مددکار اجتماعی - پزشک و مشاور اجتماع
مددکار اجتماعی - پزشک و مشاور اجتماع

نقش مهاجرت های خارجی در جمعیت

 Role Of External Migration in Population

 

مهاجرت

مهاجرت در لغت به ‌معنای حرکت افراد یا گروه‌هایی است، که مستلزم تغییر دائمی یا موقت محل سکونت است. لفظ مهاجرت در مقابل اصطلاح تحرک به‌کار می­رود که به همه اشکال تحرک فضایی (موقت و دائم) اطلاق می­شود. و معنای عام کلمه عبارت است از ترک سرزمین اصلی و ساکن شدن در سرزمین دیگر به‌طور موقت یا دائم. مهاجرت در مفهوم جمعیت­شناختی کلمه، با کوچ مداوم انسان در جوامع ابتدایی و کوچ عشایری و همچنین حرکات جغرافیایی کوتاه‌مدت مانند مسافرت متمایز است و در مورد جمعیت­هایی به‌کار می­رود که نسبتاً استقرار یافته­اند. مهاجرت به‌عنوان یک واقعه تأثیرگذار بر رشد و تغییر جمعیت مورد توجه قرار می­گیرد. مهاجرت همچنین انعکاسی از تغییراتی است که در تار و پود جامعه رخ می­دهد.

مهاجر کسی است که به عللی زادگاه یا آخرین محل اقامت خود را برای همیشه ترک کرده جهت اقامت دائم یا نیمه دائم عازم مرکز جمعیت دیگر شده باشد . ( امینی نژاد ، 1378  : 24 )

در تعریف مرکز آمار ایران ( 1375 ) آمده است : آن دسته از اعضای خانوارهای معمولی ساکن و دسته جمعی که شهر یا آبادی محل اقامت خود را در فاصله سالهای 65 تا 1375 تغییر داده اند ، مهاجر شناخته می شوند. ( حسینی ابری ، 1380 :189 )

مهاجرت عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد. اگرچه مهاجرت بشر برای مدت صدها هزار سال وجود داشته و دارد، «مهاجرت» در مفهوم مدرن به حرکت و کوچ افراد از یک ملیت- کشور به کشور دیگر، که در آنجا شهروند نیستند، محسوب می‌شود. مهاجرت به‌طور ضمنی به اقامت درازمدت با مهاجرت اطلاق می‌شود توریستها و بازدید کنندگان موقتی و کوتاه مدت به‌عنوان مهاجرت شناخته نمی‌شوند؛ اما با وجود این، مهاجرت فصلی کارگران و نیروی کار (به‌طور نمونه برای مدت کمتر از یک سال) اغلب به‌عنوان شکلی از مهاجرت بحساب می‌آیند. میزان جانی مهاجرت، درشرایط کامل بالا ولی در شرایط مرتبط پایین است.بر طبق آمار تخمینی سازمان ملل متحد در حدود ۱۹۰ میلیون مهاجر بین‌المللی در سال ۲۰۰۵ وجود داشته‌است، که ۳٪ از کل جمعیت دنیا را شامل می‌شود. ۹۷٪ بقیه جمعیت دنیا در کشورها و محلهایی زندگی می‌کنند که به دنیا آمده‌اند یا به‌طور خانوادگی زندگی کرده‌اند.

مهاجرت از کلماتی است که علوم مختلف به تناسب نیاز خود به تعریف از این کلمه پرداخته‌اند همچنین در علم جمعیت‌شناسی افراد با توجه به نگرشها و دیدگاه‌های خود به تبیین این کلمه پرداخته‌اند. «در جمعیت‌شناسی، طور عام مهاجرت عبارتست از تغییر محل اقامت فرد از یک نقطه به نقطه دیگر».

مهاجرت در کتاب لغتنامه جمعیت‌شناسی سازمان ملل اینگونه تعریف شده است: «شکلی از تحرک جغرافیایی یا ترک مکانی است که بین دو واحد جغرافیایی صورت می‌گیرد. این تحرک جغرافیایی تغییر اقامتگاه از مبدا یا محل حرکت به مقصد یامحل ورود می‌باشد اینگونه مهاجرتها را مهاجرت دائم گویند و باید آن را از اشکال دیگر حرکات جمعیت که متضمن تغییر دایمی محل اقامت نمی‌باشد تفکیک کرد».

مهاجرت پدیده‌ای جدید و تازه نیست که علم خاص به آن پرداخته باشد، شاید بتوان گفت که این پدیده همیشه با انسان قرین بوده است و چون انسان تنوع‌طلب و به دنبال منفعت بیشتر در همه دوران تاریخ بوده، از همان ابتدا، این پدیده وجود داشته است. منتهی تفاوت این مهاجرتها در وجود انگیزه‌ها و محرکهای متفاوتی است که انسان با توجه به آن دست به چنین اقدامی زده و هجرت می‌کند. در هر علمی با توجه به پیامدها و اثراتی که مهاجرت بر روی جوامع و اجتماعات می‌گذارد بحث‌هایی مطرح شده است؛ بعنوان مثال علم اقتصاد راجع به پیامدهای اقتصادی این عمل صحبت می‌کند؛ که مهاجرت چه اثراتی را بر اقتصاد یک جامعه می‌گذارد.

عقاید جدید در مورد مهاجرت به توسعه و پیشرفت مربوط می‌شود، مخصوصا در قرن نوزدهم میلادی به ملیت‌ها و کشورهایی با معیارهای مشخص شهروندی پاسپورت وکنترل دائم و مسمتر مرزها وحدود و قانون ملیت وجود داشته‌است.شهروندی و تابعیت یک کشور- ملیت به یک نفر خارجی و بیگانه حق اقامت در آن کشور و منطقه می‌داد، ولی اقامت بخاطر مهاجرت منوط به شرایط بود که توسط قانون مهاجرت تعیین می‌شود. مهاجرت بدون تایید رسمی می‌تواند طبق این قوانین یک خلاف تلقی بشود، و حتی اگر آن به‌عنوان خلاف تعریف نشود، دولتها معمولاً برای مهاجرت غیر قانونی بازداشت و حبس تعیین می‌کنند. این ملیت ها- کشورها هم‌چنین مهاجرت را یک مورد سیاسی، با تعریف وطن و تابعیت اصلی یک ملت را که به عنتوان میراث شراکتی نژادی و یا فرهنگی اصلی به‌شمار می‌آید، در بیشتر موارد مهاجرت شرایط نژادی و فرهنگی مختلفی پیدا می‌کند. این مسئله باعث تنش‌های اجتماعی ترس و واهمه از خارجی و برخورد و مقابله با هویت ملی وبومی، در بسیاری از کشورهای توسعه یافته به حساب می‌آید.

کشورهای مهاجرپذیر نیز از نیروی کار مهاجران نفع می‌برند. بسیاری از کشورهای صنعتی برای گردش اقتصاد خود به نیروی کار ارزان مهاجرین نیاز دارند. مهاجران به‌ویژه در بخش‌های کشاورزی، ساختمان، رستوران‌داری و هتل‌داری، مراقبت از سالمندان، نظافت و خدمتکاری منازل مشغول به کار هستند. حتی در درون اتحادیه اروپا نیز انجام کار محدودیت‌های اقامتی برای بعضی از کشورها دارد و این امر رسماً به مهاجرت و کار غیرقانونی دامن می‌زند. در واقع در بحث‌های مربوط به مهاجرت غالباً چنین جلوه داده می‌شود که مهاجرین خود را به زور به جوامع مرفه‌تر تحمیل می‌کنند. در این میان نه تنها به علل مهاجرت، که ریشهٔ بسیاری از آنان، مناسبات اقتصادی جهانی است، اشاره نمی‌شود، بلکه در مورد منافع سرشاری که از راه مهاجرت قانونی و غیرقانونی نصیب سوداگران می‌گردد نیز سکوت می‌شود.

  تعریف مهاجرت: در جمعیت‌شناسی، مهاجرت به‌طور عام عبارت است از تغییر محل اقامت فرد از یک نقطه به نقطه دیگر. مهاجرت در لغت‌نامه جمعیت‌شناسی سازمان ملل چنین تعریف شده است:

مهاجرت شکلی از تحرک جغرافیایی یا تحرک مکانی است که بین دو واحد جغرافیایی صورت می‌‌گیرد. این تحرک جغرافیایی، تغییر اقامتگاه از مبداً یا محل حرکت به مقصد یا محل ورود است. این گونه مهاجرت‌ها را مهاجرت دائم می‌‌گویند و باید آن را از اشکال دیگر حرکات جمعیت که متضمن تغییر دائمی‌‌ محل اقامت نیست، تفکیک کرد.

مهاجرت دارای ابعاد گوناگونی است. مهاجرت‌ها را می‌‌توان به دو گروه عمده مهاجران داخلی و مهاجران خارجی و یا بین‌المللی تقسیم کرد. به بیانی دیگر مهاجرت ممکن است داخل یک کشور یا بین کشورهای مختلف باشد. اگر جابه‌جایی جمعیت در داخل مرزهای سیاسی یک کشور انجام شود، آن را مهاجرت داخلی می‌‌نامند و اگر مبداً و مقصد مهاجرت دو کشور مختلف باشد، مهاجرت بین‌المللی خوانده می‌‌شود.

در این مقاله مهاجرت‌های داخلی موردنظر است. مهاجرت‌های داخلی، براساس تقسیمات مختلف کشوری دارای اشکال متفاوتی است. (نظیر مهاجرت شهر به شهر، مهاجرت روستا به روستا، مهاجرت روستا به شهر، مهاجرت شهر به روستا، مهاجرت استان به استان، مهاجرت شهرستان به شهرستان) در این مختصر فقط مهاجرت‌های بین استانی مدنظر است.

