضیح جامعه و ماهیتش را نیز در بر میگیرد، زیرا انسانها در چنین جامعه ای نمی توانند درک درستی از حقیقت اوضاع داشته باشند.

دین، «در زمینه جهانی تسلی» و «افیون آدمیان» نیز لست. دین، گر چه مایه تسلی رنج دیدگان و ستمدیدگان است، اما آن نوع تسلی است که مانند داروهای مخدر تنها تسکین موقتی می بخشد، ان هم به بهای کُند شدن حواس و پیامدهای جانبی ناخوشایندش. این گونه تسلی راه حل واقعی را به دست نمی دهد و درواقع، با تحمل پذیر ساختن رنج و سرکوبی، از هر گونه راه حل واقعی جلوگیری می کند. دین به ابای شرایط ایجاد کننده رنج کمک می کند و به جای جست و جوی را های دگرگونی جهان، تسلیم را تقویت می کند. دین زمینه جهانیِ توجیه این جهان وارونه را فراهم میکند، چیزی فراتر از صِرف تبیین این جهان به شمار می آید. دین، نیرویی است که به این جهان مشروعیت می بخشد. همان چیزی که مایه تسلی ایجاد کننده تسلیم است، آن طبقاتی را که ممکن است از دگرگونی سود برند مجاب می کند که شرایطشان نه تنها گریز ناپذیر است، بکه مرجع غیرانسانی والاتری آن را تنظیم کرده است. تسلیم پذیری طبقات ستمدیده واستثمار شده، در اطاعت آنها از فرامین دین منعکس است. دین، اگر چه جبرانی را برای سختی های زندگی فعلی در آینده ارائه می کند، اما این جبران را مشروط به پذیرش بی عدالتیهای زندگی فعلی می کند.

این تنها طبقات ستمدیده نیستند که دیندارند، اعضای طبقه حاکم نیز غالباً به همین سان مذهبی اند. طبقه حاکم ممکن است تا اندازه ای به دین پایبند باشند، زیرا نه تنها آگاهانه یا ناآگاهانه دین را به عنوان نیرویی برای نظارت بر جامعه در نظر می گیرند، بلکه خود این طبقه نیز تا اندازه زیادی از خودبیگانه است. نیاز به در پیش گرفتن اقدام های گوناگون برای حفظ امتیازات، باعث می شود طبه حاکم تصور کند نظم اجتماعی چیزی بیشتر از آن شیوه ای است که ادم ها برای سازماندهی خودشان انتخاب می کنند و در واقع، این نظم، «در سرشت چیزها» عجین شده است. آنها تصور می کنند نظم ثباتِ درست باید مححفوظ بماند. نابرابری، فرمانبری، انقیاد، تفاوت میان فرمانروایان و فرمان بران، همگی به عنوان ویژگی های گریز ناپذیر جامعه بشری انگاشته می شوند. این امر پیبندی به این اندیشه ها و مشروطیت مذهبی آنها، از هراس طبقه حاکم از فروریختگی اجتماعی و نیز وابستگی آنها به نیروهایی که تا اندازه ای در فراسوی نظارت آنها قرار دارند، سرچشمه می گیرد. آنها ناچارند در جهت حفظ ثبات و نظم اجتماعی اقدام هایی ضروری انجام دهند.

مارکس می گوید دین هم می تواند بیان اعتراض علیه ستمگری و شوربختی در یک جامعه طبقاتی باشد و هم در جهت پذیرش چنین جامعه ای عمل کند. دین، یک داروی مُسکن است. قبول این قضه از سو.ی مارکس که دین «آه ستمدیدگان» است. به سنتی از تحلیل جنبش های مذهبی به ویژه جنبش های هزاره ای انجامیده است، مارکسیستها این جنبش ها را به عنوان جنبش های اساساً سوسیالیستس ولی زود رس و در نتیجه محکوم به شکست، در نظر گرفته اند. مارکس نیز مانند تایلر، فریزر و فروید معتقد است که دین آینده ای ندارد. به عقیده او، دین گرایش ذاتی سرشت بشری نیست، بلکه محصول متضیات خاص اجتماعی است. مارکس این نکته را در تز هفتم خود در کتاب درباره فویرباخ، به روشنی بیان میکند و می گوید: «احساس مذهبی» خود یک فرآورده اجتماعی است و «فرد انتزاعی.... در واع به صورت خاصی از جامعه تعلق دارد».

