مددکار اجتماعی - پزشک و مشاور اجتماع
مددکار اجتماعی - پزشک و مشاور اجتماع

"مددکاری اجتماعی ، حرفه ای منحصر به فرد"

برای اینکه نشان داده شود که مدد کاری اجتماعی چه اندازه با دیگرحرفه های خدمات انسانی متفاوت است ، به شرح خصوصیات ویژه ویگانه آن می پردازم

:ازنظرمددکاراجتماعی فرد یا گروه مشکل دار بخشی ازیک سیستم اجتماعی وسیع است. سیستم های حمایت کننده اولیه مانند خانواده، مراکز مذهبی، مدارس، مراکزاشتغال، جامعه وهمسایگان و گروه دوستان اجزاء مهم این سیستم هستند. مددکاراجتماعی برکنش متقابل اجتماعی، برآیند کارکرداجتماعی وکارکردهای نامناسب تأکید دارد. برای اجرای مؤثر(درمان)، بایستی دانش قابل ملاحظه ای درزمینه روابط فردی، حل تعارض وتسهیلات گروهی داشته باشد وپیوسته مهارتهای خودرادرهنگام کاربا سیستم های مختلف، که مددجویان وگروه راتحت تأثیرقرارمی دهد به کار ببرد. بسیاری ازمشکلات فردی نشأت گرفته از مشکلات اجتماعی است.هدف اصلی مددکاری قادرسازی مددجواست . همیشه باید عنصراعتماد را درهر ارتباط داشته باشیم.

مهمترین اصول درحرفه مددکاری اجتماعی عبارتنداز

: 

1-

اصل پذیرش acceptance(الف- پذیرش مددجوتوسط مددکار ب- پذیرش مددکارتوسط مددجو ج- پذیرش متقابل)

2-

اصل فردیت individual

3-

اصل رابطه حرفه ای occupational(الف- چگونگی برخورداول ب- ارتباط کلامیverbal relationship))ج- ارتباط غیرکلامی(non verbal relationship) د- توجه به شرایط زمانی ومکانی و- توجه به فرهنگها و سنّت های حاکم برمددجو)

4-

اصل مشارکت participation

5-

اصل راز داری حرفه ای confidentiality

6-

اصل خودآگاهی self-awarenece

"

سیر تاریخی و تاریخچه مددکاری اجتماعی"

مدکاری اجتماعی نه تنها درایران بلکه درجهان نیز به عنوان یک رشته علمی کاربردی و یک حرفه انسانی ـ اجتماعی جدید است و از تأسیس آن حدود صد سال می گذرد

. مددکاری داوطلبانه سازمان نیافته حرفه ای(volunteer work) ، تاریخی به قدمت تاریخ بشر دارد واز زمانی که بشرخلق شد، با توجه به نیازهای اجتماعیش به ناچار به زندگی در جمع بوده است. این جمعی زیستن اورا در جهت همکاری اجتماعی و مددکاری بی برنامه سوق می داد و برای تأمین نیازهای خود وهمچنین به منظور دفاع و حراست از خود مجبور به همکاری با دیگران بوده است. مددکاری تخصصی سازمان یافته(professional): ورود صنعت به زند گی بشر تحولاتی را در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی زندگی انسان به وجود آورد که حضور مددکار به مفهوم خاص و سازمان یافته را طلب می کرد.

عوامل مختلفی که در پی انقلاب صنعتی زمینه های ایجاد و توسعه مددکاری اجتماعی را فراهم ساخت که این عوامل عبارتند از

:

1-

افزایش جمعیت

2-

مهاجرتهای گسترده و توسعه بی رویه شهرنشینی

3-

نیازهای جدیدوگسترده

4-

حوادث و سوانح ناشی از صنعت

5-

سستی روابط اجتماعی

6-

تدابیروسیاستهای دولت در جهت نیل به اهداف رفاه اجتماعی

7-

سسستی پایه های اخلاقی و اعتقادات معنوی

8-

سیاستهای سوءاستعمار

9-

حوادث و سوانح طبیعی نظیرسیل و زلزله و. . .