- مهاجرپذیری و مهاجرفرستی: اگر در جامعه‌ای تعداد خارج شدگان بیش از تعداد وارد شدگان باشد، میزان خالص مهاجرت، منفی خواهد شد و به عبارتی جامعه، مهاجرفرست است. چنانچه تعداد واردشدگان بیش از تعداد خارج شدگان باشد، میزان خالص مهاجرت مثبت بوده و این به این معنی است که آن جامعه مهاجرپذیر است.

 

 

 

نرخهای مهاجرت

مهاجرت نیز مثل بسیاری از پدیده‌های دیگر قابل محاسبه و اندازه‌گیری است و می‌توان آن را از طریق محاسبه در هر جامعه‌ای محاسبه نمود در مورد نرخ مهاجرت اینگونه گفته‌اند که نرخ مهاجرت جمعیت یک جامعه از طریق تفاضل نرخهای درون‌کوچی و برون‌کوچی بر جمعیت میانه سال در هر صد یا هزار نفر از جمعیت بدست می‌آورند. نرخ مهاجرت ممکن است مثبت باشد یا منفی.

 

فرق مهاجرت با کوچ

مهاجرت در مفهوم جمعیت‌شناختی کلمه با کلمه کوچ مداوم انسان در جوامع ابتدایی و کوچ عشایری وهمچنین حرکات جغرافیای مانند سفر یا مسافرت متمایز است و در مورد جمعیتهایی بکار می‌رود که نسبتا استقرار یافته‌اند از آنجا که در جمعیت‌شناسی انجام مطالعات مربوط به مهاجرت در کل کشور، دشواریهای زیادی دارد و به منظور امکان بررسی به کسی که محل اقامت فعلی و محل تولدش یکی نباشد مهاجر اطلاق می‌شود در این تعریف مدت مهاجر بودن را ده سال در نظر می‌گیرند».

با توجه به تعریف که در بالا اشاره گردید شاید بتوان دو خصیصه را ملاک اصلی شخص مهاجر و پدیده مهاجرت بیان نمود اول اینکه شخص مهاجر باید در جایی برای زندگی مستقر باشد و تصمیم بر زندگی در آن منطقه را داشته باشد دوم اینکه حداقل چند سالی در آنجا زندگی نماید که اطلاق مهاجر بر آن صحیح باشد و بشود از لحاظ جمعیت‌شناختی این پدیده را مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار داد.

موانع مهاجرت

موانع مهاجرت فقط مسائل قانونی نیستند بلکه موارد طبیعی هم خیلی نیرومند هستند. مهاجران هنگام ترک کشورشان باید خیلی چیزهای مورد علاقه را از قبیل: خانواده، دوستان، شبکه حمایتی، و فرهنگ خود راهم ترک گویند.آنها هم‌چنین باید دارایی‌های خود را به مقدار زیاد به پول نقد تبدیل کنند که خرج مسافرت ومهاجرت خود را تامین کنند. وقتی که آنها به کشور جدید می‌رسند با خیلی چیزهای غیرمطمئن و پیش بینی نشده مانند پیدا کردن کار، محلی برای زندگی کردن، قوانین جدید، الگوهای فرهنگی جدید، مسائل مربوط به لهجه زبانی، احتمالا راشیسم و نژادگرایی و سایر رفتارهای مخالف خود و خانواده خود مواجه می‌شوند. این موانع مهاجرت بین‌المللی را محدود می‌کنند، سناریوهایی در مورد مهاجرت جمعیت به «به‌صورت انبوه» به قاره‌های دیگر، ایجاد و افزایش مشکلات جمعیت انبوه، و مشکلاتی ایجاد شده توسط آنها برای سرویس‌ها و ساختار داخلی جامعه جدید و این محدودیتهای اسکان و ناتورالیسم موانعی در سر راه مهاجرت بیشتر می‌باشند.

 

مزایای مهاجرت

شاید بیشتر تعجب کنید اگر بدانید بر طبق آخرین گزارش‌ها برنامه توسعه سازمان ملل متحد مهاجرت به نفع کشورهای فقیر نیز می‌باشد. همانند آنچه که در بازار آزاد جهانی وجود دارد این‌طور به‌نظر میرسد که نیروی کار مازاد کشورهای خود را که تقاضا برای آن‌ها کم است ترک کرده وبه کشورهایی می‌روند که تقاضا برای آن‌ها زیاد است.مهاجرت‌های بین‌المللی منجر به کسب مهارت و آموزش می‌شود.مزایای مهاجرت برای کشورهایی مثل کانادا که نرخ تولد در آن پایین است به وضوح قابل مشاهده است. طبیعی است که کشورهای فقیر تمایلی به از دست دادن نیروهای متخصص ندارند؛ اما راه حل این مشکل این نیست که نیروی کار آماده در جایی باشد که به کار گرفته نشود و یا محروم از کار کردن باشد در واقع شواهدی موجود است که مهاجرت‌های این چنینی موجب مساعدت به کشورهای فقیر است.

آثار مهاجرت

طبق برآورد سازمان‌های مدافع حقوق بشر، سالانه بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار انسان توسط قاچاقچیان از مرزها عبور داده شده و به فروش می‌رسند که ۸۰ درصد از این افراد دختران و زنان هستند. بسیاری از این افراد به کارهای سیاه و غیرقانونی واداشته می‌شوند، و مورد استثمار و بدرفتاری قرار می‌گیرند.

در وضع قوانین مربوط به مهاجرین، به‌جای پذیرفتن آنان به‌عنوان شهروندان جامعه، کنترل آنان به‌عنوان حاشیه‌نشینان جامعه مد نظر قرار می‌گیرد. به این ترتیب مهاجرین آخرین حلقه‌های زنجیر سلطهٔ قدرتمندان را با هستی خود تنیده می‌بینند و زنان مهاجر رنگ جنسیتی را در شمایل این زنجیر باز می‌شناسند.

 

مهاجرت و جمعیت‌شناسی

این  کلمه در علم جمعیت‌شناسی بسیار مهم است؛ به طوریکه خیلی از موارد این علم، بستگی به مهاجرت در جوامع دارد  و مباحث مربوط به این علم عنایت قابل توجهی به پدیده مهاجرت دارد. درباره جمعیت‌شناسان گفته‌اند: «جمعیت‌شناسان به بررسی تغییرات جمعیتی ناشی از مهاجرت می‌پردازند؛ یعنی جابجایی‌های جمعیت و میزانهایی نظیر "رشد جمعیت"، "شاخص باروری"، "میزان مرگ و میر"، "شرایط اشتغال"، "نسبت جنسی" و نظایر آن را مورد بررسی قرار می‌دهند. که خود از دیدگاه جمعیت‌شناسی دارای اهمیت فراوان است. بنابراین جمعیت‌شناسان کم و بیش، بیش از یک سوم از تلاشهای خود را مصروف تغییرات ناشی از مهاجرت می‌نمایند».

 

آمارهای جهانی مهاجرت

آمارهای مهاجرت به افرادی اشاره می‌کند که از یک کشور به به کشور دیگری، برای مثال، مهاجران نسل اول، مهاجرت کرده‌اند. در موارد غیر رسمی، اصطلاحاتی مانند، «مهاجر»، یا «خارجی» اغلب برای نشان دادن ویژگیهای نژادی و قومی اقلیتهای مهاجران، بدون توجه به محل تولد یا شهروندی آنها استفاده می‌شود.

برطبق «گزارش منشیگری عمومی سازمان مهاجرت بین‌المللی و توسعه» بیشتر مهاجران بین‌المللی در کشورهای توسعه یافته دارای درآمد بالا یعنی در حدود ۹۱ میلیون در سال ۲۰۰۵ می‌باشند. کشورهایی که درآمد کم یا کمتر از حد متوسط را دارند، دارای ۵۱ میلیون مهاجر بین‌المللی می‌باشند. تعداد کل مهاجران بین‌المللی در ایالات متحده آمریکا در بیشترین حد آن، یعنی ۳۹ میلیون نفر است. بالاترین درصد مهاجران در نیروی کار و کارگران در کشورهای حوزه خلیج فارس محاسبه شده که ۹۰٪ در امارات متحده عربی، ۸۶٪ در قطر، ۸۲٪ در کویت، ۶۴٪ در عمان که این جریان مهاجرت فقط از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند نمی‌باشد: در حدود یک سوم مهاجران بین المللی از یک کشور توسعه یافته به کشور دیگری مهاجرت می‌کنند. در اروپا، فقط لوکزامبورگ این میزان را با ۴۵٪ نیروی کار خارجی دارد. در کشور سویس، ۲۲٪ از نیروی کار از خارجیان تشکیل می‌شود، اما در کشورهای دیگر اروپایی، کمتر از ۱۰٪ خارجی هستند (کلمه خارجی معادل کلمه مهاجر نیست). در ۴۱ کشور، بیش از یک پنجم جمعیت از مهاجران خارجی تشکیل شده‌است.

 

انواع مهاجرت

مهاجرت به مثابه یک  روند اجتماعی قانون مند در طول تاریخ وبعنوان پدیده اجتماعی ناشی از اقتصاد صنعتی پدیده ای عمومی ومشترک درجهان معاصر به شمار می آید .در مطالعه مهاجرت وانواع آان صاحب نظران جمعیتی به گونه هایی اشاره کرد ه وبه طبقه بندی آان پرداخته اند .عده ای در بررسی های خود از مهاجرت های طبیعی و عادی و بی رویه یا کنترل نشده سخن به میان می آورند و منظورشان از این مقوله از یک سو آن است  که آیا مهاجرت افراد برنامه ریزی شده ومنظم است یا بی برنامه واز سوی دیگر آیا مهاجرت بعنوان یک پدیده ی عادی و بهنجار مطرح است یا به صورت مسئله فرضی ونابهنجار.

