مددکار اجتماعی - پزشک و مشاور اجتماع
مددکار اجتماعی - پزشک و مشاور اجتماع

مقدمه

پیشرفت تحصیلی از جمله موضوعاتی است که از ابعاد تربیتی، روان شناسی،به آن بسیار پرداخته شده است . ﻳﺎﻓﺘـﻪهـﺎی تحقیقات ﻣﺘﻌـﺪد ﻧـﺸﺎن دادﻩ اﺳــﺖ ﭘﻴــﺸﺮﻓﺖ تحصیلی ﻧــﻪ ﺗﻨــﻬﺎ از ﺳــﺎﺧﺘﺎرهای داﻧــﺶ و ﻓﺮاﻳﻨــﺪهای ﭘــﺮدازش اﻃﻼﻋــﺎت ﺗــﺄﺛﲑ ﻣــﻲﭘــﺬﻳﺮد ﺑﻠﻜــﻪ ﺑــﻪ ﻋﻮاﻣــﻞ اﻧﮕﻴﺰﺷــﻲ از جمله ﺑﺎورهــﺎ، ﻧﮕــﺮشهــﺎ و ارزشهــﺎ ﻧﻴــﺰ ﻣﺮﺑــﻮط ﻣــﻲﺷــﻮد (ﺑــﺴﺎﻧﺖ[1]، ١٩٩۵).

ﻧﮕﺮش از ﺳﺎزﻩهاﻳﻲ اﺳﺖ که ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ زﻣﻴﻨﻪی ﻣﻮرد اﺳـﺘﻔﺎدﻩی ﺁن ﺗﻌـﺎرﻳﻒ ﻣﺘﻔـﺎوﺗﻲ دارد. درﺣﻮزﻩی روانﺷﻨﺎﺳﻲ و ﺗﻌﻠﻴﻢ و ﺗﺮﺑﻴـﺖ، ﻧﮕـﺮش، درﺑﺮ گیرنده ی اﺑﻌﺎد ﺷﻨﺎﺧﱵ، ارزﺷﻲ، ﻋﺎﻃﻔﻲ و کنشی اﺳﺖ. ﺑﻌﺪ ﺷﻨﺎﺧﱵ ﺑـﻪ داﺷـﱳ ﺑﺎورهـﺎ ﻳـﺎ ﻋﻘﺎﻳـﺪﺁﮔﺎهاﻧﻪ اﺷﺎرﻩ دارد؛ ﺑﻌﺪ ارزﺷﻲ ﺑـﻪ ﻣﺜﺒـﺖ ﻳـﺎ ﻣﻨﻔﻲ ﺑﻮدن ﺟﻬﺖگیری ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻓﺮد ﻣﻌﻄﻮف اﺳـﺖ؛ ﺑﻌـﺪﻋﺎﻃﻔﻲ ﺑﻪ زﻣﻴﻨﻪی هیجانی و اﺣﺴﺎﺳﻲ ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪﻣﻮﺿﻮع ﻣـﻮردﻧﻈﺮ اﺷـﺎرﻩ دارد و ﺑﻌـﺪ کنشی ﺑـﺮﺟﻬﺖﮔیری ﺑﺮای انجام دادن ﻳﻚ رﻓﺘﺎر وﻳـﮋﻩ تاکید می کند (رﺑﺮ و رﺑﺮ[2]، ٢٠٠١).

از آنجایی که نگرش افراد نسبت به مسایل دارای اهمیت زیادی می باشد و در واقع نگرش زمینه ساز انجام فعالیت و نحوه ی انجام فعالیت می باشد پس در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر مستقیم داشته و یکی از عوامل مهم در رضایت تحصیلی دانش آموزان می باشد. به لحاظ اهمیتی که نگرش ها در زندگی افراد دارند، برخی از صاحب نظران تا آنجا پیش می روند که موضوع اصلی روان شناسی اجتماعی را نگرش می دانند وآن را علم مطالعه نگرش های افراد تعریف می کنند. آگاه بودن از نگرشهای افراد می تواند دارای اهمیت زیادی باشد .نگرش دانش آموزان به رشته تحصیلی می تواند اثرات متفاوتی مانند پیشرفت ویا افت را در پی داشته باشد. اگر نگرش های مردم را بدانیم می توانیم رفتار آنها را پیش بینی کنیم و بر رفتار آنها کنترل داشته باشیم واین موضوع دارای اهمیت بسیاری می باشد زیرا از یک طرف درک رفتار اجتماعی را میسر می نماید و از طرف دیگر امکان تغییر دادن نگرشهای افراد با طبع تغییر رفتار آنها (کریمی، 1383).

 

بیان مسأله

پیشرفت تحصیلی و مسایل مربوط به آن یکی از دغدغه های اصلی نظام آموزش و پرورش کشورهاست، چرا که مسئولین و تصمیم گیرندگان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در سراسر دنیا توسعه و پیشرفت جامعه شان را در توسعه و پیشرفت نظام آموزشی می دانند و این توسعه و پیشرفت از طریق پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدرسه و کلاس درس عملیاتی می گردد. با وجود این بررسی انجام شده در مورد وضعیت تحصیلی دانش آموزان در سراسر دنیا حاکی از آن است که عدم دستیابی معلمان و دانش آموزان به اهداف آموزش و پرورش (افت تحصیلی) همچنان یکی از چالشهای جدی نظام آموزشی کشورهاست. این معضل نسبتاً گسترده در سطح دنیا در ایران از وخامت بیشتری برخوردار است. به طوریکه با نگاهی گذرا به نتایج و آمار منتشر شده آموزش و پرورش در سال تحصیلی 86-1385 مشخص شد که تعداد 148016 نفر دانش آموز دوره ی ابتدایی و تعداد 31443 نفر از دانش آموز دوره راهنمایی مردود شده اند. (وزارت آموزش و پرورش، 1385).

طبق نظر کارشناسان آموزش و پرورش میانگین هزینه سرانه صرف شده برای هر دانش آموز (قیمت تمام شده) (کارشناسان بودجه استان قم، ارتباط شخصی) با یک محاسبه ساده که نتیجه ضرب مجموع مردودین دوره های ابتدایی و راهنمایی (462.419 نفر) در هزینه صرف شده برای هردانش آموز (4.839.929ریال) می باشد عدد 2.238.075.128.251بدست می آید که بیانگر میزان هزینه تلف شده به خاطر مردودی دانش آموزان در سراسرکشور به ریال است. اگر مردودین دوره متوسطه پیش دانشگاهی و مدارس خاص را به این رقم اضافه کنیم رقمی نجومی خواهد شد وعمق فاجعه بیشتر هویدا می شود. این در حالیست که در سالهای اخیر تامین بودجه لازم و مقابله با کسری بودجه از دغدغه های اصلی وزارت آموزش و پرورش است. البته علاوه بر جنبه اقتصادی ابعاد اجتماعی و فرهنگی این موضوع نیز قابل توجه است. ( حبیب زاده، 1389).

از عوامل زیادی در خصوص این نارسایی آموزشی یادشده است، می توان به عدم توفیق مدارس در ایجاد و تقویت روحیه ی علمی، عدم انتخاب درست رشته ی تحصیلی و ویژگی های فردی و شخصیتی دانش آموزان اشاره کرد. (کریمی، 1383).