10-

تاریخ مددکاری در دنیا

مصوبات و مقررات بین الملللی: در روم قدیم نوعی بیمه های تعاونی برای حفظ خانواده و بازماندگان نظامیان وجود داشت. درقرن شانزدهم و قبل ازآن کلیساهای اروپایی مأوایی برای درد مندان بود ودرسال1531 میلادی با حمایت کلیساها از فقرا قانون "هِنری هشتم"درانگلستان تصویب شد. درعصرالیزابت درسال1601 "قانون فقر" به عنوان اصل43 به تصویب رسید که ازلحاظ برخی ویژگیها نزدیک به اصول مددکاری دارای اهمیّت است. به موجب این قانون فقرا ونیازمندان بیکار که غالباً به تکدی گری اشتغال داشتند جمع آوری و درسه دسته تقسیم شدند:1- افرادی که توان کافی برای کار واشتغال داشتند به کارگرفته شدند.2- کودکان و نوجوانان به کارآموزی مشغول شدند.3- سالمندان ومعلولینی که توانایی کار نداشتند درمراکزی نظیر دارالمساکین مورد حمایت قرارمی گرفتند که بودجه موردنیاز برای اجرای قانون مذکور از طریق مالیات تأمین می شد.قانون اسکان در سال 1662 به تصویب رسید ، که به موجب قانون اسکان تازه واردین به هرناحیه که متقاضی کمک مالی بودند براساس حکم دادگاه باید به محل سکونت خویش برگردانده شوند.قانون اردوی کار در سال1696 به تصویب رسید که به موجب این قانون کسانی که در شهرهاوروستاها ساکن بودند باید مدت زمان مشخصی ساکن ان منطقه بوده باشند. مرکزی به نام توی نبی هال(toynbee hall) توسط ساموئل بارنت در لندن به سال 1884 میلادی تأسیس شد، همچنین تأسیس هال هاوس(hull house) توسط جین آدامز در امریکا به سال 1889. این دو مرکز به خدمت رسانی به محرومین می پرداختند.خدمت رسانی به مهاجرانی که به امریکا می آوردند هم برعهده مؤسسه دیگری بود تحت عنوان ستلمنت هاوس(settelement house) توماس چالمرز (tomas chalmers) کشیش اسکاتلندی در سال 1814که اورا پدر مددکاری اجتماعی هم نامگذاری کرده اند نظریه های بسیاری درباره چگونگی کمک به نیازمندان مطرح کرد که از نظرمددکاری سازمان یافته حائزاهمیّت است.اوکتاویاهیل (octavia hill) در سال 1873 میلادی در لندن برای اجرا کنندگان امور خیریه و برقرار کنندگان نظم برنامه کارآموزی وآموزشی ویژه ای ترتیب داد. درسال 1899 میلادی به همت مصلحین خیریه هلند، توسط جمعیت طرفداری از آزادی زنان اولین مدرسه خدمات اجتماعی در آمستردام افتتاح شد وبراساس پیشنهاد خانم مری ریچموند مدرسه خیریه تابستانی نیویورس در سال1898 تأسیس شد که درسال1904 به مدرسه خیریه نیویورک معروف شد.در اوایل قرن بیستم انجمن سلطنتی انگلیس بارد قانون فقرای الیزابت قوانین جدیدی را در حمایت از مستمندان پیشنهاد کرد که بر اساس آن اعتقاد به نگهداری از متکدیان منسوخ شد. فرانکلین روزولت مقررات جدیدی در سال 1935 میلادی در قالب قانون تأمین اجتماعی وضع کرکه به موجب آن علاوه برخدمات بیمه های اجتماعی، مادران و کودکان نیازمنو معلولین و نابینایان نیز مورد حمایت قرار می گرفتند. یافته های پژوهشگران علوم اجتماعی جوامع بشری را متوجه این نکته کرد که جامعه در قبال عقب ماندگان ذهنی و معتادان و مجرمین اجتماعی و بیماران روانی دارای مسئولیت است. آنها به تدریج متوجه شدد که چگونه می توان زمینه بازتوانی نیازمندان را فراهم کرد و لذا برای ملاقاتشان به منزلشان می رفتند(همان بازدید از منزل و یا بازدید از مؤسسات کنونی). این امر موجب پیدایش مددکاری فردی و اقدامی جهت حرفه ای و علمی شدن حرفه مددکاری اجتماعی شد. چارلز لورینگ بریس(charles loring bracc) برای رهایی نوجوانان ولگرد از آسیب های اجتماعی در شهرهای بزرگ امریکا پیشنهاد تأسیس انجمنهای ویژه ای را کرد که به کمک این انجمنها کودکان و نوجوانان از محله های ناسالم نیویورک به خانه های روستایی منتقل شدند تا بتواند همانند عضوی از خانواده تربیت شوند.جین آدامز تلاش گسترده ای را در مراکزاسکان شیکاگو معروف به هال هاوس آغاز کرد. مری ریچموند باتألیف کتاب معروف خود تحت عنوان تشخیص بیماری های اجتماعی به سال1917 برای نخستین بار فرایند مددکاری اجتماعی را به طور نظام مند و بر حسب یافته های واقعی در مراحل تشخیص طرح ریزی و درمان تشریح کرد و بر مشارکت همه جانبه مدجو تأکید کرد. سرویلیام بوریچ پایه گذار علم رفاه اجتماعی مدرن در انگلیس بر سه اصل متکی بود:1- گسترش بهداشت 2- تأمین اشتغال کامل 3- پرداخت کمک هزینه به والدین تا پانزده سالگی.متفکری به نام سیدر(sieder)، درخصوص سیرمددکاری درامریکا به پنج دوره اشاره دارد: دوره اول، ایجاد مؤسسات ومراکزعرضه کننده خدمات اجتماعی اولیه به مراجعین؛ دوره دوم، متمرکز شدن هیأتهای رفاه عمومی وصندوقهای خیریه در امور مربوط به خدمات اجتماعی؛ دوره سوم، رسمیت تدریجی مؤسسات خدمات اجتماعی و منطبق شدن آنها بانیازهای اجتماعی؛ دوره چهارم، گرایش به تحلیل ریشه های مربوط به علل مسائل اجتماعی؛ دوره پنجم، تخصصی شدن و تمرکز خدمات اجتماعی سازمان یافته مطابق با هدفهای توسعه جامعه.اولین مدرسه مددکاری در آسیا در سال 1938 درهندوستان تأسیس شد وسپس درسال 1957 مدرسه مشابهی در کشور ترکیه تأسیس شد که در سال 1965 به عضویت انجمن بین المللی مدارس مددکاری پذیرفته شد.درحال حاضرمددکاری اجتماعی به عنوان رشته ای کاربردی از مقطع فوق دیپلم تا دکترا در بسیاری از کشورهای جهان مطرح است، به گونه ای که در متجاوز از هفتاد کشور در جهان بیش از چهارصدوپنجاه آموزشگاه ، دانشکده و کالج مددکاری وجود دارد واغلب این مؤسسات در سازمان جهانی به نام "انجمن بین المللی مدارس مددکاری اجتماعی" عضویت دارند و با اجلاس های سالیانه به تبادل جدیدترین اطلاعات علمی و حرفه ای می پردازند و دامنه فعالیت مددکاران اجتماعی از جزئی ترین امور اجتماعی تا کلی ترین آن،از رفاه کودکان تاسالمندان،ازاختلالات روانی ورفتاری تا آسیبهای اجتماعی،از مراکز توانبخشی تا مراکز مشاوره خانواده ،از مشکلات دانش آموزان تا مسائل دانشجویان را شامل می شود.عالی ترین مقاطع تحصیلی مددکاری اجتماعی در کشورهای زیر ارائه می شود:

1-

کانادا در16 دانشکده،از کارشناسی تا دکترا

2-

هندوستان در14دانشکده،از کارشناسی تا دکترا

3-

ژاپن در32دانشکده،از کارشناسی تا دکترا

4-

امریکای شمالی در90دانشکده،از کارشناسی تا دکترا

5-

استرالیا در5 دانشکده،از کارشناسی تا دکترا

6-

اروپاوخاورمیانه در 205 دانشکده،از کارشناسی تا دکترا

7-

مصر در یک دانشکده،از کارشناسی تا دکترا

8-

ترکیه در یک دانشکده،از کارشناسی تا دکترا

"

مفاهیم کلیدی وعمده درمددکاری اجتماعی"

مددجو

(client):مددجوعبارت است ازفرد، خانواده، گروه، جامعه که به دلایلی نیازمند خدمات حرفه ای مددکاراجتماعی است. مددجو به مددکاراجتماعی معنا می بخشد وزمینه فعالیتهای حرفه ای مددکار را مهیا می سازد.مددجوانسانی است که دارای مشکلاتی می باشد که نتوانسته شخصاًمعضل پیش آمده را حل نماید. مددجوخود نیز دارای دومفهوم است:"مفهوم عام"و"مفهوم خاص"."مفهوم عام" مددجو به هر پدیده ای که درمقابل مددکار قرار می گیرد اطلاق می شود.این پدیده ممکن است یک انسان نیازمندویا یک معضل اجتماعی و یا یک طرح تحقیقاتی باشد. مددجوبه"مفهوم خاص"همان برداشتی که ازاصطلاح "مورد"استنباط می شودودرهمین رابطه case work(case stud) به معنی کاربا یک مورد وبا مددکار فردی تبیین می شود . مددجو فردی است با خصوصیات مربوط به سن وجنس خود، خصوصیات فرهنگی جامعه وبسیاری خصوصیات مشترک با افراد دیگر، به خصوص باهمکاران وهمسالان خودش.هیچ کدام از مشخصات یک فرد با فرد دیگر همانند نیست وحتی خاص خود اوست. به عبارت دیگر هر فرد مشخصات خاص خود را دارد که تا حدودی از مشخصات افراد دیگر متفاوت است. حتی اثرانگشت دو نفر با هم یکی نیست.اگر بخواهیم برخی ازاین خصوصیات رابشماریم، باید به خصوصیات جسمی ، روانی ، عصبی ، تجربیات گذشته ، شرایط محیط زندگی ، خصوصیات شخصیتی وبلأخره عکس العملها، هدفها وآرزوهای او اشاره کرد.

مددکاراجتماعی

(social work):منظورازمددکار اجتماعی ، فردی است حرفه ای که براساس اصول حرفه ای وبااستفاده ازدانش ومهارتهای خاص مددکاری اجتماعی ، درمؤسسات خدمات اجتماعی به حل مشکلات افراد، گروهها وجوامع می پردازد.

مددکار اجتماعی

بایدازگذشته، کمبودها، عقده ها ونکات مثبت ومنفی خود، تاحدامکان اطلاع داشته وبرآنها تسلط داشته باشد وازدخالت این خصوصیات درقضاوتهایش جلوگیری کند . اوباید به خصلت پسندیده رازداری مشهور باشد تا مددجویان به اواعتماد کنند.

مشکل

(perablem):مشکل همان عاملی است که موجب ارجاع وای مرا جعه مددجوبه مددکارمی شود. مشکل عامل ارتباطی بین مددکارومددجواست. دریک تعریف ساده وروشن ازمشکل می توان گفت که "مشکل آن چیزی است که برروی کارکرداجتماعی فرد،گروه یااجتماع اثرمی گذارد". مشکل نیازهایی است که به طور کافی یا به صورت قابل قبول برآورده نشده است در نتیجه آن نوعی عدم تعادل در روابط فرد یا گروه یا جامعه باجهان اطراف پدیدارمیشود مشکل وضعیت وموقعیت وشرایطی است که فرد، گروه یا جامعه را در بر می دارد و دراثرآن فعالیتها وتوانایی ها و رفتارمعمولی فرد قادربه مقابله و حل آن نمی باشد و ضرورت استفاده از نیروهای نهانی ، جمعی ، کمکی یا ذخیره ای را موجب می شود . هر مشکلی معمولاً علّتی دارد که خود آن علّت می تواند معلول و زیرساخت دیگری باشد.

برای مشکل پنج خصیصه می توان نام برد

:

1-

با نیازهای انسانی ارتباط دارد.