در سالهای اخیر گرایش فزاینده ای به طبقه بندی مهاجرتها از نظر داخلی ( درون مرزی ) و یا خارجی ( برون مرزی ) یا بین المللی وجود داشته ، زیرا شناخت نوع مهاجرتها به آگاهی از حرکات جمعیت در داخل مرزها و یا خارج آن در حل مسائل سیاسی و برنامه ریزیهای کلی و ناحیه ای کمک می نماید. ( مهدوی، 1373 : 174 ).

یک نوع طبقه بندی مهاجرت از ویلیام پترسون است که در این طبقه بندی پنج نوع مهاجرت اصلی تشخیص می دهد . ( ابتدایی اجباری غیر اختیاری جمعی ) مهاجرت ابتدایی کوچ سرگردان مانند شکارگران ، گردآورندگان خوراک و شبانکاران را دربر می گیرد ، مهاجرت اجباری به انتقال یا جابجایی مردم به وسیله دولت اشاره دارد ، مانند طرح تجمیع . در مهاجرت غیر اختیاری مهاجرین قدرت تصمیم گیری دارند ولی بنا به عللی وادار به مهاجرت می شوند ، مانند وقوع سیل ، زلزله یا خشک سالی در یک منطقه ، در مهاجرت اختیاری معمولا به ترک افرادی که با انگیزه ی یافتن چیزهای تازه ، حادثه جویی و بهبود زندگی دارند اطلاق می شود ، و مهاجرت جمعی زمانی صورت می گیرد که به شکل یک شیوه و الگوی گروهی باشد. ( شیخی ، 1378 : 150 )

اگر چه مهاجرتها از تنوع بسیار چشمگیری برخوردار می باشد ولی می توان آنها را در چارچوب تعریف مهاجرت در رابطه با هدف ، مدت ، فاصله ، مسیر حرکت، سرعت طبقه بندی نمود . در اینصورت مهاجرت دائمی ، اجباری ، اخراجی ، آزاد ، برنامه ریزی شده و به موازات مهاجرتهای داخلی و خارجی ، بین ناحیه ای ، بین المللی ، قاره ای و بین قاره ای مطرح می شود .

 

انواع مهاجرت را می توان به اشکال مختلف ذیل تقسیم کرد.

1- از نظر زمان :

الف- مهاجرتهای قطعی : مهاجران در آن قصد یا امکان بازگشت به محل قبلی خود را ندارند . در این قصد و عدم امکان ممکن است مهاجر خود تصمیم گیرنده باشد یا عوامل دیگری چون تخریب محل سکونت قبلی بر اثر ایجاد سد ، پیشبروی آب دریا ، فوران آتشفشان و عوامل سیاسی حاد و بازدارنده امکان بازگشت را از وی سلب کرده باشد .

ب- مهاجرت به قصد بازگشت : در بسیاری از مهاجرت ها نوعی قصد بازگشت به محل قبل وجود دارد در بعضی از مهاجرتها چنین قصد ونیتی بخوبی از عنوان آن پیداست مانند : مهاجرتهای فصلی که در آن افراد در فصل معینی از سال که معمولاً بعد از برداشت محصولات کشاورزی و استحصال آن است به مناطقی که در آن امکان کار و فعالیتی وجود دارد مهاجرت می کند و در فصل کار و فعالیت به محل قبلی خود باز می گردد و اغلب به صورت انفرادی و کمتر به صورت خانواری می باشد(زنجانی،1380: 13-12).

2- از نظر شکل :مهاجرت ها از نظر شکل به دو دسته تقسیم می شوند :

الف) مهاجرتهای فردی : به جابجایی های افراد چه به صورت انفرادی و چه به صورت خانواری یا تعدادی از اعضای خانوارها با هم گفته می شود .

ب) مهاجرت های توده ای : انبوهی از انسانها را شامل می شود و اغلب جنبه استعماری دارد مانند : مهاجرت چینی ها به منچوری و مهاجرت روس ها به سیبری .

3- مهاجرت از نظر مسافت طی شده :

از این دیدگاه سه نوع مهاجرت وجود دارد :1- مهاجرت های نزدیک ،2- مهاجرتهای متوسط ، 3- مهاجرتهای دور یا بلند .(تقوی،27:1371)

4- مهاجرت از نظر خواست و اراده:

از این نظر مهاجرتها به دو دسته تقسیم می شوند :

الف) مهاجرتهای ارادی و خود خواسته

ب) مهاجرتهای اجباری

مهاجرت در حالت اول به دنبال خواست و تصمیم مهاجر انجام می گیرد از این رو مهاجرت خود خواسته است (زنجانی ،14:1380) معمولاً به صورت انفرادی برای بهبود شرایط زندگی و یافتن کار و درآمد صورت می گیرد (تقوی، 27:1371)در مهاجرت نوع دوم که مهاجرتها ی اجباری هستند اراده مهاجر تاثیری در انجام یا عدم انجام مهاجرتها ندارد ، نظیر انتقال بردگان از سرزمینی به سرزمین دیگر به دلیل قراردادهای بین المللی یا پیامد های جنگی. (زنجانی ،15:1380)

5- مهاجرت از نظر برنامه ریزی :

در این شکل دو نوع مهاجرت وجود دارد :1- عادی و طبیعی و با برنامه ، 2- بی رویه و کنترل نشده .

6- مهاجرت از نظر قلمرو سیاسی :

در رابطه با حدود اداری و سیاسی یک کشور به دو نوع مهاجرت برخورد می کنیم ، داخلی و خارجی .

الف) مهاجرت های داخلی :این نوع مهاجرت می تواند در چهار سطح مورد مطالعه قرار گیرد :

1)  مهاجرت روستا به شهر

2) مهاجرت روستا به روستا   

3) مهاجرت شهر به روستا    

4) مهاجرت شهر به شهر

1. از روستا به شهر. بیشترین مهاجرانی که از روستا به شهر می روند یا جوانانی هستند که جویای کارند یا خانوارهای مرفه روستایی هستند که برای اسکان دا‌‌‌‌‌‌‌‌ئم به شهر هجرت می کنند؛ این نوع مهاجرت اصولأ جنبۀ اقتصادی دارد.

2. از روستا به روستا. این نوع مهاجرت معمولأ در نقاطی به چشم می خورد که روستاهای توانمند، جمعیت اضافی آبادیهای اطراف را جذب می کنند. این قبیل مهاجرتها حتی در فاصله های طولانی نیز انحام می شود. مانند مهاجرت روستاییان سیستانی به روستاهای منطقه گرگان.

3. از شهر به روستا. گروهی از مهاجران روستایی معمولأ در سنین بالا به دلایلی نظیر از کارافتادگی و بازنشستگی، برای گذران بقیۀ عمربه زادگاهشان باز می گردند. همچنین این نوع مهاجرت شامل  مهاجرت ماموریتی کارگزاران دولت به روستاها نیز می شود؛ مانند اعزام معلمان، کارمندان پست، نیروهای انتظامی و ... و نیز شامل تبعید مجرمان سیاسی و جنایی به روستاها می گردد که در گذشته معمول بوده است. در حال حاضر اعزام معتادان به مواد مخدر به کانونهای بازپروری در مناطق محروم نیز می تواند در زمره این نوع مهاجرت قرار گیرد. (مهدوی ، 1380 : 138)

مهمترین نوع مهاجرت در کشورهای رو به توسعه مهاجرتهای داخلی از نوع روستا به شهر است که در درجه اول به سوی شهرهای پایتختی بوده و در جستجوی یک زندگی بهتر و به دست آوردن شغل صورت می گیرد و بعد از آن شهرهای مهم و مراکز استانهای دیگر مورد توجه مهاجران قرار می گیرد .در ایران طی دهه های گذشته شاهد مهاجرتهای گسترده روستاییان به شهر های مهم استانهای تهران ، خراسان ، خوزستان ، اصفهان و فارس بوده ایم .

عوامل دافعه روستا و جاذبه های مرکزیت یافته در مناطق شهری از علل و انگیزه های اصلی این مهاجرتها بوده اند (بهفروز،161:1374

ب:مهاجرت خارجی

این نوع مهاجرت ها در سه لایه دیده می شود.

1-منطقه ای      2-درون قاره ای        3-میان قاره ای

مهاجرتهای بین المللی به چهار گروه تقسیم می شوند.

1-مهاجرتهای دائمی: در شرایط خاص زمانی به برخی از کشورها می روند (فرار مغزها) که مهاجرت صاحبان تخصص و علم از این دسته اند.

2-مهاجران در جستجوی کار یا مهاجرت نیروی کار مه عمده ترین مهاجران بین المللی را تشکیل می دهند و معمولاً از کشورهای جهان سومی و عقب مانده، یا از بخشهای توسعه نیافته کشورهای پیشرفته به سوی کشورهای صنعتی یا بخشهای توسعه یافته آنها مهاجرت می کنند.

3-مهاجران غیرقانونی و بدون مجوز که به علت وجود موانع در جهت رفت و آمد مجاز، به این نحو عمل می کنند.

4-آوارگان جنگی و سیاسی و پناهندگان به کشورهایی دیگر در شرایط وخیم و اضطراری و در برخی از کشورها. (شرفی، 1379 : 20)

 

تفاوت مهاجرت‌ های داخلی با خارجی

مهاجرت­هایی را که در درون مرزهای سیاسی یک کشور صورت می­گیرد مهاجرت­های داخلی (Internal Migration) و مهاجرت­هایی که به خارج از مرزهای سیاسی یک کشور صورت می­گیرد، مهاجرت خارجی (External Migration) می­نامند.