نقد نظریه مارکس درباره دین : نخستین انتقادی که م یتوان به رهیافت دین مارکس وارد کرد، مربوط به تشخیص دین به عنوان بیانگر منافع طبقاتی و ایدئولوژیکی سودمند است برای طبقه حاکم است. به گفته مارکس، افکار حاکم بر هر زمانه ای، معمولاً افکار طبقه حاکم و از جمله افکار دینی است و اندیشه هی مذهبی به پایگاه طبقه حاکم مشروعیت می بخشند و از معارضه با آنجلوگیری می کنند. رهبران و سازمان های مذهبی غالباً خودشان را با این واقعیت تطبی می دهند و اتحادی با قدرت های دنیوی میبندند و در قبال مشروع سازی طبقه حاکم، از حمایت دولت برخوردار می شوند و حتی با حمایت دولت انحصار امور مذهبی را به دست می گیرند.

مارکس دین را محصول از خودبیگانگی می انگارد، این واقعیت را تشخیص می دهد که دین از کسانی سرچشمه می گیرد که از همه بیشتر از خودبیگانه اند، یعنی همان طبقات زیردست. مارکس، بر کارکرد جبرانی دین و این واقعیت نیز تأکید می ورزد که دین نوعی بیان اعتراض است. تبیین دین به عنوان یک نوع فریبکاری ایدئولوژیک، در بهترین حالت تنها می تواند این قضیه را تبیین کند که چرا دین صورتهای خاص به خود میگیرد و تأکیدها و تفسیرهای معینی را پذیرا می شود. اما این تبیین، تمامی واعیت دین را نمی تواند توضیح دهد. تحلیل دین به عنون یک پدیده ایدئولوژیک، با نسبت از خودبیگانگی دادن به آن، تا اندازه ای تعارض دارد. مارکس، همزمان دین را بیانگر اعتراض و در ضمن وسیله مشروعیت و در نتیجه خاموش کننده اعتراض می انگارد. دین، برای این می تواند هر دو کار بالا را انجام دهد که مارکس بیان اعتراض آمیز دین را غیرمؤثر می داند. خصلت اعتراض آمیز دین به ابقای این شرایط می انجامد. دین با ارائه راه حل در یک سطح تخیلی، با هدایت آرزوهای مردم به راه های «بی خطر» در حقیقت پشتیبان وضع موجود است. دین اساساً ریشه در شرایط طبقات زیردست داشته و جنبه های ایدئولوژیک آن نقش ثانوی دارند.

دین چیزی بیشتر از یک خیال جبران کننده تخدیرآمیز و عامل تسلیم نیز می تواند باشد. رهیافت مارکسیستی، بسیاری از جنبه های دین را نادیده می گیرد، یک پدیده پیچیده را ساده گرفته و تعمیم های بسیار بعیدی را به دست می دهد. این واقعیت که، دین می تواند کوششی برای دست و پنجه نرم کردن با مسائل جهانی باشد که در ذات وضعیت بشری وجود دارند، هرگز به ذهن مارکس و پیروانش خطور نکرده است؛ مانند مسائل مربوط به معنای رنج، زندگی و مرگ.