2-

همواره طبیعتی پویا دارد وتحت تأثیرعوامل محیطی تغییرمی کند.

3-

دارای علّت یاعلتّهای مختلف است.

4-

وجود مشکل به شخصّیت و طرز تلقی فرد بستگی دارد.

5-

مشکلات غالباً دارای سابقه اند ولی گاهی بدون زمینه قبلی به وجود می آیند.

انواع مشکلات

:

1-

جسمانی(نابینایی ، اختلال دراندامهای حرکتی و...)

2-

روانی(افسردگی ، جنون جوانی و...) mental

3-

عاطفی- روانی(کینه توزی، حسادت شدید و...)

4-

اقتصادی(فقر، بیکاری، ورشکستگی و...)

5-

فرهنگی(بی سوادی، عدم آگاهی ، اختلالات قومی و...) cultural

6-

اجتماعی(اعتیاد، بزهکاری، فحشا و...) social

خدمات اجتماعی

(social service ):خدمات اجتماعی فعالیتی حرفه ای که به افراد، گروهها وجوامع به منظوربالا بردن ظرفیت آنها درانجام تکالیف و وظایف اجتماعیشان در چارچوب اصول وقوانین جامعه عرضه می شود . خدمات اجتماعی وسیله ای برای تحقق ارتباط سازنده بین فرد وجامعه است. خدمات اجتماعی عبارت است ازمجموعه ای از فعالیتهای سازمان یافته که ازطریق سازمانهای رفاهی - اجتماعی به مراجعین و متقاضیان عرضه می شود تا زمینه رضایت مندی وبهروزی آنها را فراهم سازد. 

رفاه اجتماعی

(social welfar):رفاه اجتماعی شامل مجموعه ای متشکل از خدمات، مؤسسات ونهادهای اجتماعی است که هدف آن کمک به افراد جامعه، گروه های مختلف وخانواده ها به منظور توفیق آنها برای وصول به یک زندگی مطلوب می باشد . که به دو گونه متفاوت"اضطراری" و " نهادی" تقسیم بندی می شود. رفاه اجتماعی مجموعه ای از تدابیر و سیاستهایی است که در قالب برنامه های مختلف جامعه ارائه می شود و یا به قول هاری کاسید برای حفظ و نگهداری و بهبود منابع به کارگرفته می شود. رفاه اجتماعی نظامی ازقوانین ، برنامه ها ، کمک ها وخدماتی است که ازطریق تقویت ، اطمینان وایجاد امکانات به نیازهای اولّیه مردم جواب می دهد ؛ این نظام همواره در جهت جوابگویی تغییرات جامعه و گسترش انتظارات و توقعّات روزافزون مردم ، تغییر کرده است.

تأمین اجتماعی

(social security):اصطلاح تأمین اجتماعی بیانگرتأمین درآمدی است که به هنگام قطع درآمد بعللی ازقبیل بیکاری، بیماری، یا حادثه جایگزین آن می شود وهمچنین تأمین درآمد برای کسانی که به علّت پیری بازنشسته شده اند و نیز کسانی که به سبب مرگ شخص دیگری ازحمایت محروم مانده اند. برای تأمین اجتماعی دومفهوم کّلی وجود دارد "مفهوم خاص"و"مفهوم عام". مفهوم خاص تأمین اجتماعی که غالباً مرادف با"بیمه های اجتماعی"به کار می رود که مراد از آن تأمین اقتصادی و یا به بیان دیگرتضمین اقتصادی افراد در مقابل برخی عوامل و پدیده هاست که معمولاً ازطریق قراردادهای حقوقی و با نظارت دولت هاانجام می گیرد. مفهوم عام تأمین اجتماعی که منظورازآن فراهم آوردن کلّیه ضروریات زندگی برای تمام اقشار جامعه است به نوعی که تأمین کننده نیازهای مادی و معنوی انسانها در حّد متعارف باشد.

اقدام اجتماعی

(social action):مددکاراجتماعی دراین روش، نقش"کارشناس"رابازی می کند وسعی دارد با بررسی های کارشناسی برنامه های رفاهی خود را در قالب بخشنامه،آئین نامه و یا قانون و پس ازتصویب مراجع ذیصلاح و در سطح کلان به جامعه عرضه نماید.

درمان

(therapy):حمایت ومحرکی برای استفاده از تمام توانائی های مددجو برای تصمیم گیری واقدام برای رسیدن به نتیجه قطعی و نهایی پس در چنین فرایندی شخص مددجو به شدت فعال است و مددکار زمینه لازم را ایجادمی کند تا مددجو فعالیت لازم را داشته باشد.

مصاحبه

(interview):مصاحبه رابطه ای چهره به چهره وکلامی برای گردآوری اطلاعات و به منظورشناخت ویژگی های افراد صورت می گیرد . مصاحبه ابزاری است که مددکار در برقراری یک رابطه مناسب جهت درک احساسات و بیان درونی مددجو واحساسات درونی مددجو فراهم می کند.