مهاجرت­های خارجی در سه سطح مورد بررسی قرار می­گیرد: منطقه­ای، درون‌قاره­ای و میان‌قاره­ای.

در مورد یک سرزمین، مهاجرت خارجی یا "برون‌مرزی" متضمن عبور از مرزهای آن سرزمین است. هرگاه سرزمین مورد بحث کشور مستقلی باشد، عبور از مرزهای آن را مهاجرت بین‌المللی (International Migration) می­خوانند

مهاجرت خارجی، بین کشورها صورت می‌گیرد و مهاجران از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می‌کنند در حالی که مهاجرت داخلی جابه‌جایی بین نواحی داخلی یک کشور است. حرکت روزانه مردم از حومه‌ها و شهرک‌های اطراف به داخل شهرهای بزرگ برای رفتن به محل کار یا استفاده از خدمات داخل شهرها، نوعی مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت روزانه گفته می‌شود.در این نوع مهاجرت مردم در شب به محل سکونت خود بازمی‌گردند. حرکت کوچ‌نشینان و جابه‌جایی کارگران از شهرها به روستاها در فصل میوه‌چینی، نوع دیگری از مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت فصلی می‌گویند.

پناهندگی نوعی از مهاجرت خارجی است که عوامل دافعه در مبدا؛مردم را مجبور به نقل مکان می‌کند. به‌عنوان نمونه،تشکیل دولت اسراییل زمینه ساز پناهندگی بسیاری از فلسطینیها به اردن، مصر، سوریه و لبنان شد. حمله شوروی به افغانستان و جنگ‌های داخلی در آن کشور، باعث پناهندگی افغانها به ایران و پاکستان گردید. خشک‌سالی، قحطی و جنگ‌های داخلی باعث پناهندگی سکنه اتیوپی به کشورهای مجاور شد.

برخی مهاجرت‌های خارجی با هدف دستیابی به منابع طبیعی و ثروت و یا دستمزد و رفاه بیشتر انجام می‌پذیرد که به آن مهاجرت اختیاری گفته می‌شود.در این گونه مهاجرت‌ها کشور مبدا دچار مشکلات اقتصادی است. به‌عنوان نمونه مهاجرت اروپاییان به آمریکا، استرالیا، کانادا و آفریقا در قرن نوزدهم یک مهاجرت اختیاری است. مهاجرت کارگران ترکیه به آلمان غربی پس از جنگ جهانی دوم، و مهاجرت مردم اتریش، مجارستان،یوگسلاویبه آلمان پس از سال ۱۹۸۹ نیز مهاجرت‌های اختیاری هستند.

 

روش‌های ارزیابی و سنجش مهاجرت

مهاجرت‌های بین­المللی را مانند هر جابه‌جایی دیگری می­توان به دوگونه ارزیابی و سنجش نمود. یکی در کشور مبدا و دیگری در کشور مقصد، در صورتی که این سنجش­ها از دقت و شمول کافی برخوردار بوده و امکان تشخیص دقیق‌تر مهاجرت‌های بین­المللی از رفت و برگشت‌های مرزی و مسافرت‌های سیاحتی وجود داشته باشد، آمار و اطلاعات نسبتاً خوبی از شمار مهاجران و ویژگی‌های آنان به‌دست می آید.

مهاجرت را می­توان به روش‌های مستقیم و غیرمستقیم مطالعه و سنجش کرد. در بررسی مهاجرت به روش‌های مستقیم درباره مهاجرت­های بین­المللی، دو روش یا منبع اطلاعاتی وجود دارد:

1. ثبت مهاجران خارجی در داخل کشور مهاجرپذیر؛ ثبت مهاجران خارجی، در داخل کشوری که مهاجر، در آن اقامت می­گزیند یکی از روش‌های خوب شناخت تعداد و ویژگی­های مهاجران خارجی است. اشکالی که در این زمینه وجود دارد چگونگی نگرش­های قانونی به افراد بیگانه است؛ یعنی باید تعاریف کاملاً روشنی بتواند افراد بیگانه مقیم کشور را به گروه­های مختلفی چون مهاجران، جهانگردان، پناهندگان، دارندگان مجوزهای خاص مانند بیماران، مدعوین، کارگزاران تجاری و کارکنان سفارتخانه­ها و سازمان­های بین­المللی و نظایر آن، تفکیک کند تا رقم واقعی مهاجران به‌دست آِید.

وجود مهاجران غیرقانونی در تعدادی از کشورهای مهاجرپذیر، آمار مهاجران ثبت‌شده خارجی در آن کشورها را به‌شدت پایین می­آورد؛ چرا که مهاجران غیرواقعی معمولاً به دور از رویه­های ثبتی به اقامت در کشورهای مهاجرپذیر ادامه می­دهند و در مواردی منافع کارفرمایان نیز بر عدم اعلام آنان به‌عنوان اتباع بیگانه کمک می­کند؛ چرا که این افراد معمولاً با دستمزدهای بسیار پایین­تر و در شرایط رفاهی پست­تر از آنچه که در قوانین پیش­بینی شده است به‌کار ادامه می­دهند. جایگزینی آنان با کارگران خارجی مجاز و کارگران داخلی آن کشورها، هزینه بسیار زیادی را برای کارفرمایان مطرح می­کند و همین امر، به دور ماندن آنان از جریان ثبت مهاجرتی کمک می­کند.

2. ثبت مهاجران قانونی در مرزهای ورودی؛ ثبت مهاجران در مرزهای ورودی برای افرادی که از مجاری قانونی وارد کشور می­شوند به‌سادگی انجام­پذیر است. این افراد معمولاً در گذر از مرز ورودی برگه­های خاصی را تکمیل می­کنند که در آن‌ها مشخصات واردشدگان، مجوزهای ورود و آدرس محل افراد قید می­شوند. با طبقه­بندی مجوزهای ورودی می­توان به تعداد مهاجران پی­برد و در صورت لزوم، اطلاعات بیشتری از آنان به‌دست آورد.

این وضع درباره افرادی که از مجاری قانونی از کشور خارج می­شوند نیز انجام‌پذیر بوده و می­تواند در کلیه مبادی خروجی اعم از زمینی، هوایی و دریایی انجام گیرد.

 

انواع مهاجرت­های بین­المللی

بعضی از جابه‌جایی­های بین مرزهای ملی، مهاجرت‌های توده­ای (Mass Migrations) هستند که به انتقال تعداد زیادی از مردم با ویژگی­های اجتماعی و قومی مشترک منجر می­شود. جابه‌جایی توده­ای که معمولاً در پاسخ به عوامل اجتماعی و اقتصادی مشخص انجام می­شود، می­تواند انواع متفاوتی داشته باشد:

 1) فتح (Conquest)، تهاجم (Invasion) و مستعمره­سازی؛ فتح و تهاجم در دوران جنگ اتفاق می­افتند و مستعمره­سازی که بعد از فتح اتفاق می­افتد، یک جابه‌جایی آرام‌تر می­باشد و استقرار خانواده­هایی از کشور مستعمره­ساز در کشور ملحق‌شده را دربر می­گیرد. به‌هرحال تمایز بین این انواع ممکن است شفاف نباشد. بومیان استرالیا امروزه دو قرن گذشته را به‌عنوان فرآیند تهاجم و غصب زمین از صاحبان برحق توصیف می­کنند. آن‌ها با این تصور هم­عقیده نیستند که موضوع، اشغال صلح‌آمیز یک سرزمین بزرگ بدون مدعی بود.

 2) انتقال­های جمعیتی اجباری (Forced Population Transfers)؛ انتقال­های جمعیتی اجباری در کل عمومیت کمتری را نسبت به سایر اشکال جابه‌جایی داشته­اند. با وجود این، این انتقال­ها تاثیر قابل‌ملاحظه­ای را بر ساخت قومی و ویژگی­های بعضی از جمعیت­های ملی اعمال کرده­اند. مثال عمده آن جابه‌جایی کارگران برده آفریقای غربی به برزیل، کشورهای حوزه کارائیب و قسمت جنوبی ایالات متحده می­باشد.

مستعمره­سازی، بعضی مواقع متضمن جابه‌جایی کارگران قراردادی، برای مثال از هند به فیجی و کشورهای کارائیب، از هند و چین به کالدونیای جدید و از فلیپین به هاوایی، بوده است. درحالی­که درجه اجبار اعمال شده در اشکال جدیدتر مهاجرت نیروی کار ممکن است ضعیف باشد، تاثیرات بر ساخت­های قومی مقصد روشن هستند.

 3) جابه‌جایی پناهندگان (Refugees)؛ پناهندگان افرادی هستند که به‌علت ترس از محاکمه به‌دلیل نژاد، مذهب یا عضویت در گروه اجتماعی و سیاسی خاص، در صورت برگشت به کشور خود، به‌دنبال پناهندگی در یک کشور خارجی هستند. طبق این تعریف، افراد جابه‌جا شده در داخل کشور خود پناهنده نیستند. سنجش تعداد پناهندگان به‌علت متفاوت بودن برآوردهای کشورهای مبدا و مقصد و موسسات بین­المللی مشکل است. مشکل مشخص­تر، تعیین زمانی است که یک فرد مستقر شده در یک کشور جدید از حالت پناهندگی بیرون می­آید.