از جمله موارد فردی و شخصیتی، نوع نگرش دانش آموزان نسبت به رشته ی تحصیلی خود است. نگرش یک حالت روانی و عصبی آمادگی است که از طریق تجربه سامان داده شده، تأثیری هدایتی یا پویا بر پاسخ های فرد به همه ی اشیا و موقعیت هایی که با آن ها مربوط است، دارد. (کریمی، 1383( . نگرش دارای سه جزء شناختی، احساسی و آمادگی برای عمل است. از نگرش در گذشته به عنوان سنگ بنای اصلی ساختمان روانشناسی اجتماعی یاد می شد، اما در سال های اخیر به دلیل اینکه این مفهوم قادر به پیشگویی رفتار افراد در موقعیت های مختلف نبوده است، از اهمیت کمتری برخوردار شده است. اما حتی در یک نگاه بدبینانه می توان گفت نگرش نقش محدودتری (نسبت به گذشته) را در آسیب شناسی بسیاری از رفتارها به عهده دارد( آرونسون[3]، 2004).

با توجه به اینکه نگرش یک حالت بادوام در سازمان ذهنی فرد است، او را آماده می کند تا به شکلی مشخص به شیً با موقعیتی که به او ربط دارد، واکنش نشان دهد. عدم قبولی دررشته ی مورد نظر (که رشته های علوم تجربی و کارودانش می باشند)، عدم تطابق محتوای مطالب آموزشی با نیازهای شغلی، کاربردی نبودن موضوعات درسی، عدم جذابیت مطالب درسی و عوامل دیگری در نوع نگرش دانش آموزان نسبت به رشته ی تحصیلی آن ها مؤثر بوده و لذا این نگرش منفی باعث عدم رضایت از رشته ی تحصیلی و عدم انجام تکالیف درسی، عدم اشتغال به سایر فعالیت های مرتبط با پیشرفت تحصیلی شده و انجام فعالیت های تحصیلی را با بی رغبتی و دشواری مواجه می سازد. این عدم تمایل و نگرش منفی، علاوه بر اینکه منجر به هدر رفتن بخشی از امکانات و منابع کشور، اتلاف وقت و عمر دانش آموزان و عدم استفاده ی مناسب از منابع مادی و انسانی بر پیشرفت کشور می شود، می تواند عوارض ناخوشایندی نیز برای بهداشت و سلامت روانی دانش آموزان در پی داشته باشد.از آنجاییکه جنسیت دانش آموزان این تحقیق نیز دختر می باشد و از نظر روانی آسیب پذیری این جنس بیشتر می باشد لذا ایجاد انگیزه و رضایت از رشته تحصیلی می تواند تاثیر بسزایی در پیشرفت تحصیلی و سلامت روانی دانش آموزان داشته باشد. به این ترتیب مساله اصلی پژوهش حاضر عبارت است از اینکه رابطه نگرش نسبت به رشته تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره متوسطه رشته علوم تجربی و کار و دانش ناحیه یک شهر اراک چگونه است؟

اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق

فرایند یادگیری و پیشرفت تحصیلی همواره در طول زندگی بشر مورد توجه بوده است. مؤلفه های مهم پیشرفت تحصیلی هم جنبه شناختی و هم جنبه عاطفی و روانی - حرکتی دارند (سیف، 1386). در این میان مولفه نگرش نسبت به رشته تحصیلی از عوامل تعیین کننده پیشرفت تحصیلی و همواره محور توجه و دغدغه ذهن پرور شکاران بوده است.برای تحقق یافتن پیشرفت تحصیلی عوامل زیادی دخالت دارند که یکی از آنها عوامل انگیزشی و نگرشی تحصیلی نزد دانش آموزان می باشد که شناخت این عوامل و بررسی رابطه آنها با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می تواند یکی از گامهای مثبت در ارتقا پیشرفت تحصیلی دانش آموزان باشد. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ در زﻣﻴﻨﻪی ﻧﮕﺮش ﺑﻪ رشته تحصیلی و ﻧﻘـﺶ ﺁن در ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ تحصیلی ﺑﺎ تحقیقات اﻳﻜﻦ ﺁﻏـﺎزﺷـــﺪ (اﻳﻜـــﻦ و درﮔـــﺮ،[4]١٩۶١). ﻳﺎﻓﺘﻪهای این پژوهش ﻧﺸﺎن داد که ﻧﮕـﺮشﺑﻪ رشته تحصیلی ﺳﺎزﻩای ﻣﺸﺘﻤﻞ ﺑﺮ ﭼﻨﺪ ﺑﻌﺪ ﺷـﺎﻣﻞ ﻟـﺬتﺑﺮدن از درﮔیر ﺷـﺪن در ﺗﻜـﺎﻟﻴﻒ - ﭼـﻪ درتجارب تحصیلی و ﭼﻪ در زﻧـﺪﮔﻲ روزﻣـﺮﻩ- ﺑﺎورهـﺎی ﻓﺮد در ﻣﻮرد ارزش و اهمیت درس و ﻣﻴـﺰان ﺗـﺮس از روﻳﺎروﺋﻲ ﺑﺎ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖهاﻳﻲ اﺳﺖ که ﻣﺴﺘﻠﺰم ﺑـﻪآمارﮔیری آن درس اند(اﻳﻜـﻦ و درگر، ١٩61).

پژوهش های زیادی، نشان می دهد که عملکرد تحصیلی دانش آموزان و فعالیتهای مرتبط با آن در دوره ی آموزش مدرسه ای از پیشرفت چندانی برخوردار نیست. دانش آموزان مستعد ازتوانایی های خود به خوبی استفاده نمی کنند، دانش آموزان اکثراً روحیه ی علمی و انگیزه ی کافی ندارند و از امکانات آموزشی، استفاده مطلوب و مناسب صورت نمی گیرد و معمولاً به جای توجه به ارتقای سطح علمی خود به ارتقای سطح تحصیلی)اخد مدارج بالاتر) می اندیشند (نظری کتولی، 1384.(

پژوهش سراج زاده و جواهری در سال 1382 بر روی 1522 دانشجوی دانشگاه های کشور نشان داد که حدود 15 درصد از دانشجویان از رشته ی تحصیلی خود ناراضی هستند و 79 درصد اظهار کرده اند که انگیره ی کافی برای درس خواندن ندارند )سراج زاده و جواهری، 1382 .(

اهمیت مسأله نگرش بدین نکته باز می گردد که نگرش ها با رفتار فرد مرتبط هستند و به آن جهت می دهند. ویت[5]و همکاران (1991) در پژوهشی دریافتند که نوع نگرش آزمودنیها به ریاضی در پیشرفت آنها در ریاضیات مؤثر بوده است. کی[6] (1997) اشاره می کند که دانشجویان نسبت به کلاسها، درس های مختلف نگرش های متفاوتی دارند. پژوهش های یاد شده نشانگر تأثیر نگرش ها در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است. (الهام پور ، 1378)

با توجه به نقش تعیین کننده نگرش تحصیلی دانش آموزان در عملکرد و موفقیت تحصیلی آنان، ضرورت دارد مسئله نگرش به عنوان عاملی موثر بر  موفقیت تحصیلی مد نظر قرار گیرد. همچنین این امر سبب می شود که مشاوران در امر مشاوره تحصیلی و شغلی دانش آموزان بهتر و آگاهانه تر عمل کنند. به علاوه دانش آموزان برای انتخاب رشته تحصیلی در اواخر دوره راهنمایی و اوایل دوره دبیرستان آگاهانه تر و با توجه به تواناییها و علایق خود رشته ای را بر گزینند. و با این اقدام از شکل گیری نگرش منفی در موقعیت های تحصیلی جلوگیری به عمل می آید و نگرش مثبت به یک پدیده می تواند نسبت میزان فعالیت و تلاش دانش آموز را در آن امر تحت تأثیر قرار دهد و او را به انجام وظایف و مسئولیتهای خود در قبال آن وادار نماید، در صورتیکه نگرش منفی عکس این امر را بوجود می آورد. یعنی فرد به دلیل عدم رضایت از کار و فعالیت مورد نظر از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کند (گلدارد، ترجمه حسینیان، 1374). بنابراین دانش آموز وقتی فعال است که نسبت به رشته تحصیلی خود نگرشی مثبت داشته باشد.