"

مدد کاری اجتماعی" (social work)

مددکاری اجتماعی

حرفه ای مهیج وحیاتی است ، امّا شناخت ودرک اندکی ازآن حاصل شده است.عّلت وجودی این حرفه نیازهای اجتماعی ومادی بخش عظیمی ازمردم است که تا کنون تأمین نشده و چنانچه مددکاران اجتماعی به عنوان افراد حرفه ای به هدف های مورد نظردست یابند، نیازی به مددکاری اجتماعی نخواهد بود. مددکاری اجتماعی فعالیت ویژه ای است که برخی از مؤسسات رفاه اجتماعی آن رابه مراجعان خودعرضه می کنند؛ یعنی به آنها یاری می رسانند تا با مشکلاتی که درآنجا کار و وظایف اجتماعی خود روبرومی شوند، با کارآیی بیشتری مقابله کنند. مددکاری اجتماعی خدمتی حرفه ای است که بر پایه دانش ومهارتهای خاص قرارگرفته است. هدف آن کمک به افراد، گروهها ویا جامعه است تا بتواننداستقلال شخصی، اجتماعی و رضایت خاطرفردی واجتماعی به دست آورند . مددکاری اجتماعی کارکرداجتماعی افراد را خواه به صورت فردی یا گروهی افزایش می دهد . برای، این منظورفعالیت های خود را مبتنی بر روابط اجتماعی آنها که موجب شکل گیری کنش های متقابل افراد و جامعه می گردد، متمرکزمی سازد.

این فعالیتها درسه زمینه ظاهرمی گردد

:

1-

ترمیم واصلاح قابلیت های مختل شده

2-

تأمین منابع وامکانات اجتماعی وفردی

3-

پیشگیری از کژکارکردهای اجتماعی

مددکاری اجتماعی

فعالیتی است تخصصی مبتنی بر یاری رساندن به افراد ، گروهها یا جوامع به منظورفراهم کردن یا اصلاح قابلیت های آنهاجهت کارکردهای اجتماعی وایجاد شرایط اجتماعی مساعد به منظور دستیابی به هدف تعیین شده . فرایندی برنامه ریزی شده وهدف دار. مددکاری اجتماعی به کنش متقابل افراد وآن دسته از نهادهای اجتماعی که بر قابلیت آنها درانجام وظایف زندگی، خواسته ها وارزشها تأ ثیرگذاشته فشارها را تخفیف می دهد ، توجه دارد وبه آنها می پردازد . این کنش های متقابل بین افراد ونهادهای اجتماعی، در درون بافت رفاهی اجتماعی بزرگتر پدید می آیند . کارکرد اجتماعی برهرنوع الگوی پاسخ بیولوژیکی، روانشناختی، یا فرهنگی - اجتماعی اشاره دارد که نتیجه کنش های متقابل بین افراد ومحیط آنها باشد ونوعی هماهنگی است بین نیازها وتوانایی های فرد، ونیازهای جامعه وفرصت هایی که وی درجامعه به دست می آورد.

مددکاری اجتماعی

حرفه ای است مبتنی براستعداد ، مهارتها ودانش خاص به منظورفراهم آوردن شرایط مادی ومعنوی برای افراد واقشارنیازمند جامعه، به گونه ای که در جهت شناخت و رفع مشکل خود برانگیخته شوند .

روشهای مستقیم آن عبارتنداز

:

1. "

مددکاری فردی ( کاربافرد

2. )

مددکاری گروهی ( کارباگروه

3. )

مددکاری جامعه ای( کارباجامعه.

سه روش غیر مستقیم آن نیزشامل

:

1-

مدیریت درمؤسسات خدمات اجتماعی

2-

تحقیقات رفاه اجتماعی

3-

اقدامات اجتماعی می شود

هدف مددکاری

افزایش توانایی و قابلیت افراد در سازگاری با وظایف ومشکلاتی است که با آن روبه روهستند وافزایش اصلاحات در محیط اجتماعی به گونه ای است که افراد را به تأمین احتیاجات روزانه خود توانا سازد. کارابزارها در مددکاری اجتماعی عبارتنداز: 

1-

مشاهده observation

2-

مصاحبه interview(انواع مصاحبه:استخدامی ، مشکل یابی ، نظرخواهی ، تحت فشار، تشخیصی درمانی ، قبل وبعدازانجام آزمون های روانی ، اختتامی یا ترخیص)

3-

فعالیت گروهی

4-

رابطه حرفه ای

جامعه شناسان

، روانپزشکان، روانشناسان، پزشکان، وکلا ومشاوران ازجمله کسانی هستند که مددکاراجتماعی را درادامه فعالیت هایش یاری می دهند.

نقش های یک مددکار اجتماعی عبارتند از

:

1-

نقش میانجی

2-

نقش مدافع

3-

نقش آگاهی دهنده و آموزش دهنده

4-

نقش رابط connector

5-

نقش یاری دهنده

مددکاری اجتماعی خود به شاخه های زیادی تقسیم می شود که عبارتنداز

:

1-

مددکاری اجتماعی روانی( کار با بیماران روانی ) psychiatric social work(psycho)

2-

مددکاری اجتماعی بهداشتی - درمانی( تَن پزشکی - مددکاری پزشکی ) medical social work

3-

مددکاری اجتماعی صنعتی( کار با کارگران ) industrial social work 

4-

مددکاری اجتماعی تربیتی( کار با دانش آموزان وافراد بزهکار)

5-

مددکاری اجتماعی حقوقی( کار در دادگاه خانواده ومدنی خاص )

6-

مددکاری اجتماعی خانوادگی( به عنوان مشاورخانواده ) family social work

7-

مددکاری اجتماعی معلولین( کار با معلولین جسمی حرکتی ، به عنوان عضوی از تیم توانبخشی ) handicaped social work

"

مددکاری فردی( کار با فرد)" (case work)

مددکاری فردی

، هنری است که دانش ومعلومات مربوط به علم روابط انسانی و مهارت درایجاد رابطه را به کارمی گیرد تا استعداد نهفته ومکنون افرادرابرانگیزاند. مددکاری فردی فعالیتی سازمان یافته است که به افرادی از جامعه که به نوعی به آن نیازمند هستند عرضه می شود تازمینه رضایت مندی واستقلال آنها را فراهم سازد.