 4) مهاجرت زنجیره­ای و هدایت‌شده؛ مهاجران بین­المللی که در قالب افراد یا خانواده­ها جابه‌جا می­شوند دارای انگیزه­های متفاوتی برای تغییر محل سکونت خود هستند. آن‌هایی که داوطلبانه جابه‌جا می­شوند غالباً به عوامل اقتصادی نظیر بهبود فرصت­های اشتغال، عکس­العمل نشان می­دهند. اما دلایل اجتماعی نظیر نیاز به خانواده­ها و دوستان نیز نقش­ عمده­ای را بازی می­کنند. مهاجران بین­المللی ممکن است کشور مقصد را به‌واسطه آنکه آن‌ها افرادی را که قبلاً آنجا زندگی می­کردند می­شناختند، انتخاب کنند. مهاجرت زنجیره­ای ممکن است بر انتخاب محل سکونت مهاجران در کشور جدید تاثیر بگذارد و این امر غالباً به تمرکزهای قومی متمایز منجر میشود. با وجود این تمامی جابه‌جایی­های فردی، کاملاً داوطلبانه نیست. انتقال از یک مکان به مکان دیگر توسط کارفرمایانی نظیر شرکت‌های چندملیتی و سازمان‌های بین­المللی به­طور فزاینده­ای برای افراد، به‌ویژه متخصصان دارای مدارک بالا و شاغلین در داد و ستد، عمومی می­شود. این افراد اگر خواهان پیشرفت حرفه­ای باشند عموماً مهاجران هدایت‌شده با حق انتخاب کم هستند.

 5) مهاجرت فردی و خانوادگی (Family Migration)؛ مهاجرت خانوادگی هنگامی اتفاق می­افتد که خانواده­ها به‌عنوان واحدهای کامل، در مراحل متوالی یا حرکت یکی از اعضا قبل از بقیه، جابه‌جا می­شوند.

مهاجران خانوادگی شامل خویشاندان نزدیک نظیر همسران، فرزندان والدین پیر و هم شامل خویشاندان دورتر می­شود.

 

مهاجران نیروی کار

پیشرفت فناوری ارتباطات و حمل‌ونقل راه‌حل قدیمی جبران کوتاه‌مدت کمبود نیروی کار را سهولتی چشمگیر بخشیده است: وارد کردن کارگران از مناطق دیگر.

رشد سریع جمعیت در کشورهای کمتر توسعه­یافته، فشار بسیاری بر منابع این کشورها وارد آورده است، درحالی‌که کاهش میزان رشد جمعیت در کشورهای توسعه­یافته­تر، در بسیاری موارد، افزایش تقاضا برای کارگران کم­دستمزد جهان سوم را در پی داشته است. به‌عنوان مثال کشورهایی مانند انگلیس، فرانسه و هلند شمار فراوانی مهاجر را از کشورهایی که پیشتر مستعمره آن‌ها بوده، در خود جای داده­اند. یکی از نکات مهم در آینده این است که میزان باروری مهاجران کشورهای در حال توسعه بیش از میزان باروری ملل اروپایی میزبان آنان است. بنابراین، نسل بعدی در همه اروپا شامل تعداد بی­تناسبی از بچه­هایی خواهد بود که پدر و مادرشان خارج از اروپا به‌دنیا آمده­اند. جامعه اروپا سعی کرده است درهای خود را به روی مهاجران خارجی ببندد؛ اما مرزهای خود را به روی مهاجران داخلی باز بگذارد، تا بدین­ترتیب، مهاجرت نیروی کار در میان دوازده کشور عضو اتحادیه اروپا صورت بگیرد.

در این میان، برنامه "کارگران میهمان" در خاورمیانه و افریقا رونق یافته است. در اواخر دهه1970 و اوایل دهه 1980، با افزایش قیمت نفت، کشورهای تولیدکننده نفت با سرعت به مراکز مهاجرپذیر تبدیل شدند. لیبی و عربستان مقصدهای جذابی برای مهاجران مصری و اردنی و شمار فراوانی هندی و پاکستانی شدند. برنامه­های کارگران میهمان، از لحاظ تاریخی، در افریقای جنوب صحرا رایج بوده، اما استعمارزدایی و ایجاد کشورهای مستقل به تغییر بعضی از این عملکردها منجر شده است. به‌طور کلی، در افریقا مهاجران را اغلب مردهایی تشکیل می­­دادند که در کشورهای غربی همسایه، گاه تا دو سال، دور از خانواده کار می­کرده­اند.

 

جریان‌های مهاجرت بین‌المللی

آپلیارد (1977) جریان‌های مهاجرتی عمده زیر را در قرن 19 و اوایل قرن 20م برشمرده است:

·   مهاجرت قدیمی از بریتانیا، ایرلند، کشورهای اسکاندویناوی و آلمان به ایالات متحده؛

·   "مهاجرت جدید" اضافی از اروپای جنوبی و جنوب شرقی به ایالات متحده و آمریکای لاتین در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20م؛

·   مهاجرت بریتانیایی­ها و دیگر اروپائیان به کانادا، آفریقای جنوبی، استرالیا و نیوزیلند؛

·   مهاجرت یهودیان به فلسطین؛

·   مهاجرت چینی­ها به آسیای جنوب شرقی؛

·   مهاجرت هندی­ها به‌عنوان کارگر قراردادی یا استخدامی در معدن و کشتزارها به سیلان، مالایا، موریتانی و آفریقای جنوبی؛

·   مهاجرت ژاپنی­ها بعد از 1885 به روسیه آسیایی، هاوایی و دیگر قسمت­های ایالات متحده.

 

مهاجرت بین‌المللی و رشد جمعیت

مهاجرت بین­المللی می­تواند سهم مهمی در رشد جمعیت ملی داشته باشد. و اگر ویژگی­های مهاجران با ویژگی­های جمعیت ساکن متفاوت باشد، می­تواند ساخت جمعیت را نیز تحت تاثیر قرار دهد. و لذا مهاجرت بین­المللی به مولفه مهمی در سیاست جمعیتی تبدیل شده است. در 200سال گذشته مهاجرت بین­المللی نقش مهمی را در رشد جمعیت کشورهای توسعه­یافته، نظیر ایالات متحده آمریکا، کانادا و استرالیا ایفا کرده است. تمامی این کشورها سیستم­های پیچیده­ای را برای ارزیابی داوطلبان مهاجرت براساس سهم بالقوه آن‌ها در اقتصاد و اجتماع و همچنین الزامات انسان‌دوستانه توسعه داده­اند. مهاجرت همچنین اثری را بر کشورهای در حال توسعه اعمال کرده است. به‌عنوان مثال کامبوج، کاهش قابل­ملاحظه جمعیت در سال‌های کشمکش دهه1970 و اوایل دهه1980 را تجربه کرد، که علت این کاهش مرگ‌ومیر ناشی از جنگ و فرار تعداد زیادی از مردم به اردوگاه­های پناهندگان در مرز تایلند، بود.

مهاجرت علاوه‌بر تاثیرات مذکور، ایجاد تنوع فرهنگی، انتقال تجربیات و نوآوری‌های را نیز به‌دنبال دارد.

آثار مهاجرت

طبق برآورد سازمان‌های مدافع حقوق بشر، سالانه بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار انسان توسط قاچاقچیان از مرزها عبور داده شده و به فروش می‌رسند که ۸۰ درصد از این افراد دختران و زنان هستند. بسیاری از این افراد به کارهای سیاه و غیرقانونی واداشته می‌شوند، و مورد استثمار و بدرفتاری قرار می‌گیرند.

در وضع قوانین مربوط به مهاجرین، به‌جای پذیرفتن آنان به‌عنوان شهروندان جامعه، کنترل آنان به‌عنوان حاشیه‌نشینان جامعه مد نظر قرار می‌گیرد. به این ترتیب مهاجرین آخرین حلقه‌های زنجیر سلطهٔ قدرتمندان را با هستی خود تنیده می‌بینند و زنان مهاجر رنگ جنسیتی را در شمایل این زنجیر باز می‌شناسند.

 

علل مهاجرت

مهاجرت­ها ممکن است علل مذهبی، سیاسی و یا اقتصادی داشته باشند. ولی در حال حاضر آرزوی رفاه بیشتر، انگیزه اصلی انسان­ها برای مهاجرت است. جاذبه شهرهای بزرگ و امید کسب مزد بیشتر در صنایع شهری، وجود بیکاری در روستاها، ازدیاد جمعیت و جستجوی سرزمین­های تازه از جمله انگیزه­های اصلی مهاجرت هستند. بی­گمان از مهاجرت­های بزرگ قرون 17 تا 19م کمتر در عصر ما روی می­دهد، ولی هنوز هم بسیارند کسانی که برای کسب شغل و مزد بهتر یا ادامه تحصیل، ترک دیار می­کنند و به مناطق دیگر، سایر کشورها و حتی قاره‌های دیگر می­روند و یا به امید بهره­مند شدن از امکانات شهری از روستاها به شهرها کوچ می­کنند.

 

مزایا و معایب مهاجرت

الف) مزایا و معایب مهاجرت در سرزمین­های مهاجرفرست

- از دست دادن نیروهای اقتصادی (چون معمولاً جوانان مهاجرت می‌کنند)؛

- کند شدن افزایش جمعیت و یا کم شدن رقم کل جمعیت؛

- دگرگون شدن شکل هرم سنی جمعیت؛

- کم شدن میزان ازدواج‌ها و ولادت‌ها؛

- از میان رفتن نتایج سرمایه­گذاری­هایی که در جهت پرورش جوانان و آماده کردن آن‌ها برای زندگی فعال انجام گرفته است؛

- بهترشدن موازنه پرداخت­های خارجی (چون مهاجرین مقداری از درآمد خود را برای خویشانشان به میهن خود می­فرستند)؛

- بالا رفتن مزد کارگران به‌علت کم شدن تعداد متقاضیان کار؛

- ایجاد روابط فرهنگی، تجاری و ... میان دو کشور؛

- کاهش تقاضا برای امکانات بهداشتی، رفاهی و تفریحی؛

- کاهش تقاضای مسکن.