تعاریف نظری:

نگرش: عبارت است از" یک حالت درونی که بر انتخابهای فرد وعمل شخصی که توسط فرد انجام می شود، تاثیر می گذارد یا آنها را تعدیل می کند"(نجفی زند، 1373؛99).

پیشرفت تحصیلی: "سرعتی که دانش آموزدر تکمیل پایه ها و درجات گوناگون دارد و بر حسب مقدار پیش افتادگی و سرعت یا عقب ماندگی وی اندازه گیری می شود."(بیابانگرد ،1378 ،54).                                                                                                                                                       

نگرش

نگرش مفهومی انتزاعی است که صاحب نظران درباره تعریف آن اتفاق نظر ندارند. تعریف فرید من (1970) که نگرش را شامل سه عنصر شناختی، عاطفی و تمایل به عمل می داند تعریفی است که بیشتر روانشناسان اجتماعی روی آن اتفاق نظر دارند. عنصر شناختی شامل اعتقادات و باورهای شخص درباره یک شی یا اندیشه است. عنصر احساسی یا عاطفی آن است که معمولاً نوعی احساس عاطفی با باورهای ما پیوند دارد و تمایل به عمل، به آمادگی برای پاسخگویی به شیوه ای خاص اطلاق می شود. (کریمی، 1375). نگرش ها دارای سه ویژگی هستند: نخست این که هر نگرشی معطوف به یک موضوع است که می تواند شخص، رویداد، یا موقعیت خاصی باشد. دوم این که نگرش ها معمولاً ارزشیابانه اند: یعنی در آن ها باور به خوب یا بد بودن، مناسب یا نامناسب بودن، با ارزش یا بی ارزش بودن نهفته است. سوم آن که نگرش ها معمولاً دارای ثبات و دوام قابل توجهی هستند. (کریمی، 1375).

نگرش ها و عناصر آن

بحث مربوط به نگرش­ها و چگونگی شکل­گیری آنها، عناصر تشکیل دهنده­ی آنها و تغییر نگرش­ها از جمله مباحث مهم و جالب روانشناسی اجتماعی است. نگرش ها نقش مهمی در زندگی، اندیشه ها و رفتارهای فردی و اجتماعی ما دارند. افراد نسبت به موضوعات مختلف و دیگران دیدگاه­های خاصی دارند که این دیدگاه ناشی از اطلاع آنها، احساس نسبت به آنها و تمایل به انجام عمل در مورد آنهاست، و همین دیدگاه در اغلب موارد تعیین کننده­ی شیوه­ی برخورد با آن اشیاء یا موضوعات و یا افراد است. نگرش یک دانش آموز نسبت به یک درس خاص ناشی از میزان اطلاع و آگاهی او از محتوای آن درس و اهمیت آن در زندگی واقعی و همچنین احساس او نسبت به آن درس می­باشد. در واقع نگرش­ها بخشی از انگیزه­های افراد برای انجام اعمال خاصی را توجیه می کنند. بر اساس یکی از تعاریف نگرش، « نگرش یک حالت آمادگی روانی و عصبی است که از طریق تجربه­ی سازمان یافته تأثیر هدایتی یا پویا بر پاسخ های فرد در برابر کلیه­ی اشیاء یا موقعیت هایی که به آن مربوط می شود، دارد » (آلپورت ، 1935، به نقل از کریمی، 1375).

بیشتر روان شناسان اجتماعی بر روی یک تعریف سه عنصری نگرش اتفاق نظر دارند. عنصر اول عنصر شناختی است و شامل اعتقادات و باورهای شخص درباره­ی یک شیء یا اندیشه است. افراد نسبت به پدیده ها و آنچه که پیرامون آنها است، دارای آگاهی­ها و اطلاعات متفاوتی بوده و به شیوه­های مختلفی به پردازش می­پردازند و به ادراکات و شناخت­های متفاوتی از آن دست می یابند. همین ادراکات و شناخت­های مختلف است که عنصر شناختی نگرش آنها را تشکیل می دهد، و لذا افراد در مقایسه با یکدیگر نگرش­های متفاوتی نسبت به جهان پیرامون خود دارند. مسلماً نگرش یک پزشک و متخصص بیماری­های سرطان و صعب العلاج نسبت به بیماری سرطان و حتی کلمه سرطان با یک فرد عادی غیر آشنا که هیچ اطلاعاتی از موضوعات جالبی که در رابطه با شکل­گیری و رشد و گسترش سلول ها می­باشد، ندارد، متفاوت و یا شاید متضاد است. هم­چنین تفاوت زیادی بین نگرش یک دانش­آموز کم اطلاع در مورد ریاضیات و کاربردها و جذابیت­های آن و نگرش یک دانشجوی رشته­ی ریاضی وجود دارد. بنابراین اعتقادات و باورهای شخصی ما که بخش مهمی از آن از طریق دانش و معلوماتمان شکل می­گیرند، عنصری از عناصر سه گانه­ی نگرش یعنی عنصر شناختی آن را تشکیل می دهند.  عنصر دوم نگرش، عنصر احساسی یا عاطفی آن است. انسان­ها بر اساس باورها و اعتقادات خود نسبت به پدیده­های مختلف در جهان پیرامون خود، دارای احساس­ها و عواطف گوناگونی هستند. دوستی و نفرت دو نمونه از عواطف و احساسات مثبت و منفی نگرش می باشند. سومین عنصر نگرش، عنصر رفتاری آن است. تمایل به عمل و آمادگی برای پاسخگویی به شیوه­ای خاص، عنصر رفتاری نگرش محسوب می شود. فردی که نگرش مثبتی نسبت به یک شیء یا یک موضوع دارد، تمایل و آمادگی بیشتری دارد تا در همان زمینه­ی مورد علاقه­ی خود اقدامات و اعمالی را انجام دهد. به عنوان مثال دانش­آموزی که دارای یک نگرش قوی و مثبت نسبت به درس خاصی است، تمایل و آمادگی زیادی برای وارد شدن به این حوزه­ها و انجام فعالیت هایی در این زمینه دارد. با توجه به توصیفی که از عناصر سه گانه­ی شناختی، عاطفی و رفتاری نگرش به عمل آمد، می توان به این جمع­بندی دست یافت که در شکل دادن به نگرش­های افراد می­توان روی هر یک از عناصر سه گانه­ی فوق تأکید نمود. به عنوان مثال با ارائه­ی آگاهی­های صحیح و منطقی از موضوعات مختلف درسی و روشن ساختن کاربرد و ارزش واقعی آنان در زندگی و هم چنین درگیر ساختن دانش­آموزان در فعالیت­های نظری و عملی دروس آموزشگاهی و تغییر احساس ها و عواطف آنان نسبت به مدرسه و یادگیری­های مدرسه­ای، زمینه­ی ایجاد نگرش­های مثبت و سازنده را در آنها فراهم نمود و به این ترتیب تأثیر مثبت متغیر نگرش را در پیشرفت تحصیلی به بالاترین سطح خود رساند(رحمانی، 1381).

تکوین و شکل­گیری نگرش­ها

 

 

نگرش­ها را می توان به طور غیر مستقیم از اشخاص دیگر و یا از طریق یادگیری اجتماعی آموخت. هم چنین می توان آنها را به صورت مستقیم و از طریق تجربه های شخصی کسب کرد. این گونه نگرش ها معمولاً از آنچه به کمک یادگیری اجتماعی حاصل می شود، قوی­تر هستند. (بارون و برن[7] ، 1992، به نقل از رحمانی، 1381).