همچنین منابع اجتماعی متناسب ومربوط را به حرکت درمی آورد تا سازگاری بهتری بین مددجو ومحیط وی ایجاد شود

.

در مددکاری فردی نحوه رابطه با مددجو به صورت

face to face یا چهره به چهره است .

اصول و فنون درمددکاری فردی

:

1- 1-

اصل فردیت قائل شدن برای مددجو

2- 2-

اصل پذیرش مددجو به عنوان یک انسان با تمام خصوصیاتی که دارد

3- 3-

اصل ایجاد رابطه حرفه ای دوجانبه بین مددکار و مددجو

4- 4-

اصل رازداری حرفه ای confidentiality_secrecy

5- 5-

اصل خودشناسی مددکار؛ یعنی اطلاع مددکارازکمبودها و نقاط ضعف خودش egology

6- 6-

اصل مشارکت مددجو در فعالیتها participation

7- 7-

اصل کنترل احساساست مددکار

8- 8-

اصل احترام به احساسات مددجو

9- 9-

اصل عدم پیشداوری درباره مددجو و محکوم نکردن او

روشهای مددکاری فردی یا روش مددکاری اجتماعی کاربا فرد

:

فرد دارای مشکلات اجتماعی ، یا خودش به مددکارمراجعه می کند و مشکلش را می گوید و یا مددکار متوجه مشکلات او می شود

. دراین رابطه چند عامل وجود دارد:

1-

فرد دارای مشکل(مددجو) case(clinet)

2-

مشکل perablem

3-

مددکاراجتماعی social work

4-

منابعی که در حل مشکل می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

درتمام حرفه های خدماتی مانند پزشکی ، مددکاری ، مشاوره و

. . . ارائه خدمت مراحلی دارد که بسیار شبیه هم هستند.

تکنیک هایی که درمددکاری فردی ازآن استفاده می شود عبارتند از

:

1-

مصاحبه interview

2-

مشاهده observation

3-

بازدید ازمنزل و مؤسسات home visite

4-

مشاوره counselor

روش خدمت رسانی درمددکاری اجتماعی ومراحل آن به شرح زیراست

:

1-

مطالعه case study

1-

تشخیص assessment _ diagnosis

2-

تهیه برنامه کمکی یا درمانی

3-

اجرای برنامه کمکی یا درمانی

4-

ارزیابی برنامه های انجام شده

5-

گزارش نویسی درمددکاری فردی به معنی ثبت وقایع و تهیه مجموعه ای ازحقایق است و باید به نحوی نوشته شود که هم برای نویسنده هم برای کسانی که آن را می خواند، قابل درک باشد

پیگیری. گزارش نویسی ازنظرشکل و محتوی ممکن است متفاوت باشد. مانند گزارش نویسی( ساده یا مفصل،رسمی یا غیر رسمی ، کوتاه یا بلند ، تحقیقی یااداری ، وقایع نگاری،توصیفی،تحلیلی ). گزارش نویسی درمددکاری فردی رامی توان انعکاس آنچه که درمراحل مختلف کار با مددجوانجام می شود، دانست. دراصل وسیله ای است برای انتقال اطلاعات از یک مددکار یا مؤسسه، به مددکار یا مؤسسه خدمات اجتماعی دیگری که مددجو جهت پیشگیری امورحرفه ای به آنجا فرستاده می شود.

"

مددکاری گروهی(کار باگروه)" (group work)

در

مددکاری گروهی مددکاراجتماعی همانند یک هنرپیشه است و باید نقش بازی کند گاهی درنقش پدرباشد و گاهی درنقش مادر و گاهی درنقش خواهر یا برادروگاهی درنقش یک دوست واگرغیرازاین باشدهرگزموفق نمی شود و نمی توانداعتماد طرف مقابل راجلب کند ویک معالج خوب باشد. مددکاری گروهی تلاشی علمی - حرفه ای است که مددکاربه افراد جامعه درقالب گروههای اجتماعی وازطریق فعالیتهای گروهی عرضه می کند تا استعدادهای جسمی وروانی وخلاقیتها وتوانائیهای بالقوه اعضاء رابه حداکثرتجلی برساند. دراین شیوه مددکار اجتماعی به مراجعین کمک می کند تا به صورت گروهی مسائل ومشکلاتشان حل شود ویا مهمترازآن به این افراد کمک کند تا در فعالیت های گروهی شرکت نمایند. مددکاری گروهی جریانی است که ازطریق آن به افراد کمک می شود تا خود را با مردمان دیگرارتباط دهند و بر حسب نیازها و توانایی های خود شرکت کنند و فرصت هایی راتجربه کنند. درمددکاری گروهی رشد شخصیت ، تغییردرگسترش گروه توسط مددکارصورت می گیرد . درمددکاری گروهی مددکارعلاقه منداست رشد فردی وتوسعه اجتماعی را برای گروه فراهم آورد و آن را از طریق عمل هدایت شده رو در رو گروه صورت گیرد وعبارت است از کار با تعدادی ازافراد که همگی عضو یک گروه باشند ومعمولاً دارای هدفها ، صفات ، مناسبات ، مشکلات ، نگرانی ها و یا علایق وخواسته های مشترک هستند.