 ب)مزایا و معایب مهاجرت در سرزمین­های مهاجرپذیر

- زیاد شدن جمعیت؛

- استفاده از نیروهای فعال، بدون هیچ‌گونه سرمایه­گذاری قبلی؛

- استفاده از کارگران خارجی در رشته­هایی از فعالیت که کارگران محلی حاضر به استخدام در آن نیستند؛

- رقابت مهاجرین با کارگران محلی از لحاظ قبول سطح دستمزد پایین­تر؛

- رواج شرایط بهداشتی نامناسب، اخلاق و آداب و عقاید نامناسب به‌وسیله مهاجرین (اگر مهاجرین از سطح سواد و بهداشت پایین­تری برخوردار باشند)؛

- ایجاد روابط فرهنگی و تجاری میان دو منطقه یا کشور؛

- افزایش تقاضای شغل و به اعتباری افزایش بیکاری؛

- افزایش تقاضاهای آموزشی، فرهنگی، تفریحی و ورزشی.

 

مهاجرت و زنان

اگرچه زنان نیز مانند مردان، به دلایل مختلفی از جمله دلایل سیاسی، وجود جنگ و یا فرار از فقر و گرسنگی مهاجرت می‌کنند، اما تعداد زیادی از زنان مهاجر هم از نظر اقتصادی به مردان وابسته هستند، و هم قوانین مهاجرت، اقامت آنان را به زندگی با مردان منوط می‌سازد. زنانی که به‌عنوان همسر، به مردی که ساکن یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا است ملحق می‌شود، اجازهٔ اقامت‌اش در صورت جدایی از شوهر لغو می‌شود. به این ترتیب خطر استثمار جنسی و اقتصادی زنان مهاجر به طرز چشمگیری وجود دارد و این زنان در معرض انواع و اقسام تعرضات قرار دارند.

طبق آمار رسمی تعداد زنان مهاجر که در درون مرزهای کشورهای اتحادیه اروپا به کارهای غیرقانونی اشتغال دارند، ۴۴ درصد و آمار زنان بیکار ۱۹ درصد کل زنان مهاجر در این کشورها است. به این ترتیب زنان مهاجر در درون خانواده به‌علت وابستگی اقامتی به مرد استثمار می‌شوند، در محیط کار از کمی دستمزد و شرایط دشوار کاری در رنج‌اند، و در جامعه به‌عنوان زن مهاجر در مقابل سیاست‌ها و اعمال خشونت‌آمیز نژادپرستانه قرار دارند.

 

 

 

علل مهاجرت

تئوریهای سنتی مهاجرت بین موارد «عوامل رانده شدن» و عوامل جذب وکشش«تفاوت و تمایز قائل می‌شوند که عوامل راندن و رانده شدن در وهله اول به تحریک و انگیزش افراد برای مهاجرت از کشور مبدا باعث می‌شود. این موارد مانند مهاجرت اقتصادی یا کاری (معمولا مهاجرت نیروی کار)، تفاوتهایی در میزان و سطح دستمزدها عوامل مهم و تعیین کننده هستند. افراد فقیر از کشورهای کمتر توسعه یافته یا در حال رشد»می توانند" استانداردهای بالای زندگی در کشورهای توسعه یافته بیش از کشور اصلی خود داشته باشند.فرار از فقر و نداری یک عامل سنتی رانده شدن، فراهم وموجود بودن استخدام |شغل به عامل جذب کنندگی و کشش مربوط می‌شود. مهاجران می‌خواهند که مبالغی به افراد خانواده و فامبل خود بفرستند. بلایای طبیعی می‌تواند جریان مهاجرت ناشی از فقر ونداری را شدت بخشد. این نوع از مهاجرت ممکن است در کشور مقصد مهاجرت غیرقانونیباشد (مهاجرت از این نوع می‌تواند در بعضی از کشورها غیرقانونی تلقی شود ولی یک مورد خلاف نمی‌باشد). مهاجرت و مهاجرت به کشورهای دیگر بعضی وقتها در شکل کنترات و قرارداد استخدام می‌باشد: کارمندان اتحادیه‌های چند ملیتی، بین‌المللی تشکیلات غیر دولتی و سرویسهای دیپلماتیک می‌توانند در مناطق و کشورهای فرادریایی کار کنند. آنها اغلب به‌عنوان «افراد مقیم خارج» ملاحضه می‌شوند و شرایط آنها برای استخدام همانند یا بهتر از افراد بومی است که در کشور میزبان برای کار(برای کار مشابه) درخواست می‌کنند.

برای بعضی از مهاجران، آموزش یک عامل جذب و کشش اولیه (توجه کنید که دانشجویان با ویزای محدود]اغلب به‌عنوان مهاجر ان تعریف نمی‌شوند.مهاجران)بازنشستهاز کشورهای ثروتمند به کشورهای با هزینه‌های پایین با آب وهوایبهتر ومناسب تر، نیز نوع جدیدی از مهاجرت بین‌المللی است. یک مثال از مهاجرت به شهروندان بازنشسته بریتانیایی| انگلیسی به اسپانیا است. بعضی از مهاجران علائق خود را به اقامت در کشوری با دلایل مربوط به فرهنگ یا بهداشت تعیین می‌کنند، که افراد جوان از کشورهای توسعه یافته و پیشرفته برای ابراز علایق و عقاید خود و بیان آنها در مقابل موسسات یا بخاطر احتیاجات و نیازهای خود مستقیما به محیط‌های فرهنگی دیگر مهاجرت می‌کنند.

عوامل راندن غیر اقتصادی شاملتعقیب (مسائل مذهبی یا موارد دیگر)، گاهی سوء استفاده،زورگویی و ارعاب،تصفیه نژادی و حتی قتل عام بخاطرافرادگرایی و رادیکالیسم و در خطر بودن افراد غیر نظامی در حین جنگ، حرکتهای سیاسی که به‌طور سنتی هجوم پناهندگان رابرای فرار از دیکتاتوریسم برای مثال می‌باشند.

بعضی مهاجرت‌ها بخاطر دلایل شخصی هست، براساس روابط بین اشخاص| روابط فیمابین(برای مثال بودن با خانواده یا رسیدن به شخص مورد علاقه). در موارد کمی، یک نفر به کشور جدیدی در فرم انتقال وطن پرستی دوری و فرار از دادگاه کیفری(برای مثال اجتناب از بازداشت که (یک مورد منفی) برای حرکت و اقدام شخصی است.

 

موانع مهاجرت

موانع مهاجرت فقط مسائل قانونی نیستند بلکه موارد طبیعی هم خیلی نیرومند هستند. مهاجران هنگام ترک کشورشان باید خیلی چیزهای مورد علاقه را از قبیل: خانواده، دوستان، شبکه حمایتی، و فرهنگ خود راهم ترک گویند.آنها هم‌چنین باید دارایی‌های خود را به مقدار زیاد به پول نقد تبدیل کنند که خرج مسافرت ومهاجرت خود را تامین کنند. وقتی که آنها به کشور جدید می‌رسند با خیلی چیزهای غیرمطمئن و پیش بینی نشده مانند پیدا کردن کار، محلی برای زندگی کردن، قوانین جدید، الگوهای فرهنگی جدید، مسائل مربوط به لهجه زبانی، احتمالا راشیسم و نژادگرایی و سایر رفتارهای مخالف خود و خانواده خود مواجه می‌شوند. این موانع مهاجرت بین‌المللی را محدود می‌کنند، سناریوهایی در مورد مهاجرت جمعیت به «به‌صورت انبوه» به قاره‌های دیگر، ایجاد و افزایش مشکلات جمعیت انبوه، و مشکلاتی ایجاد شده توسط آنها برای سرویس‌ها و ساختار داخلی جامعه جدید و این محدودیتهای اسکان و ناتورالیسم موانعی در سر راه مهاجرت بیشتر می‌باشند.

مزایای مهاجرت

شاید بیشتر تعجب کنید اگر بدانید بر طبق آخرین گزارش‌ها برنامه توسعه سازمان ملل متحد مهاجرت به نفع کشورهای فقیر نیز می‌باشد. همانند آنچه که در بازار آزاد جهانی وجود دارد این‌طور به‌نظر میرسد که نیروی کار مازاد کشورهای خود را که تقاضا برای آن‌ها کم است ترک کرده وبه کشورهایی می‌روند که تقاضا برای آن‌ها زیاد است.مهاجرت‌های بین‌المللی منجر به کسب مهارت و آموزش می‌شود.مزایای مهاجرت برای کشورهایی مثل کانادا که نرخ تولد در آن پایین است به وضوح قابل مشاهده است. طبیعی است که کشورهای فقیر تمایلی به از دست دادن نیروهای متخصص ندارند؛ اما راه حل این مشکل این نیست که نیروی کار آماده در جایی باشد که به کار گرفته نشود و یا محروم از کار کردن باشد در واقع شواهدی موجود است که مهاجرت‌های این چنینی موجب مساعدت به کشورهای فقیر است.