عنصر شناختی نگرش­ها به همان طریقی کسب می شود که ما واقعیت ها، دانش­ها یا باورها را می­آموزیم و در این اکتساب، فرایندهای بنیادی تداعی، تقویت و تقلید نقش اساسی را بازی می­کنند. کودک در معرض برخی اطلاعات درباره­ی جهان اطراف خود قرار می گیرد و با تشخیص یا کسب نگرش ویژه­ای نسبت به آنها و یا شاید هم با انجام عملی در ارتباط با آن اطلاعات مورد تقویت قرار می­گیرد. بدین ترتیب می توان گفت که شکل­گیری نگرش مقدمتاً به صورت یک فرایند یادگیری آغاز می شود.

وقتی نگرش شکل گرفت، اصل همسازی شناختی اهمیت پیدا می کند. یعنی فرد دیگر حالتی منفعل نخواهد داشت. او اطلاعات تازه رسیده را بر حسب آنچه قبلاً آموخته است، تعبیر و تفسیر می کند. در این راستا، او اطلاعات ناهمساز را رد یا تحریف میکند و اطلاعات همساز را به آسانی می پذیرد. اگر چه برخی از نگرش ها را می توان به آسانی تغییر داد، اما در عمل بعضی از انواع نگرش ها که خوب مستقر شده باشند، در مقابل تغییر مقاومند  (کریمی، 1375).

نگرش در حیطه تحصیلی

در طبقه بندی بلوم هدف های آموزشی به سه دسته کلی حوزه شناختی، عاطفی، و روانی حرکتی تقسیم شده اند. حوزه شناختی دانش، معلومات، توانایی ها، و مهارتهای ذهنی را در بر می گیرد، یعنی هدفهای این حوزه به جریان هایی که با فعالیتهای ذهنی و فکری سروکار دارند، مربوط می شود. حوزه عاطفی با علاقه، انگیزش، نگرش، قدردانی و ارزشگذاری سروکار دارد. همه معلمان در ضمن آموزش هدفهای حوزه شناختی، چه مستقیم و چه غیرمستقیم در تحقق بخشیدن به هدفهای حوزه عاطفی نیز می کوشند. حوزه روانی حرکتی به زمینه مهارتهای حرکتی و فعالیت های بدنی ارتباط دارد (سیف ،1378).

رابطه بین نگرش های دانش آموزان نسبت به موضوع های درسی و عملکرد تحصیلی آنها توجه تحقیقات بسیاری را به خود جلب کرده است. از میان تحقیقات می توان پژوهش های بلوم اشاره کرد. در نظریه یادگیری در حد تسلط بلوم، سه متغیر اساسی مطرح است که آموزشگاه ها را قادر می سازد تا به سمت یک نظام آموزشی خالی از اشتباه و پیشرفته گام بردارند.

 این سه متغیر عبارت است از:

الف. میزان تسلط دانش آموز بر پیش نیازهای مربوط به یادگیری (رفتارهای ورودی شناختی)

ب. میزان تمایلی که دانش آموز برای یادگیری دارد (ویژگی های ورودی عاطفی).

ج. میزان تناسب روش آموزشی با شرایط و ویژگی های دانش آموز

میزان تمایلی که دانش آموز برای یادگیری دارد، میزان علاقه دانش آموز به موضوع یادگیری را نشان می دهد. هنگامی که دانش آموزان یادگیری یک موضوع مشخصی را آغازمی کنند، مشاهده می شود که در طرز بر خوردشان با مطلب یادگیری، حتی پیش از آغاز آموزش با یکدیگر تفاوت های بسیاری دارند. برخی با علاقه و اشتیاق آشکار به یادگیری مطلب می پردازند و مطالب یادگیری برای آنها مناسب و جالب است و اهمیت زیادی برای آن قائل هستند. دسته ای دیگر آن را نوعی اجبار یا انجام وظیفه تلقی می کنند. برای آن اهمیت کمی قائل هستند. و مطالب یادگیری را با علاقه و اشتیاق نسبتاً کمی می آموزند. به نظر بلوم افراد از لحاظ آمادگی عاطفی در برخورد با موضوع یادگیری باهم تفاوت دارند و این تفاوت ها در علاقه ها و نگرش هایشان ظاهر می شود. وقتی دانش آموز انجام دادن یک تکلیف یادگیری را با اشتیاق و علاقه آشکار می کند، یادگیری آسان تر خواهد بود و این دانش آموز در شرایط یکسان در مقایسه با دانش آموزانی که اشتیاق و علاقه کمتری دارند، آن تکلیف درسی را بسیار سریع تر و با سطح دستاورد و پیشرفت بالاتری می آموزد (هرگنهان و اُلسون، ترجمه سیف ،1374).

هر دانش آموز موضوع یادگیری جدید را با تاریخچه ای که به تصور و با این تکلیف در ارتباط است، آغاز می کند این مهم نیست که تصور یا ادراک های فرد تاچه اندازه بر واقعیت منطبق هستند، آنچه اهمیت دارد این است که تصورات و ادراک های دانش آموز بر طرز برخورد وی با موضوع یادگیری تأثیر بسزایی دارد و این طرز بر خورد عملکرد آینده او را در آن موضوع خاص پیش بینی می کند. تلاشهای کنونی در تغییر نحوه آموزش از این باور که تمام دانش آموزان می توانند بیاموزند، مشتق می شود. همانطور که پیش از این اشاره شد، نیازهای انگیزشی محققین را به مطالعه رابطه بین نگرش نسبت به درس و پیشرفت هدایت کرده است. حتی کاهش بی ثباتی در احساسات مثبت می تواند به ترتیب در فرایندهای شناختی و سپس پیشرفت اثر گذارد. اگر چه تحقیق در جمع آوری یافته های موافق نسبت به این رابطه شکست خورده است، تعدادی از محققین بین این دو متغیر رابطه مثبت یافته اند (نیکولادو و فیلیپو، 2003). بنابر این می توان چنین استباط کرد یکی از عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی، نگرش نسبت به آن است. البته باید توجه داشت که عدم توفیق در پیشرفت تحصیلی که به طور کلی از آن با عنوان افت تحصیلی یاد می شود، نمی تواند تنها ناشی از متغیر نگرش باشد.

پیشرفت تحصیلی

 "بدون شک در دنیای پیشرفته امروزی یکی از علایم موفقیت فرد، پیشرفت تحصیلی می باشد که بدون آن توسعه و ترقی هیچ کشوری امکان پذیر نخواهد بود. ترقی هر کشوری رابطه مستقیم با پیشرفت علوم و دانش و تکنولوژی آن کشور دارد و پیشرفت علمی نیز حاصل نمی شود مگر اینکه افراد خلاق تربیت شده باشند، پیشرفت تحصیلی ضمن اینکه در توسعه و آبادانی کشور مؤثر است در سطوح عالی منجر به یافتن شغل و موقعیت مناسب و در نتیجه درآمد کافی می شود. دانش آموزان و دانشجویان که از موقعیتهای تحصیلی برخوردارند، خانواده و جامعه با دیده ی احترام به آنان می نگرند. در جامعه با روحیه و نشاط بیشتری حضور خواهند یافت و در کنار اینها از هزینه های گزافی که از افت تحصیلی برآموزش و پرورش تحمیل می شود، کاسته خواهند شد. دستیابی به بهره وری و بهبود کیفیت نظام آموزشی را می توان اثر گذار ترین عامل در توسعه کشور ها دانست. تجارب کشورهای پیشرفته ای چون ژاپن در زمینه توسعه همه جانبه نیز حکایت از سرمایه گذاری بر روی منابع آموزشی و انسانی دارد. در راستای دستیابی به این اهداف بهبود کیفیت موقعیت تحصیلی از جمله اهداف اساسی برنامه های آموزشی است. در حالی که امروزه افت تحصیلی یکی از نگرانی های خانواده ها و دست اندرکاران تعلیم و تربیت است. از جمله موضوعات مورد علاقه صاحب نظران علوم تربیتی یافتن شرایط و امکانات لازم و موثر در جهت تحصیلی موفق و پیشرفت تحصیلی است. اما عدم موفقیت در تحصیل زمینه ساز مشکلات فردی و اجتماعی و انحراف از دستیابی به اهداف سیستم آموزش است. محققین عوامل مختلفی را در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دخیل دانسته اند. اما با توجه به تفاوت های فرهنگی و تغییرات سریع عوامل در طول زمان نمی توان به عنوان یک قانون عمومی و کلی، علل خاصی را برای جوامع مطرح نمود. زیرا قوانین بافت فرهنگی و نسبت جامعه، نگرش مردم به تحصیلات، سطح درآمد والدین و غیره، همه از عواملی هستند که به طور اخص در یک جامعه بر شکست یا موفقیت تحصیلی تأثیر می گذارند. منابع موجود نشان می دهد که آموزش به طور کلی تحت تأثیر پنج عامل فراگیر آموزش گر، برنامه، تجهیزات و محیط آموزشی است که هر یک از عوامل مذکور دارای ویژگی هایی است که می توانند در پیشرفت تحصیلی و یادگیری تأثیرات متفاوتی داشته باشند" (سیف، 1368، 549).