مارکس بر این اعتقاد بود که این مسائل تنها در جوامع طبقاتی و قبیله ای که بازیچه دست طبیعت هستند وجود دارند. در یک جامعه کمونیستی، انسان ها در معرض برخورد با چنین مسائلی نیستند و تنها به امور مادی فکر میکنند و در نتیجه، دین دچار پژمردگی خواهد شد. البته این قضیه بسیار بعید است.  همه این واقعیت ها بر این امر دلالت می کنند که رابطه میان مذهبی بودن، آگاهی طبقاتی و سطح دنیا گرایی، پیچیده تر از آن است که نظریه مارکسیستی می گوید، حتی اگر این نظریه با برخی از این واقعیت ها سازگاری داشته باشد. مسائل دیگری نیز در تعمیم های مارکسیستی به چشم می خوردند که به این قضیه مربوط می شوند که منظور از دنیاگرایی چیست و با چه معیاری میتوان ان را اندازه گیری کرد.

پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۱ | ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ | شیوا مرادی | نظرات ()

در مطالب ذیل آمار و ارقامی از شرکت ATI (آرین توتون صنعت) ارائه نشده است و کلیه ی آمار و ارقام ارائه شده مربوطه به رقبای شرکت ATI (آرین توتون صنعت)می باشد.

 

 بخش­بندی بازار :

با توجه به نوع فعالیت شرکت شرکت استراتژی بازاریابی مختلف یا به عبارتی Differentiated Marketing را برای خود در نظر دارد یعنی  برای هر بخش یک محصول را عرضه کند.

کلاً سیگار را بر 4 شاخص کلی تقسیم­بندی می­کنیم که عبارتند از :

1-      جمعیتی

2-      رفتاری

3-      جغرافیایی

4-      روانشناختی

که هر کدام از این عوامل به قسمتهای مختلفی تقسیم­بندی می­شود که در جدول آمده است ، با توجه به جدول بالا بخش­هایی که در قسمت میانگین وزنی به رنگ زرد مشخص شده­اند از اهمیت بیشتری نسبت به دیگر عوامل برخوردار هستند که عبارتند از :سن،درآمد،کلاس اجتماعی،میزان مصرف،میزان وفاداری به برند،نوع سیگار مصرفی ؛ نمی­توان گفت عوامل دیگر در این بحث دخیل نیستند بلکه از اهمیت کمتری برخوردار هستند.

هدف­گذاری:

با توجه به جدول بالا هدف شرکت برای ورود به بازار برای سیگار جی­وان بخش افرادیست که :

1-      میانگین سنی بین 25 الی 40 سال را دارند

2-      بیشتر مردان مد نظر هستند

3-      افرادی که درآمد بین 500000 الی 1000000 تومان را دارند

  • طی یک تحقیق در شرکت آرین توتون صنعت از طریق تیم تحقیقات بازار در ایران افراد 5% درآمد خود را در ماه صرف خرید سیگار میکنند برای مثال یک نفر با میانگین درآمدی بالا حدودا در 30 روز ، سیگاری با قیمت 1200 الی 1450 تومان را می­خرد.

4-      بیشتر افرادی که دیپلمه و لیسانسه هستند

5-      از رده اجتماعی C1 هستند یعنی افراد متوسط جامعه و رو به بالا

6-      افرادی که هر روز سیگار می­کشند

7-      افرادی که میزان وفاداری به برند مصرفیشان متوسط است

8-      افرادی که مصرف­کننده دائمی هستند

9-      نوع سیگار مصرفیشان اسلیم و سوپر اسلیم است

10-   بیشتر در مناطق شهری سکونت دارند

11-   محل زندگیشان در آن مناطق ، منطقه متوسط­نشین می­باشد

12-   بیشتر درون­گرا باشند

  • طی تحقیقی که در ایران توسط تیم تحقیقات بازار شرکت ATI انجام شده بیشتر افرادی که مصرف کننده شدید سیگار می­باشند درون­گرا هستند

جایگاه سیگار جی­وان در ذهن مشتری:

تصورات مشتری نسبت به برند G1:

1-      سیگاری با قیمت مناسب و ارزان برای افراد متوسط شیک­پوش (ارزشمند)