 

تفاوت برداشت‌ها و انتظارات از مهاجرت

بر اساس نظرسنجی مؤسسه گالوپ در سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ از ۲۶۰ هزار نفر در ۱۳۵ کشور حدود ۷۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان خواستار مهاجرت به کشوری دیگر هستند. بیشترین تمایل به مهاجرت در آفریقای جنوب صحرا با ۳۸٪ جمعیت بزرگ‌سال و کمترین تمایل در میان مردم آسیا با ۱۰ درصد جمعیت بزرگسال به چشم می‌خورد. محبوب‌ترین کشور برای مهاجرت ایالات متحده آمریکا با ۱۶۵ میلیون نفر و پس از آن بریتانیا، کانادا و فرانسه هر یک با ۴۵ میلیون نفر هستند. اسپانیا، عربستان سعودی، آلمان و استرالیا کشورهای دلخواه بعدی مردم دنیا برای زندگی هستند. مهاجرت یک مورد سیاسی ودر بعضی از کشورها یک مورد مهم و عمده سیاسی هم هست. مخالفت با مهاجرت عموما بیشتر از حمایت از آن مرسوم است، اما آن با بعضی از علائق اقتصادی و مالی تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

دو بحث ومورد ارائه شده در مورد حمایت از مهاجرت موارد اقتصادی هستند که معمولاً مربوط به تامین نیروی کار، ومورد بحث فرهنگی تقاضا برای ارزش گذاری به ترکیب فرهنگی است. چهار موضوع ومفهوم ضد مهاجرت ساده هستند. وواهمه از خارجیان موارد اقتصادی (هزینه‌های مهاجرت و رقابت نیروی کار در بازار) موارد محیطی (مشکلات رشد جمعیت) و (مخصوصا در اروپا) مشکلات هویت ملی و طبیعت ملیت-کشور به نوبه خود می‌باشند.

حمایت برای مرزهای ۱۰۰٪ باز فقط مخصوص عده بسیار کمی است. بعضی از بازارهای آزاد آزادی و لیبرالیستها عقیده دارند که مهاجرت آزاد | آزاد نیروی کار بایستی هیچ محدو.دیتی در مهاجرت نداشته باشد، چون در طولانی مدت عقیده جدید جهانی شدن را تقویت می‌کند. هم‌چنین گروه‌هایی وجود دارند که مخالف کنترل مرزها به دلایل ایدئولوژیکی و زمینه‌های بشردوستانه هستند- آنها باور دارند که مردم کشورهای فقیر باید بتوانند به کشورهای ثروتمند بروند تا از استانداردهای بالای زندگی و درآمد استفاده کنند.

حمایت خیلی محدود برای مهاجرت افزایش یافته نیروی کار از طرف اقتصاد دانان و بعضی از علائق اقتصادی در کشورهای پیشرفته ارائه می‌شود. اگرچه اتحادیه‌های چند ملیتی به حرکتها و نقل مکانهای زیاد برای تامین کادر حرفه‌ای نیاز دارند، ولی آنها ضرورتا استفاده کننده اصلی از نیروی کار مهاجران نیستند. شغلها و تجارتهای متوسط و کوچک (رستورانها، مزارع) ممکن است به نیروی کار با دستمزد کم متکی باشند. در بخشهای مخصوص، یک تالاری برای مهاجرانی است که فرم سیستم گرین کارتارائه می‌کند که با فراهم کردن شرایط خاص هجوم نیروی کار را محدود می‌کند.

این نوع از مهاجرت با مخالفت بازار کار روبه‌رو می‌شود، گروه‌های محافظتی|محافظت کنندگانو اغلب از ناسیونالیسم اقتصادی بحث می‌کند.بخش اصلی بحث و جدل آنها این است که کارهای یک ملت «مایملک» آن ملت هستند و اجازه دادن به خارجیان برای گرفتن آنها از دست دادن این مایملک محسوب می‌شود.آنها هم‌چنین از این نوع مهاجرت به‌عنوان شکلی از تامین اجتماعی اشتراکی انتقاد می‌کنند، که تجارت به‌طور غیر مستقیم توسط دولت برای توسعه و تشویق مهاجرت استفاد می‌شود. مقدار بیشتر انتقادها دراین مورد است که به کارگران مهاجر همیشه کمتر از کارگران غیرمهاجر در همان کارها حقوق پرداخت می‌شود، و مهاجرت باعث افت حقوق‌ها و دستمزدها می‌شود- به‌طور نمونه مهاجران همیشه به‌صورت دارای اتحادیه نمی‌باشند. برای بعضی افراد اینها دلیل محدود کردن مهاجرت می‌باشد. گروه‌های دیگر فکر می‌کنند نباید بر مهاجرت کنترل اعمال شود، اما می‌گویند که نباید حقوق برابری با افراد غیرمهاجر داشته باشند تا از افت کیفیت و کارآیی جلوگیری شود.

بحث و جدل‌های مخالف ارزش مهاجرت برای مثال ظرقیت مدارس برای جمعیت اضافی- در ایالات متحده آمریکا و کانادا که بیشترین معیار مهاجرت به نسبت جمعیت را دارد، خیلی مشهود است: بخش مشکلات مهاجرت به کانادا را ببینید.

مخالفت‌های غیر اقتصادی و مالی برعلیه مهاجرت بیشتر با ملی‌گرایی در اروپا، «حزب ناسیونالیست» که تقریبا معادل «حزب ضد مهاجرت» است، اعمال می‌شود. اگرچه به‌طور سنتی، بحث و جدل‌های اقتصادی در مشاجرات و گفتگوهای مربوط به مهاجرت در ایالات متحده آمریکا ابراز می‌شود، این مسئله در سالهای اخیر بیشتر شدت گرفته‌است که با تقاضاهای ملی‌گرایان و ناسیونالیست‌ها برای نظامی شدن مرزهای ایالات متحده توام بوده‌است. فوریت و اهمیت نیروهای نظامی خصوصی سرحدات در ایالات متحده آمریکا توجه بیشتر وسایل ارتباط جمعی را برانگیخته‌است. با این وضعیت مرزها و سرحدات جنوبی اتحادیه اروپا exclave اسپانیا در Ceuta و Melila مانند مرز ایالات متحده آمریکا با مکزیک نظامی شده‌است.

بحث و مشاجرات اولیه درباره علل ملی‌گرایی در اروپا این است که مهاجران طبق تعریف ارائه شده گروه نژادی دیگر هستند به ملیت آن کشورها وممالک تعلق ندارند. طبق این نظر بریتانیا، برای انگلیسی‌ها، آلمان برای آلمانیها و مانند اینهاست. مهاجران به‌عنوان تغییر دهندگان ترکیب جمعیتی ملی وگاهی هویت ملی ملاحضه می‌شوند. از دیدگاه ملی‌گرایان، تعداد زیاد مهاجران، بسادگی «کشور آنهارا خراب می‌کند». بعضی از حمایتها از مخالفان ملی‌گرایی از ترس از خارجی که به‌طور مشخصی از حضور افراد بیگانه وخارجی می‌ترسند وواهمه دارند، اما این مسئله براساسعقیده وایدلوژی ملی‌گرایی افراطی است. آلمان درحقیقت به کشور آلمانیها مختص شده‌است: مهاجرت انبوه تا قرن نوزدهم میلادی به دلیل حرکتهای ملی‌گرایی و ناسیونالیستی مشاهده نشده بود.مهاجرت کشور آلمان و سایر کشورهای اروپای غربی را وادار کرد که هویت ملی خود را دوباره بررسی و امتحان کنند:بخشی از جمعیت که آماده تعریف دوباره نبود شامل مهاجران می‌شد. این نوعی مخالفت با مهاجرت بود که حمایت و پشتیبانی از حزب‌های ضد مهاجرت را مانند Vlaams Belang در بلژیک، حزب ملی بریتانیا در انگلستان، حزبLega Nord در ایتالیا، جبهه ملی در فرانسه و حزب Lijst Pim Fortuyn در هلند داشتند.

یکی از برخوردهای کشورهای ملی‌گرا به مهاجرت انبوه، ایجاد جذب فرهنگی مهاجران به داخل جامعه ملی و اصلی، و ترکیب شدن در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. در ایالات متحده آمریکا جذب فرهنگی به‌طور سنتی به‌عنوان فرآیندی که میان اقلیت‌ها اتفاق می‌افتد، مانند بوته ذوب ملاحضه می‌شود. در اروپا جایی که کشورهای ملی‌گرا رسوم و سنت‌های واحد و متحد الشکل ملی‌گرایی را برطبق رویه‌های فرهنگی و زبانشناسی دارند، تنوع این رویه‌ها به‌عنوان تقویت و افزایش جذب فرهنگی مهاجران پیشنهاد شده‌است. معرفی تستهای شهروندی برای مهاجران شکل قابل مشاهده اجباری بودن جذب فرهنگی این کشورهاست. این تست معمولاً شامل امتحان زبان، و بعضی از کشورها فرمهای زبانی ممنوعیت زبانی را هم ارائه کرده‌اند. وزارت مهاجرت هلند Rita Verdonik ممنوعیت سراسرس در کشور به صحبت کردن به زبانهای هلندی را در محلهای عمومی پیشنهاد کرد ولی بعد از اعتراضاتی آن‌را لغو کرد.

مخالفت محیط‌گرایان به مهاجرت مخصوص به ایالات متحده امریکست که تعداد بسیار زیادی مهاجر از کشورهای مختلف دارد. در مخافت با مهاجرت میان فعالان حفظ محیط زیست مخصوصا در داخل کلوپ سیرا یک عنوان مخصوص و نمونه‌ای است. بعضی مخالفتها در مورد رشد جمعیت متشکل از مهاجران در ایالات متحده آمریکا به‌عنوان غیر قابل حفظ و کنترل و کاهش فداکاری و کمک مهاجرین می‌باشد. سایر طرفداران محیط زیست جمعیت بیش از حد را به‌عنوان عاملی برای صدمه به محیط زیست و مشکل جهانی، تلقی می‌کنند که بایستی توسط روشهای دیگر مقابله شود. در اروپا، مهاجرت نقش مهمی در رشد جمعیت آنها که رو به کاهش است ایفا نمی‌کند. در جمهوری ایرلند تنها کشور اروپایی است که مهاجرت نقش مهمی در رشد جمعیت آنجا ایفا می‌کند.