روشها ومدل های مددکاری گروهی عبارتنداز

:

1-

مددکاراجتماعی(رهبرعامل تغییراست)

2-

فرد یا گروه هدف تغییر

3-

از فرد یا فرایندهای گروه جهت این منظوراستفاده می شود

4-

برروی سلامت یاجنبه های آسیب شناسی اعضاء تأکید دارد

5-

برروی رفتارهای مبتنی بررابطه تأکید دارد

شرایط عضویت در گروه ونحوه برگزاری جلسه گروهی عبارتنداز

:

1-

داشتن هدف

2-

شرایط عضویت درگروه بایدازهرنظرمشخص باشد(سن ، جنس و... )

3-

تعداد اعضای گروه معمولاً بین 5 تا 12 نفراست.

4-

ترکیب اعضاء بایدهمگن باشداز نظر فردی واجتماعی .

5-

تنظیم شرایط اتاق ازنظروسعت، نور، هوا، بهداشت و... .

6-

چیدن صندلی های جلسه به صورت دایره( دراین حالت کاربردی بیشتردارد).

7-

تنظیم مدّت زمان جلسه وتقسیم بندی زمان ها از نظرارائه مطالب ، نتیجه گیری وزمان استراحت .

8-

مقررات رفتاری درگروه تا حد لازم قبل از شروع جلسه برای تک تک اعضای گروه مشخص گردد .

به طورکلّی مددکاری گروهی برای رسیدن به هدفهایی که خواست جامعه است ازطریق فعالیت های گروهی کوشش می کند

.

عوامل عمده درمددکاری گروهی

:

1-

مددجو (case(clinet

2-

خصوصیات وماهیت مشکل

3-

محل کار( میدان فعالیت مددکاراجتماعی درمددکاری گروهی )

4-

چگونگی جمع آوری اطلاعات درباره مددجو

5-

دانش ومهارتهای مورد نیاز

6-

کیفیت ونحوه رابطه متقابل مددکاراجتماعی با مددجو

7-

مدّت فعالیت مددکاراجتماعی درمورد کا ر با گروه

8-

نقش های مورد انتظار مددکاراجتماعی در کار با گروه

دو نوع گروه داریم

:الف) گروه های درمانی که شامل مجموعه ی گروههای[ گروه T - رویاوریی - کار مدارها - کارگاه خلاقیت - رشد سازمانی - تیم سازی می شود]

ب

) گروه های اجتماعی.

مراحل کار گروه رول پله ی

:

1-

مددکار

2-

مددجو

3-

رابطه حرفه ای

4-

ارتباط متقابل مددکارومدجو[ ارتباط وابستگی ، ارتباط دو طرفه یا دو سویه ، ارتباط اجباری تفویض(ناقص )

1-

 تاریخ تشکیل جلسه 2- موضوع و نام گروه 3- تعداد اعضای حاضردرهر جلسه، ازجمله مراحل وعواملی است که درهر جلسه گروهی باید به آن توجه کرد. 

"

مددکاری جامعه ای(کار با جامعه)" (community work)

مددکاری جامعه ای

عبارت است ازفعالیتی منظم وهدفمند که بابسیج امکانات مادی ومعنوی وجلب مشارکت های اعضاء جامعه که در جهت پاسخ به نیازجمعی و یا حل معضلات اجتماعی درجوامع شهری و یا روستایی انجام می گیرد. درمددکاری جامعه ای عمّده ترین مشخصه از یک طرف مشارکت همه جانبه افراد واقشارجامعه مورد نظر، وازسوی دیگرتأمین نیازجمعی دریک محدوده جغرافیایی مشخص،اعم از شهر یا روستا است. جامعه ترکیبی از گروههای اجتماعی است. جامعه به مجموعه ای ازانسانها گفته می شود که در یک مکان جغرافیایی با یک آداب و رسوم مشترک در کنارهم زندگی می کنند.هر جامعه ای دچار یکسری مسائل است که این مسائل خود به دو دسته تقسیم بندی می شوند :"مشکل عام" و"مشکل خاص". جامعه دارای هویت و مشخصات خاص خود است. مددکاری که با جامعه کار می کند، فعالیت اومستلزم آگاهی از نهادها و ساختارها وروابط بین آنها در جامعه است. برای شناخت یک جامعه ابتدا باید درآن جامعه نفوذ کرد، سپس به شناخت جامعه بپردازیم وسعی کنیم مونوگرافی آن منطقه را بدست آوریم.

مراحل ارائه یک کار جامعه ای

:

1-

ارتباط مقدماتی

2-

شناخت اولیه ارتباط حرفه ای

3-

مسئله به مرور زمان به مشکل تبدیل می شود و مشکل به مرور زمان به بحران و تنها یک مددکار اجتماعی آگاه می تواند جامعه را از چنین وضعیتی نجات دهد

ارتباط حرفه ای .

درهر کارجامعه ای که در مددکاری اجتماعی صورت می گیرد باید

8 اصل رعایت شود که این 8اصل همان مراحل تغییرهستند:

1-

ارتباط مقدماتی

2-

شناخت مقدماتی

3-

ارتباط حرفه ای

4-

شناخت عمیق

5-

ارزیابی تشخیص

6-

طرح نقشه

7-

اقدام اجتماعی social action

8-

تغییر را در جامعه می دهیم تا به وضع مطلوب برسیم

پیگیری.