2-      ایجاد هیجان و تازگی با حداقل بودجه مصرفی

3-      کیفیت مناسب با بسته­بندی جالب

4-      ایجاد آرامش و هیجان

5-      لایه قیمت متوسط

6-      در تمامی ساعات روز و زمانهای استراحت

7-      همیشه و همه­جا در دسترس با یک قیمت

8-      هماهنگی با ذائقه ایرانی                                                                          

در مورد 4P بازاریابی این محصول در لابلای مبحث در 3 مورد توضیح داده شد که عبارت بودند از :

1-      محصول

2-      قیمت

3-      نحوه توزیع

ولی قابل ذکر است که در مورد چاشنی­های فروش یا (PROMOTION) در بازار محصولات دخانی هیچ گونه اجازه­ای در استفاده از این موارد در هیچ جای دنیا به جز FREESHOP فرودگاههای بین­المللی داده نشده است با این حال شرکت آرین توتون صنعت و بسیاری دیگر در شرکتهای دخانی با گذاشتن اشانتیون در فروش و بسیاری کارهای دیگر کارهای تبلیغاتی زیادی را انجام می­دهند به طور مثال شرکت ATI نیروهای خانم و آقایی را در استخدام خود دارد که تمامی کافی­شاپ­ها را که در آن مصرف سیگار مجاز می­باشد شناسایی کرده و در آنجا برای افراد سیگاری سمپل انجام می­دهد.

مقدمه:
برای درک بهتر پروژه نیاز به یکسری اطلاعات اولیه میباشد که به صورت مختصر در ذیل آمده است:
سیگار از بخش های متعددی تشکیل شده که در نگاه کلی دارای دوبخش توتون و فیلتر است. کار اصلی فیلتر کم کردن مقدار دود، تار، و ذرات بسیار ریز هنگام کشیدن و سوختن سیگار، و همچنین کاهش دهنده خشونت و زمختی دودنیزمیباشد.

انواع ترکیبات توتون

در حالت کلی سیگارها از نظر نوع ترکیبات توتون به 5 دسته تقسیم می شوند، که این انواع عبارتند از:

  • American Blend
  • Turkish Blend
  • Chinese Blend
  • Dark
  • Virgin

در ایران اکثراً سیگارها با ترکیب American  هستند و این به دلیل نزدیکی این ترکیب به ذائقه ایرانی می باشد.

انواع فیلتر
 
فیلتر ها دارای دو نوع عمده هستند که خود این فیلتر ها دارای زیر مجموعه های دیگری هستند :
Mono Acetate Filter: فیلترهای یک تکه ای هستند و اکثر سیگارهای موجود در بازار ایران دارای این نوع فیلتر هستند.
فیلترهای چند قسمتی : این فیلترهای دارای قسمتهای مختلفی است .
Charcoal Filter: در فیلتر ذرات ذغال وجود دارد، که سیگار را سبک کرده و بسیاری از ضررهای آنرا می گیرد.
برخی دیگر از انواع فیلترها نیز هستند که چند قسمتی بوده و یکی از بخشهای آنها را توتون طعم دار تشکیل می دهد.
انواع طبقه
بندیهای سیگار:
1. نوع
2. سایز
3. طبقه بندی قانونی
4. طعم
5. گروه سنی یا جنسی

طبقهبندی از نظر نوع سیگار (میزان نیکوتین و قطران)

  • Ultra Light
  • Light
  • Medium
  • Full Flavor

 طبقه بندی از نظر اندازه سیگار

  • Super Slim
  • Slim
  • King

سیگار های Super Slim معمولا با قطر 5.4 میلیمتر  می باشند، که از نظر ارتفاع دو نوع هستند. یک نوع با ارتفاع 100 میلیمتر و نوع دیگر با ارتفاع 83 میلیمتر می باشند. اما سیگارهای Slim از نظر ارتفاع همانند سیگارهای بلند Super Slim، 100 میلیمتر بوده ولی از نظر قطر متفاوتند، و قطری معادل 6.6 میلیمتر دارند. سیگارهایKing Size اکثرا دارای طول 83 میلیمتری و قطر 8 میلیمتری می باشند. اما برخی از برندها این سیگار ها را با طول 100 میلیمتر و  با اصطلاح پایه بلند تولید می نمایند.