هر فرد جهت ورود به اجتماع و در نتیجه رویارویی با موقعیت های گوناگون و افراد مختلف (از نظر فرهنگی، اقتصادی) به پاره ای از ابزار مجهز شده است، این ابزارهای فردی را می توان ساختارهای روانی فرد دانست که می توانند او را در مقابله با رویدادهای زندگی یاری رسانند، این ساختارهای روانی به طور متقابل تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند خانواده، اجتماع، گروه همسالان و غیره قرار دارد از سویی آنان را تحت تأثیر قرار می دهد. به همین دلیل محققان همواره به تأثیرات این مولفه های روانی بر جنبه های گوناگون زندگی افراد توجه بسیاری کرده اند که از این میان به تأثیر این مؤلفه ها بر عملکرد شغلی، تحصیلی و اجتماعی اشاره کرد (ویلسون، روهلز، سیمپسون ، 2007 به نقل از صاحب 1389).

“در این میان پیشرفت تحصیلی بیشتر از سایر متغیرها مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است. زیرا به نظر می رسد آنچه می تواند یک فرد، خانواده در نهایت یک کشور را در مسیر پیشرفت، بیش از همه یاری دهد، بهره مندی از افرادی است که نه تنها دارای سلامت روانی مناسبی هستند، بلکه در امر آموزش نیز تحصیلات خود را با موفقیت پشت سر گذاشته اند، آگاهی از جنبه های روانی دانش آموزان می تواند همانند یک ابزار کمک آموزشی قدرتمند عمل کند. برای نمونه فهمیدن این نکته که دانش آموز در شرایطی خاص چگونه رفتار می کند، می تواند منجر به افزایش تأثیرگذاری ابزارهای آموزشی و همچنین روش های آموزشی معلم و سیستم آموزشی و پرورش و در نهایت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان گردد."( ادری،2006 ،71).

مبانی نظری

اﻣﺮوزه ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ داﻧﺶآﻣﻮزان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺷﺎﺧﺺ ﻣﻬﻢ ﺑﺮای ارزﻳﺎﺑﻲ ﻧﻈﺎمﻫﺎی آﻣﻮزﺷﻲ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻦ، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻫﻤﻮاره ﺑﺮای ﻣﻌﻠﻤﺎن، داﻧﺶآﻣﻮزان، واﻟﺪﻳﻦ، ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮدازان، و ﻣﺤﻘﻘﺎن ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﻧﻴﺰ ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﺮای ﻣﺜﺎل، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧﺪﮔﺎن ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻼکﻫﺎی ارزﻳﺎﺑﻲ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﻌﻠﻤﺎن ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲﺷﻮد. ﺑﺮای داﻧﺶآﻣﻮزان ﻧﻴﺰ ﻣﻌﺪل ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﻌﺮف ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲﻫﺎی ﻋﻠﻤﻲ آﻧﻬﺎ ﺑﺮای ورود ﺑﻪ دﻧﻴﺎی ﻛﺎر و اﺷﺘﻐﺎل و ﻣﻘﺎﻃﻊ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺑﺎﻻﺗﺮ اﺳﺖ. ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻫﻤﻴﻦ اﻫﻤﻴﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮدازان ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﺑﺴﻴﺎری از ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﺧﻮد را ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﻛﺮده اﻧﺪ. از ﺟﻤﻠﻪ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﻲﺗﻮان از ﻋﻮاﻣل نگرش می توان یاد کرد. در ادامه به بررسی نظریاتی چند پیرامون پیشرفت تحصیلی می پردازیم.

گانیه

گانیه معتقد است که برای یادگیری دو دسته شرایط وجود دارد: شرایط درونی و شرایط بیرونی. شرایط درونی که به آن مراحل یادگیری نیز می گویند، جریاناتی است که در هنگام یادگیری در درون یادگیرنده می گذرند. این مراحل عبارتند از انگیزشی، دریافتن، اکتساب، نگهداری، یادآوری، تعمیم هدف، عملکرد، و بازخورد. شرایط بیرونی یادگیری که به آنها رویدادهای آموزشی نیز گفته می شود، موقعیت های هستند که به وسیله معلم یا مربی فراهم می شوند تا یادگیرنده بتواند تحت آن شرایط مراحل یادگیری را بگذارند. در حقیقت کار معلم فراهم کردن شرایط بیرونی یادگیری که به آنها رویدادهای آموزشی نیز گفته می شود وموقعیتهایی هستند که به وسیله معلم یا مربی فراهم می شوند تا یادگیرنده بتواند تحت آن شرایط مراحل یادگیری را بگذراند. بنابراین کار معلم فراهم کردن شرایط بیرونی یادگیری برای تحقق یافتن مراحل درونی یادگیری است. به عبارت بهتر، رویدادهای آموزشی پیش بینی هایی هستند که هر معلمی در طرح درس خود برای انجام کارهای کلاسی صورت داده است. این شرایط عبارتند از جلب توجه، آگاه ساختن دانش آموزان از هدف، تحریک یادآوری آموخته های قبلی، ارائه محرک، فراهم ساختن راهنمایی یادگیری، فراخوانی عملکرد، فراهم ساختن بازخورد ارزیابی عملکرد و افزایش یادداری و انتقال (برگرفته از سایت www.bi-st.com).

بلوم

بلوم در نظریه یادگیری آموزشگاهی خود می کوشد تا متغیرهایی که موجب تفاوتهای افراد در پیشرفت تحصیلی می شوند را تعیین کند. وی معتقد است که اگر سه متغیری که مشخص کرده است، به دقت مورد توجه قرار گیرند، یادگیری در آموزشگاه ها به بهترین وجه صورت خواهد گرفت و آموزشگاه ها به سمت یک نظام آموزشی خالی از اشتباه قدم برخواهند داشت. این سه متغیر عبارتند از:

  1. میزان تسلط دانش آموز بر پیش نیازهای مربوط به یادگیری مورد نظر
  2. میزان انگیزشی که دانش آموز برای یادگیری دارد (یا می تواند داشته باشد).
  3. میزان تناسب روش آموزشی با شرایط و ویژگی های دانش آموز (بلوم، 1982) .