در کار جامعه ای از سه مدل استفاده می کنیم که این سه مدل عبارتند از

:

1-

مدل برنامه ریزی planning

2-

مدل توسعه محلی locality development

3-

مدل اقدام اجتماعی social action

درواقع در توسعه اجتماعی به مفهوم

"مدکاری جامعه ای"عبارت است از ایجاد رشد مهم جانبه در جامعه از ابعاداقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و بهداشتی که از طریق شرکت دادن مردم در کلّیه مراحل کار با اتکا به نیروهای بالقوه و بهره گیری از امکانات اجتماعی میسر می شود تا بدین وسیله سرنوشت خود را به دست گیرند و دراعتلای هدفهای ملی بکوشند.

"

منشوراخلاقی وسوگندنامه مددکاری اجتماعی" affidavit) ـ (affidavy

برخی ازحرف ومشاغل به جهت اهمّیت وحساسیتی که دارند دارای منشوراخلاقی ویژه ای در قالب

"سوگند نامه"هستند که داوطلبین ورود به این مشاغل، پس ازفراغت از کسب علم و معرفت مورد نظر واندوختن مهارتهای لازم، قبل از ورود به عرصه فعالیت، طی مراسم ویژه ای بامقدسات و باورهای خود پیمان می بندند که پای بنداصول حرفه ای وارزشهای اخلاقی خاصی باشند و در کوران زندگی و فشارهای شغلی لحظه ای ازآنهاغافل نشوند. پزشکی، پرستاری، قضاوت و مددکاری اجتماعی ازاین قبیل مشاغل اند . مددکاران اجتماعی در زمان فراغت از تحصیل پای بندی خود را به اموروزمینه های در قالب "منشوراخلاقی"اعلام می دارند و با خدای خود پیمان می بندند که لحظه ای از آن غافل نشوند و در هیچ شرایطی ازآن سرپیچی نکنند . در ذیل به بخشهایی ازاین"سوگند نامه"اشاره می کنم:

1-

((من نخستین تعهد و پیمان خویش راخدمت راستین به افراد، گروهها وجامعه می دانم خدمتی که جهد در بهبود وپیشرفت شرایط اجتماعی راشامل می شود.

2-

من مسئولیت خدمتی را که به انجام دادنش مفتخرم با آغوش بازمی پذیرم.

3-

من تعهد می کنم در پنهان داشتن اسرارمردم از گزند نامحرمان کوشا باشم.

4-

من به اصول حرفه ای مددکاری اجتماعی اعتقاد کامل دارم واعمال و رفتارخود را بر مبنای علم ، تجربه ومهارت های مددکاری بنیان می نهم.

5-

من تعهد میکنم که در حفظ جامعه وحمایت ازافرادآن و در جلوگیری از انحرافات اخلاقی افراد وسازمانهایی که درفعالیتهای بهزیستی اجتماعی شرکت دارند کوشا باشم.

6-

من آمادگی خویش را برای تقدیم خدمت حرفه ای درهنگام رویدادها و حوادث غیر منتظره اعلام می دارم.

7-

من به موازین علمی، یافته ها وعقاید صاحب نظران با دیده احترام می نگرم و منطق را برای بیان و تعبیر آنها برمیگزینم وعقاید و یافته های علمی و حرفه ای خویش را برای پیشرفت برنامه بهزیستی انسانها وگسترش خدمات اجتماعی دراختیارهمه قرارمی دهم.

8-

من مسئولیت حرفه ای خویش را به علایق شخصی ترجیح می دهم و می کوشم تا آنجا که ممکن است منافع شخصی و خودخواهانه خویش را فدای مصالح عمومی کنم.

9-

من بین گفتار وکردار خویش به عنوان فردی ازاجتماع وبین گفتاروکردارحرفه ای خود به عنوان مددکار اجتماعی فرق قائلم و با وضوح و صراحتی شایسته این دو را از یکدیگر تشخیص می دهم. ازدخالت احساسات ، پیشداوریها و باورداشتهای شخصی در کار حرفه ای تا سر حّد امکان جلوگیری می کنم.

10-

من تعهد می کنم که در داوریهای حرفه ای خواسته ها وعواطف خویش را حتی المقدور معیار سنجش قرار ندهم و سعی کنم احساسات و عواطف انسانها را درک کنم . ازاحساسات تعصبات و پیشداوریها دوری گزینم تا بدین وسیله به تجلی و کشف واقعیتها کمک کنم.)

 

……………………………………………………………….

ما را در شبکه های مجازی پیگیری کنید

Web log: eloquent.persianblog.ir

Web site: WWW.SHIVA.ORQ.IR

Facebook: https://www.facebook.com/shivayie

Telegram Channel joinchat: https://telegram.me/joinchat/By0i-zxyGVUT6JtIYNkx6A

Telegram Channel ID: https://telegram.me/social-works

Telegram ID Creator: @socialworks

Instagram: https://instagram.com/shivayie

Email: shiva.moradi@gmail.com

شنبه ۱۳۸٦/٤/۱٦ | ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ | شیوا مرادی | نظرات ()

درباره وبلاگ

شیوا مرادی، مددکار اجتماعی و جامعه شناس Facebook▶www.facebook.com/shivayie Web site▶WWW.SHIVA.ORQ.IR Email▶shiva.moradi@gmail.com Channel Telegram🆔▶@social_works
منو وبلاگ
نويسندگان
موضوعات وب
 
طراح قالب
امکانات وب