طبقه بندی سیگار از نظر قانونی

  • بدون عکس ریه و هولوگرام سازمان دخانیات
  • بدون عکس ریه ولی  با هولوگرام سازمان دخانیات
  • با عکس ریه و هولوگرام سازمان دخانیات

سیگارهای موجود در بازار ایران از لحاظ قانونی به دسته بندی بالا تقسیم می شوند که این دسته ها با یکدیگر از لحاظ قیمت تفاوتهای بسیاری دارند. به ترتیب  از بالا به پایین از قیمت آنها کاسته می شود، بدین معنی که سیگار هایی با عکس ریه و هولوگرام سازمان دخانیات از همه ارزان تر بوده و سیگارهای فاقد این نشان ها از همه گرانتر می باشند.

طبقه بندی از نظر طعم سیگار

Full Flavor (که در بخش طبقه بندی از نظر نوع توضیح داده شد)

Kretek:  سیگارهایی بلند و مشکی رنگ که از مخلوط توتون، برگ میخک و سایر عطرها و ادویه جات معطر خاص ساخته می شوند.

Herbal: این سیگارها سیگارهایی عاری از تنباکو و نیکوتین هستند. در واقع این سیگارها دارای هیچگونه تنباکو و یا نیکوتینی نیستند. این نوع از سیگارها همانطور که از نامشان پیداست گیاهی بوده، و شامل آمیخته ای از گیاهان مختلف و یا سایر مواد گیاهی می باشند.

Menthol: این سیگارها سیگارهایی با طعم نعناع می باشند که باعث ایجاد یک احساس آرامش روحی و همچنین خنکی کاذب در پوست می نماید.

معرفی شرکت

شرکت آرین توتون صنعت اولین و تنها شرکت تولیدکننده خصوصی محصولات دخانی در کشور عزیزمان ایران می­باشد، سرمایه اولیه شرکت حدوداً 80 میلیون یورو می­باشد. این شرکت در بخش فروش حدوداَ 400 پرسنل دارد که در تمامی ایران مشغول به کار می باشند کارخانه آرین توتون صنعت در استان زنجان و شهر ابهر به مساحت 32 هزار متر مربع در سال 1388 بنا شده است،در زیر به صورت گزینه­ای مطالبی در مورد شرکت بیان شده است:

زیر مجموعه گروه صنعتی پوشینه

سال تاسیس : 1384

دفتر مرکزی : تهران، خیابان شهید بهشتی

برندهای سازمان ATI عبارتند از:

SATER :   Super Slimپایه بلند

G1 :  Super Slim پایه کوتاه

(Mission) هدف از تاسیس سازمانATI

تغییر نگرش تفکر ایرانی نسبت به سیگار ایرانی ایجاد یک برند ایرانی قابل عرضه در بازارهای جهانی

(Vision)چشم انداز سازمان

رهبری در تولید سیگارهای متنوع برای اقشار متوسط جامعه

ارزشها:

  • سیگاری با قیمت مناسب و ارزان برای افراد متوسط شیک پوش (ارزشمند)
  • ایجاد هیجان و تازگی با حداقل بودجه مصرفی
  • کیفیت مناسب با بسته بندی جالب
  • ایجاد آرامش و هیجان
  • لایه قیمت متوسط
  • در تمامی ساعات روز و زمانهای استراحت
  • همیشه و همه جا در دسترس با یک قیمت
  • ·                     هماهنگی با ذائقه ایرانی

مدل ارزیابی فرهنگ سازمانی کامرون و کویین

  • ·      کامرون و کویین، با استفاده از چارچوب ارزش های رقیب، چهار نوع فرهنگ سازمانی زیر را تعریف کردند:

1- فرهنگ طایفه ای (قبیله ای، تعاونی یا همکاری)