مشاجرات و بحثهای سیاسی درباره مهاجرت در حال حاضر مخصوص کشورهای توسعه یافته است. بعضی کشورها مانند ژاپن که به‌طور سنتی مهاجرت خیلی کمی داشته‌اند آن یک مورد سیاسی مهم نبوده‌است. بعضی کشورها مانند ایتالیا و مخصوصا جمهوری ایرلند که نسل جمعیت خود را با مهاجرت نیروی کار و افزایش مهاجرت انبوه توسعه داده‌اند، این یک مسئله سیاسی شده‌است. بعضی کشورهای اروپایی، مانند بریتانیای کبیر و آلمان از دهه ۱۹۵۰ مهاجرت‌های عمده داشته‌اند.، و مهاجرت قبلا یک مسئله سیاسی برای چندین دهه بوده‌است. مشاجرات و اختلافات سیاسی درباره مهاجرت بخصوص برروی آمار و تعدادقانون مهاجرت و سیاست و رویه و اعمال محدودیتهای موجود تکیه و تمرکز دارد. در بعضی از کشورهای اروپایی این مشاجرات و بحثها از دهه ۱۹۹۰ به بعد بر روی پناهجویی تمرکز یافته، ولی سیاستهای محدود کننده در داخل اتحادیه اروپایی به‌طور جدی از میزان پناهندگی و پناهجویی کاسته‌است. در اروپای غربی، حالا مهاجرت بر اعضای جدید کشورهای اتحادیه اروپایی مخصوصا از لهستان تمرکز یافته‌است.

سیاستهای مهاجرت به‌طور فزاینده‌ای در موارد و مسائل دیگر هم مانند امنیت ملی، تروریسم و مخصوصا در اروپای غربی با حضورو نفوذ، اسلام به‌عنوان دین جدیدی تاثیر داشته‌است. بعضی حزبهای]] دست راستی[یک عدم جذب، محرومیت اقتصادی و عموما دشمنی و کینه جمعیت مهاجرین را با ثبات ملی ملاحضه می‌کنند.آنها از حوادثی مانند تظاهرات افراد شخصی در فرانسه در سال ۲۰۰۵ ترس وواهمه دارند. آنها به به افزایش تنش ناشی ازکارتونهای حضرت محمد که توسط جیلاندز پوستن کشیده شده بودند به‌عنوان مثالی در برخورد ارزشها که از مهاجرت یا مسلمانان در اروپای غربی ناشی می‌شود، یاد می‌کنند؛ اما با وجود همه این مسائل و برخوردها، مهاجرت یک مسئله سیاسی مهم و پویا در بسیاری از کشورهای اروپایی شده‌است.

قوانین مهاجرت

اگرچه آزادی حرکت و کوچ اغلب به‌عنوان حقوق فردی شناخته می‌شود، ولی این آزادی حرکت و کوچ در داخل مرزهای یک کشور وملت است: توسط جایگزینی یا با حقوق قانونی بشری تضمین می‌شود. به‌علاوه، این آزادی اغلب منحصر به شهروندان آن کشور است و افراد دیگر را دربر نمی‌گیرد. در حال حاضر هیچ کشوری آزادی کامل برای رفت و آمد و کوچ کردن را فراتر از مرزهای خود نمی‌دهد وقوانین حقوق بشر بین‌المللی اجازه داخل شدن به مرزهای کشور دیگر را نمی‌دهد.بر طبق ماده ۱۳ اعلامیه بین‌المللی حقوق بشر شهروندان نبایستی ممانعتی در ترک کشور خود داشته باشند.اینجا قوانین مشابهی در مورد ورود افراد غیر شهروند وجود ندارد. آنهایی که تمایز و تفاوت در زمینه‌های قانونی را رد می‌کنند، می‌گویند که آزادی رفت و آمد هم در داخل یک کشور و هم میان کشورهای مختلف یک حق بشری مهم و اساسی است، و سیاستهای محدود کننده مهاجرت، اگر کشورها و دولتهایی این حق آزادی رفت وآمد و کوچ کردن را رد کنند در حقیقت حقوق وآزادی بشریت را رد کرده‌اند. اینجا توجه به این نکته لازم است که آزادی برای حق ورود، به خودی خود برای مهاجران، کار، مسکن، مراقبت بهداشتی یا شهروندی و اقامت را تضمین نمی‌کند.

مواقعی که مهاجرت اجازه داده می‌شود عمدتا انتخابی است. اصول و قواعد انتخابی بودن، مانند سیاست سفید استرالیا به‌طور تدریجی از بین رفته‌است، اما اولویت به افراد تحصیل کرده، ماهر و ثروتمند داده می‌شود. افرادی که امتیازات کمتری دارند، شامل توده افراد فقیر در کشورهای کم درآمد می‌باشند که نمی‌توانند از این فرصتهای مهاجرت استفاده کنند. این عدم واجدیت در برخورد با اصول و قواعد فرصتهای برابر مورد انتقاد قرار گرفته‌است، که (حداقل از لحاظ تئوری) در کشورها و ملت‌های دموکراتیک صدق می‌کند. حقیقت اینست که در ورود برای افراد غیر ماهر بسته‌است، در حالی که در همین حال در کشورهای خیلی توسعه یافته تقاضای بسیار زیادی برای نیروی کار غیر ماهر دارند، و عامل مهم و عمده مهاجرت غیرقانونی می‌باشد. طبیعت و وضعیت متضاد این سیاست مخصوصا مشکلات مهاجران غیرماهر هنگام استفاده از نیروی کار هم‌چنین در زمینه‌های اصول و قواعد مورد انتقاد قرار گرفته‌است.

سیاستهای مهاجرت که به‌طور انتخابی آزادی مهاجرت را تضمین می‌کنند، برای افراد مورد نظر دسترسی به شبکه اقتصادی را در کشور میزبان فراهم می‌کنند. معنی دیگر این مسئله، ضررو زیان خالص برای منابع ملی و نیروی کارآمد کشورهای فقیر با از دست دادن اقلیت تحصیل کرده و کارآمد، می‌باشد یا فرار مغزها می‌باشد.. این مسئله هم‌چنین باعث کاهش عدم واجدیت بین‌المللی در استانداردهای زندگی می‌شود، که تحرک و تشویق برای افراد ایجاد می‌کند که به اولین محل مهاجرت کنند. یک مثال دراین مورد«رقابت نیروی کار ماهر» در استخدام کارکنان بهداشتی کشورهای جهان سوم توسط کشورهای جهان اول است.

منابع:

 

  1. کاظمیپور، شهلا؛ مبانی جمعیتشناسی، تهران، مرکز مطالعات و پژوهش­های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه، 1383، چاپ دوم.
  2. تقوی، نعمت‌الله؛ مبانی جمعیت شناسی، تبریز، جامعه‌پژوه و دانیال، 1378، چاپ دوم،.
  3. کلانتری، صمد؛ مبانی جمعیت‌شناسی، اصفهان، مانی، 1378، چاپ اول.
  4. تقوی، نعمت‌الله؛ پیشین.
  5. زنجانی، حبیب‌الله؛ مهاجرت، تهران،‌ سمت، 1380، چاپ اول.
  6. لوکاس، دیوید و دیگران؛ درآمدی بر مطالعات جمعیتی، حسین محمودیان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1384، چاپ دوم.
  7. ویکس، جان رابرت؛ جمعیت: مقدمه‌ای بر مفاهیم و موضوعات، الهه میرزایی، تهران، موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی، 1385، چاپ اول.
  8. زنجانی، حبیب ا...؛ تحلیل جمعیت‌شناختی، تهران، سمت، 1376.
  9. شیخی، محمد تقی، مبانی و مفاهیم جمعیت‌شناسی، تهران، انتشار، 1380.
  10. تقوی، نعمت‌ا...؛ مبانی جمعیت‌شناسی، تبریز، دانیال، 1378.
  11. کوئن، بروس؛ مبانی جامعه‌شناسی، غلام‌عباس توسلی و فاضل، تهران، سمت، 1369.
  12. قوی، نعمت الله، مهاجرت های روستا-شهری، انتشارات ستوده، 1371.
  13. عابدین درکوش، سعید، در آمدی به اقتصاد شهری، انتشارات مرکز نشر دانشگاهی، 1386.
  14. سینجر، پل، اقتصاد شهر نشینی، ترجمه مهدی کاظمی بیدهندی و فرخ حسامیان،      مهرماه 1358.
  15. Christopher, Wilson; The Dictionary of Demography, Paris, publishing company in France, First Edition, 1985, p: 968.
  16. Shryock, H.S and Siegel, J.S; Ibid, p: 580.
  17. shryock,H.S and Siegel,J.S; The Methods and Material of Demography, New York, Academic Press, 1973, p: 580.

……………………………………………….

ما را در شبکه های مجازی پیگیری کنید

Web log: https://www.eloquent.persianblog.ir

Web site: WWW.SHIVA.ORQ.IR

Facebook: https://www.facebook.com/shivayie

Telegram Channel joinchat: https://telegram.me/joinchat/By0i-zxyGVUT6JtIYNkx6A

Telegram Channel ID: https://telegram.me/social-works 

Instagram: https://instagram.com/shivamoradi_socialworks

 Email: shiva.moradi@gmail.com

دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ | ۸:٤٠ ‎ق.ظ | شیوا مرادی | نظرات ()

درباره وبلاگ

شیوا مرادی، مددکار اجتماعی و جامعه شناس Facebook▶www.facebook.com/shivayie Web site▶WWW.SHIVA.ORQ.IR Email▶shiva.moradi@gmail.com Channel Telegram🆔▶@social_works
منو وبلاگ
نويسندگان
موضوعات وب
 
طراح قالب
امکانات وب