ترکیب این سه متغیر مهم با سایر متغیرهای مرتبط در نظریه یادگیری آموزشگاهی بلوم در شکل زیر نشان داده شده است که در ادامه درباره آنها توضیح مختصری داده می شود.

عوامل مهم تاثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی

تحصیلی صورت می گیرد. مطالعه عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی مسأله پیچیده ای است که چرا که پیشرفت عنصری چند بعدی است و به گونه ای ظریف به رشد جسمی اجتماعی، شناختی و عاطفی دانش آموزان مربوط است. در گذشته بسیاری از پژوهشگران بروی تأثیر توانایی های ذهن و شناختی بر پیشرفت تحصیلی تأکید می کردند. پیاژه ها با تبیین تحول ذهن با این فرض که فرایند تفکر در نوجوانی و بزرگسالی به لحاظ کیفی با فرایند تفکر در دوران کودکی تفاوت دارد و نیز با تأکید بر ساختار تفکر و نه محتوای آن، جریان رشد شناختی را در طی چهار مرحله (حسی- حرکتی – پیش عملیاتی، عملیاتی عینی و عملیات صوری) تبیین می کند که ترتیب عبور از این مراحل برای همه افراد یکسان است. پژوهش ها نشان می دهند که بین رشد شناختی، و پیشرفت در مدرسه رابطه وجود دارد. به این صورت که دانش آموزان دارای رشد ذهنی بالاتر از پیشرفت بهتری در مدرسه بر خوردارند. اما دانش آموزانی که از لحاظ رشد شناختی در مرحله عینی قرار دارند، تنها 30 درصد از مفاهیم سطح عملیات عینی را درک می کنند و تقریباً قادر به درک هیچ یک از مفاهیم انتزاعی نیازمند به استدلال صوری نیستند. پژوهشهای بسیار دیگری نشان داده اند که هوش و سطح توانایی دانش آموزان در پیش بینی موفقیت تحصیلی در مدرسه از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است. اما به مرور زمان مشخص شد که هر چند توانایی های ذهنی و شناختی تا اندازه ای با پیشرفت تحصیلی رابطه دارند و تا حدود زیادی پیشرفت تحصیلی را پیش بینی می کنند، اما تنها کلید پیش بینی موفقیت تحصیلی نیستند (گریگرسون و هوروتیز،2002).

به همین دلیل محققان در سالهای اخیر متوجه یک سری از عوامل غیرشناختی شده اند که می توانند در پیشرفت تحصیلی و به طور کلی موفقیت مؤثر باشند. این محققان در تبیین اهمیت عوامل غیرشناختی در موفقیت به نتایج قابل ملاحظه ای دست یافته اند و نشان داده اند که چنانچه این اندازه های غیرشناختی را برای پیش بینی موفقیت به اندازه های هوش شناختی اضافه کنیم، پیش بینی موفقیت تحصیلی به طور معناداری و با احتمال بیشتری امکان پذیر می شود تا اینکه تنها از اندازه های توانایی هوش شناختی استفاده کنیم(گریگرسون و هارتویس[8]،2002).

رویکرد یادگیری به عنوان یکی از منابع تفاوت فردی در عملکرد تحصیلی، با توانایی فرد رابطه ندارد و شیوه ترجیحی فرد را در مطالعه و یادگیری مطلب نشان می دهد. بالغ بر 30 سال است که محققان به مطالعه رویکردهای یادگیری در یادگیرندگان تمایل نشان می دهند. (داف و همکاران، 2004، به نقل از صاحب، 1389) .در مدل بیگز هماهنگ با مدل فرایند- بازده دانیکن و بیدلی (1974) سه مولفه در کلاس درس مورد توجه قرار می گیرند. پیش زمینه به آن مولفه هایی اشاره دارد که قبل از وقوع یادگیری حضور دارند. فرایند شامل آن دسته از فرایندهایی است که ضمن یادگیری حضور دارند و در نهایت بازده به نتایج بعد از یادگیری اشاره دارد. با توجه به این مدل، سه رویکرد یادگیری از یکدیگر قابل تمایز هستند. رویکرد سطحی که در بردارنده تولید مجدد مطالب آموزش داده شده به منظور دستیابی به حداقل مقتضیات است. رویکرد عمیق که شامل درک واقعی مطالب یادگرفته شده است و رویکرد پیشرفت مدار که در آن به استفاده از راهبردهایی تأکید می شود که نمره فرد را به حداکثر ممکن می رساند، که در نتایج مطالعات مختلف، بر وجود رابطه مثبت بین رویکرد یادگیری عمیق و پیشرفت تحصیلی تأکید شده است (آتش روز، پاکدامن و عسگری، 1387). در تحقیقات اخیر تأکید شده است که عوامل شخصیتی، به ویژه در سطح بالاتر تحصیلات رسمی در پیش بینی عملکرد تحصیلی و پیشرفت نقش بسزایی ایفا می کنند، علاوه براین در تعدادی از مطالعات نشان داده شده است که رابطه بین هوش روان سنجی و پیشرفت تحصیلی، به ویژه در محیط های دانشگاهی به مراتب کمتر از اندازه مورد انتظار است. براین اساس به نظر می رسد که با کمتر بودن توان پیش بینی کننده مقیاس های مربوط به توانایی های شناختی در سطوح بالاتر تحصیلات رسمی بر سهم متغیرهای شخصیتی افزوده می شود. چا مورد-پر موزیک و فارنهام[9] (2003) در بررسی رابطه بین صفات شخصیت و عملکرد تحصیلی دریافتند که عامل های شخصیتی 17-10 درصد واریانس عملکرد را تبیین می کنند. برای نمونه نتایج مطالعه دفرویت و مرویلدی[10] (1996) از یک طرف وجود رابطه منفی و معنادار بین روان رنجور خوبی و پیشرفت تحصیلی و از طرف دیگر وجود رابطه مثبت وظیفه شناسی و پذیرش با پیشرفت تحصیلی را نشان دادند (ماتسون[11]،1972) .

برخی از روانشناسان عملکرد تحصیلی را وابسته به بافت در نظر گرفته اند، برای مثال، مدل بافت بر نقش با اهمیت متغیرهایی برون فردی، روشهای آموزش، برنامه درسی و روشهای ارزشیابی تأکید می کنند. برهمین اساس برخی از محققان به منظور تبیین عملکرد تحصیلی بر نقش متغیرهای اجتماعی – اقتصادی یادگیرندگان به عنوان یک متغیر برون فردی دیگر تأکید می کنند پژوهش های انجام شده توسط محققان دیگر نشان داده است که پیشرفت تحصیلی از تعامل بین متغیرهای موقعیتی مانند برنامه روشهای آموزشی، شرایط عاطفی و نیز محیط تحصیلی، نگرش نسبت به مسایل آموزش و انگیزه پیشرفت فراگیران تأثیر می پذیرد. ترکیب دو دسته از انگیزه های پیشرفت (درونی و بیرونی)، رفتار و فعالیتهای تحصیلی دانش آموزان را جهت می دهد(شریفی، 1385).