2- فرهنگ ویژه سالار (ادهوکراسی)

3- فرهنگ مبتنی بر بازار

4- فرهنگ سلسله مراتبی

فرهنگ تیم گرا (clan)

  • این فرهنگ انعطاف پذیری را ارزش دانسته و نظارت و کنترل در آن از اهمیت کمتری برخوردار است.
  •  رهبران و مدیران از اعضا حمایت کرده و همبستگی و کار گروهی را تقویت می کنند.
  •  مدیر اندرزدهنده، پشتیبان، صمیمی و صادق است. به سخنان کارکنان گوش می دهد و از آنها پشتیبانی می کند.

فرهنگ توسعه گرا (Developmental)

  • این فرهنگ به مسائل برون سازمانی و نوآوری ها و پیشرفت های محیط و همچنین انعطاف پذیری و فضای باز تصمیم گیری بسیار اهمیت می دهد
  • در این فرهنگ رهبران و مدیران آفریننده و سنت شکن هستند. از تغییرات محیط آگاه بوده و اندیشه های نو پدید می آورند و کارکنان را برای تغییرات بزرگ آماده می کنند.

فرهنگ نتیجه گرا (Rational)

  • در این فرهنگ بر نظارت و کنترل بیش از انعطاف پذیری تأکید می شود، اما مسائل برون سازمانی و تغییرات محیط، اهمیت بیشتری نسبت به مسائل داخلی سازمان دارد.
  • در این فرهنگ، رهبران و مدیران هدف گرا هستند.
  • مدیران با برنامه ریزی و مشخص کردن اهداف، انتظارات خود را روشن می کنند.
  • مدیران وظایف و نقش هر یک کارکنان را مشخص و دستورالعمل های مربوطه را تدوین وابلاغ می کنند.

فرهنگ سلسله مراتبی (Hierarchical)

  • در فرهنگ سلسله مراتبی به مسائل درون سازمانی بیش از مسائل برون سازمانی توجه می شود
  • در فرهنگ سلسله مراتبی بر ثبات و نظارت بیشتر از انعطاف پذیری و رقابت پذیری تکیه می شود
  • فرهنگ سلسله مراتبی را فرهنگ «نظارت و فرماندهی» نیز می خوانند
  • در این فرهنگ، رهبران محافظه کار بوده و مدیران بیشتر هماهنگ کننده و نظارت گر هستند. آنان فعالیت کارکنان را ردیابی می کنند و بر پیشرفت کارها مطابق با رویه ها و برنامه ها نظارت می کنند

مروری بر مدلهای ارزیابی فرهنگ سازمانی- مدل کامرون و کویین (2006)

  • کامرون و کویین «ابزار ارزیابی فرهنگ سازمانی» را که برای سنجش، ارزیابی و شناسایی برتری نسبی چهار نوع فرهنگ در سازمان به کار می‌رود، ارائه کردند

 Organizational Culture Assessment Instrument (OCAI)

  • برای ارزیابی هر یک از انواع فرهنگ سازمانی در این ابزار، از شش معیار کلی به شرح زیر استفاده می شود:

1- خصوصیات حاکم بر سازمان Dominant Characteristics

2- رهبری سازمانOrganizational Leadership

3- مدیریت کارکنان Management of Employees

4- انسجام سازمانی Organization Glue

5- تاکید و تمرکز بر استراتژی سازمانStrategic Emphasis

6- معیارهای موفقیتCriteria of Success

یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱ | ٤:٥٩ ‎ب.ظ | شیوا مرادی | نظرات ()

درباره وبلاگ

دڪــتـــر شیــــــــوا مرادے، مددکار اجتماعے و جامعه شناس Email▶ shiva.moradi@gmail.com Instagram▶ @shivamoradi_socialworks Channel Book & video▶ @social_works Channel Voice▶ @socialworks Facebook▶ facebook.com/shivayie
منو وبلاگ
موضوعات وب
 
طراح قالب
امکانات وب