پژوهش های آکو بویرو و جوشوا[12] (2004) نشان داد که پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه را می توان براساس خود پنداره و نگرشی دانش آموزان به فعالیتهای تحصیلی پیش بینی کرد(پارکر[13] و همکاران،  بار-آن[14]، 1999). پژوهش های بس[15] (2004) حاکی از آن است که نگرش مثبت دانش آموزان نسبت به دروس آموزشگاهی بر پیشرفت تحصیلی آنان در این درسها تأثیر مثبت می گذارد. علاوه بر نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه، نگرشی او نسبت به توانایی و شایستگی خود در انجام دادن تکالیف درسی، اغلب با انگیزه و پیشرفت و عملکرد تحصیلی بهتر همراه است. چنانکه پژوهشهای گسترده بندورا[16] (1997) در این زمینه شواهدی را مطرح می سازد که نشان می دهد خود توانایی انگیزه، دانش آموز را برای تلاش در راه پیشرفت تحصیلی بر می انگیزد. این متغیر نه تنها در پیشرفت تحصیلی بلکه در موفقیت زندگی نیز نقش مهمی را ایفا می کند. مهارت ها و توانایی های هیجانی و اجتماعی که تحت عنوان هوش هیجانی مشهورند، از جمله پیش بینی کننده های قوی پیشرفت تحصیلی هستند. هوش هیجانی یک سری از توانایی ها و مهارتهای غیرشناختی است. (برای مثال: توانایی کنترل احساسات و هیجانات در خود و دیگران، پذیرائی دیدگاه سایر افراد و کنترل روابط اجتماعی) که توانایی فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش می دهد (بار- اون، 1997). تحقیقات انجام شده در مورد ارتباط هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی به طور کلی بیانگر نقش معنادارهوش هیجانی در پیشرفت تحصیلی است (پارکر و همکاران، 2004، براکت و سالوی[17]،2004، الیاسی و همکاران، 2003، شات و همکاران[18] 1998، بار- اون 1997: استوارت[19]، 1996، به نقل از صاحب، 1389). در یک رویکرد مهم تأثیر فرآیندهای محیط خانوادگی بر پیشرفت تحصیلی مطرح است. پژوهش هایی که براساس این رویکرد انجام شده، حاکی از رابطه میان سبک فرزند پروری و عملکرد تحصیلی است، کودکانی که در خانواده های قاطع پرورش می یابند، نمره پیشرفت تحصیلی بالاتری را در مقایسه با فرزندان سایر سبک های خانوادگی کسب می کنند (استرنبرگ و همکاران[20]، 1989 به نقل از صاحب، 1389) .

1

یک سری پژوهش ما هم بر پایه رویکردی است که بیانگر رابطه میان مهارت خود گردانی دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آنهاست. دانش آموزان که از مهارت خود گردانی بیشتری برخوردارند، پیشرفت تحصیلی بالاتری را نشان می دهند (لان[21] و همکاران، 1993، به نقل از صاحب، 1389) .

به طور کلی عواملی که بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر دارند را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

الف. عوامل فیزیولوژیکی: این عوامل شامل متغیرهای بدنی و فیزیکی یاد گیرنده از جمله سوء تغذیه و سلامت جسمانی می شود.

ب. عوامل روانشناختی: این عوامل شامل متغیرهای روانشناختی از جمله هوش، استعداد، خلاقیت خودپنداره، عزت نفس، نگرش نسبت به مسایل آموزشی، انگیزه پیشرفت، مکان کنترل و ویژگی های شخصی دیگر می شود.

پ. عوامل محیطی: این عوامل در برگیرنده متغیرهای بیرونی شامل پایگاه اقتصادی و اجتماعی (درآمد، تحصیلات، محل زندگی) متغیرهای مربوط به خانواده (تعداد افراد خانوار، سبک فرزند پروری والدین، ارزشهای فرهنگی خانواده) و متغیرهای مربوط به محیط مدرسه (شرایط مدرسه، مدیریت مدرسه، نگرش ویژگی های معلمان، فرهنگ و جو سازمانی مدرسه) می شود (راجرز[22] 1982؛ اسچک و فاگن، 1994، به نقل از صاحب، 1389) .

در تبیین تأثیر فوق العاده عنصر معلم در فرآیند آموزش و یادگیری مهر محمدی (1386) معتقد است:

شاید در صحت و اعتبار این پاسخ که از میان عناصر و مؤلفه های گوناگون تشکیل دهنده ی نظام تعلیم و تربیت، اولویت قطعی را باید برای معلم قائل شد، نتوان تردید و تشکیک کرد. معلم از آن جهت مورد تأکید و توجه جدی و دارای نقش محوری است که کارگذار اصلی تعلیم و تربیت به شمار می رود و اهداف و منویات متعالی نظام های تعلیم و تربیت در ابعاد مختلف، در نهایت باید به واسطه ی او محقق شود. همچنین رمز سلامت، رشد و بالندگی نظام های تعلیم و تربیت را باید در سلامت، رشد و بالندگی معلم جست و جو کرد. (همان منبع).

عوامل موثر بر نگرش:

"نگرش ها به چند شیوه آموخته می شوند که عبارتند از: 1- تجربه مستقیم؛ به عنوان مثال نگرش مثبت، نسبت به یک شی ممکن است حاصل تجربه مستقیم و خوشایند ما با آن شی باشد. همینطور است؛ 2- در معرض قرارگرفتن صرف؛ به عنوان مثال گاهی ما بدون این که برنامه ریزی خاصی وجود داشته باشد در معرض محرک یا محرک هایی قرار می گیریم و همین عمل نگرش ما را نسبت به آن محرک یا محرک ها شکل می دهد؛ 3- شرطی شدن کنشگر؛ به عنوان مثال رفتارهایی که به نتیجه خوشایند برسند، تقویت و تکرار می شوند و رفتارهایی که به نتایج ناخوشایند برسند، تکرار نمی شوند؛ 4- یادگیری مشاهده ای؛  که بر این اساس بسیاری از نگرش های ما از طریق مشاهده نگرش های دیگران و از طریق الگو و سرمشق گیری شکل می گیرند؛ 5- مقایسه اجتماعی؛ که طبق این دیدگاه ما به مقایسه خودمان با دیگران تمایل داریم تا بدانیم که آیا دیدگاه های ما در مورد واقعیت های اجتماعی درست است یا خیر؛ 6- حرکات ماهیچه ها؛ به عنوان مثال ما چیزهایی را که دوست داریم با منقبض کردن ماهیچه های بازو به سمت خود می کشیم و در صورتی که چیزهایی را دوست نداشته باشیم، با منبسط کردن ماهیچه های بازو، پس می زنیم 7-  عوامل ژنتیکی؛  به عنوان مثال دو قلوهای همسان از نظر نگرش ها شباهت بیشتری به هم دارند تا دو قلوهای ناهمسان و افراد غریبه" (کریمی، 1383، 15).

همان طوری که ملاحظه می شود شکل گیری نگرش در ابتدا به صورت یک فرایند یادگیری آغاز می شود. شخص در معرض محرک یا محرک هایی مربوط به یک شی یا موضوع خاص قرار می گیرد و بر اثر فرآیندهای تقویت و تقلید،  نگرشی نسبت به آن شی یا موضوع پیدا می کند. اما وقتی که نگرش شکل گرفت، اصل ثبات شناختی اهمیتی فزاینده پیدا می کند. یعنی فرد دیگر حالتی منفعل نخواهد داشت. او اطلاعات تازه رسیده را برحسب آن چه قبلاً آموخته است، تعبیر و تفسیر می کند. در این راستا، او اطلاعات ناهمساز را رد یا تحریف می کند. و اطلاعات همساز را به آسانی می پذیرد (کریمی، 1375).

منابع فارسی

-           آتش روز، بهروز. پاکدامن، شهلا عسگری، علی (1387 ) ، پیش بینی پیشرفت تحصیلی از طریق میزان وابستگی.  فصلنامه خانواده پژوهشی، سال 4، شماره 14

-           بازرگان ، زهره ، حجازی ، الهه (1382) ؛ روشهای تحقیق در علوم رفتاری.  چاپ هفتم ، تهران ، انتشارات آگاه .

-           بزرگان، معصومه (1386) بررسی عوامل موثر بر نگرش و موفقیت تحصیلی دانش آموزان مقطع راهنمایی آموزش و پرورش منطقه 8 تهران در درس ریاضی. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیت، دانشگاه علامه طباطبایی.

-           بلوم، بی، اس (1374) ویژگی های آدمی و یادگیری آموزشگاهی. مترجم سیف، علی اکبر، تهران: مرکز نشر دانشگاهی (تاریخ انتشار به زبان اصلی، 1982).

-           بیا بانگرد ،اسماعیل ، (1378) راهنمای والدین و معلمان در تربیت و آموزش کودکان. چاپ سوم، دفتر نشر نی فرهنگ اسلامی 

-           بیا بانگرد ،اسماعیل ، (1378) روشها ی جلوگیری از افت تحصیلی. تهران ، سازمان اولیا و مربیان.

-           توفان، حمید (1389) بررسی رابطه بین نگرش دانش آموزان نسبت به درس ریاضی و موفقیت آنان در این درس در مقطع راهنمایی شهرستان بابل. پایان نامه ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی

-           حافظ نیا ، محمد رضا (1379) مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی. چاپ دوم ، انتشارات سمت .

-           حبیب زاده، عباس، (1389) تهیه و اجرای طرح درس ریاضیات در قالب مطالعه درس و بررسی اثر بخشی آن بر نگرش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و خودکارآمدی تصوری معلمان کلاس سوم ابتدایی شهرستان قم.  پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده روانشناسی.

-           خاکی ، غلامرضا (1383 ) روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی.  تهران، انتشارات بازتاب.

-           خلخالی، محمد (1383) آموزش روش یادگیری در حد تسلط بر پیشرفت ریاضی ونگرش نسبت به ریاضیات بر روی دانش آموزان سال دوم راهنمایی. پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده روانشناسی

-           خلخالی، ولی (1382) بررسی اثر بخشی آموزش و روش یادگیری در حد تسلط بر پیشرفت تحصیلی و نگرش نسبت به ریاضی دانش آموزان سال دوم راهنمایی.  پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی.

-           خوش گفتار مقدم، علی اکبر، (1381) نگرش آموزگاران دوره ابتدایی نسبت به علوم و ریاضیات و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در استان قم.  سال تحصیلی 81-80، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران.

-           دلاور ، علی (1379) روشهای تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی. چاپ هفتم ، نشر ویرایش

-           دواس، دی. ای. (1382)  پیمایش در تحقیقات اجتماعی.  ترجمه نایبی، نشر نی

-           رحمانی، جهان بخش(1381) بررسی رابطه بین نگرش دانش آموزان به ریاضیات، با میزان موفقیت تحصیلی آنان در درس ریاضی دوره راهنمایی در شهر اصفهان. نشریه دانش و پژوهش در علوم. شماره 11 و 12 .

-           رحمانی، جهانبخش،(1381) نگرش تحصیلی دانش­آموزان و نقش والدین در شکل­گیری و تغییر آن.  پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خوراسگان

-           رضایی، مرضیه (1385) بررسی رابطه خودکارآمدی ریاضی، اضطراب ریاضی، نگرش ریاضی و جهت با پیشرفت ریاضی دانش آموزان سال اول دبیرستان های شهر تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی.

-           رضویه ، اصغر، سیف، دیبا، طاهری، عبدالمحمد (1384) تاثیر مولفه های اضطراب و نگرش ریاضی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی در درس ریاضی. پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده روانشناسی

-           ساروخانی، باقر، (1383)  روشهای تحقیق در علوم اجتماعی. جلد اول، نشر آگاه

-           سراج زاده، حسین؛ جواهری، فاطمه.(1382). نگرش ها و رفتار دانشجویان.  خلاصه یافته های یک پژوهش پیمایشی؛تهران، دفتر برنامه ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری

-           سکاران ، اوما (1381) روشهای تحقیق در مدیریت. مترجم صاحبی، محمد و شیرازی، محمود ، چاپ دوم ، موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی .

-           سیف، علی اکبر، (1368) روانشناسی پرورشی نوین. (ویراست ششم) تهران دوران

-           سیف، علی اکبر(1378) روشهای اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی. تهران: دوران

-           شریفی، حسین (1385) سنجش انگیزش درونی و بیرونی پیشرفت و نگرشی دانش آموزان مناطق مختلف تحصیلی نسبت به مسایل آموزشی و سهم این متغیرها در تبیین پیشرفت تحصیلی آنها.  فصلنامه نوآوریهای آموزشی، سال 5، شماره 18

-           صاحب، حسین،(1389) بررسی میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در جریان تدریس در بین معلمان و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک ادبیات در سال تحصیلی 90-1389.  پایان نامه ارشد برنامه ریزی آموزشی

-           عبدالمحمد (1384) بررسی تاثیر مولفه های اضطراب و نگرش ریاضی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی در درس ریاضی. فصلنامه تعلیم و تربیت ، ش2، پیاپی 82

-           کرامتی، هادی (1380) بررسی رابطه خودکارآمدی ادراک شده دانش آموزان سوم راهنمایی شهر تهران و نگرش آنها نسبت به درس ریاضی با پیشرفت ریاضی آنها در سال تحصیلی 80-79.  پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت معلم تهران.

-           کریمی، یوسف (1375) روانشناسی اجتماعی. تهران: ارسباران

-           کریمی، یوسف.(1383). نگرش و تغییر نگرش.  چاپ دوم ، تهران: مؤسسه ی نشر ویرایش

-           گلدارد، دیوید، (1374) مفاهیم بنیادی و مباحث تخصصی در مشاوره. مترجم حسینیان سیمین ، نشر دیدار

-           محسنی،منوچهر(1375)  جامعه شناسی عمومی. تهران ، چاپ نهم، انتشارات امیر کبیر.

-           محسنی،منوچهر،(1379)  بررسی آگاهی هاو نگرشهاو رفتار های اجتماعی –فرهنگی در ایران . تهران، انتشارات دبیر خانه شورای فرهنگ عمومی کشور

-           مهر محمدی ، محمود، (1386) بازاندیشی فرایند یاد دهی- یادگیری. دانشگاه تربیت معلم تهران .

-           نجفی زند،جعفر ، (1373)  شرایط یادگیری و نظریه آموزشی. تهران ،انتشارات رشد.

-           نظری کتولی، علی (1384) چالش های اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهwww. Aviny.com\ new

-           الهام پور، حسین، (1378) مقایسه عملکرد تحصیلی دانش آموزان دو زبانه و یک زبانه، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه شهید چمران اهواز

-           هرگنهان و اُلسون، (1374)  مقدمه‌ای بر نظریه‌های یادگیری.  مترجم، سیف،  علی اکبر، دانا.

منابع لاتین

-            Aiken, L. and Dreger, R. (1961). The effect of attitude on performance in mathematics.Journal of Educational Psychology. 52, 16- 24

-            Aronson, E. (2004). Readings about the Social Animal. nine edition, worth publisher

-            Bar-on, R. (1997). Bar-on Emotional QuotientInventory (EQ-I).Technical manual Toronto, Canada: Multi-Health Systems

-            Bassant, K. C. (1995). Factors associated with types of mathematics anxiety in college student. Journal of Research in Mathematics Education, 26, 327- 345.

-            chadoori -, T., and, Mohammad, A(.2006). personality and interllectal competence.Matwah, NJ: Lawrence- Erlbaum Associates. Psychdojical Re ports, 1001- 1002, p71

-            chamdimba, p.(2007). Students Attitade Tiwards mathematic in malaci: can they be lmpeoved from bttp: www. Google . com

-            Finseca . y. (2007). Can we Reduse students negative attiude Toward math?from http: www. Google. Com

-            Friedman, I. A., Kass, E., (2002).Teacher self efficacy: a classroom. Organization conceptualization.teaching and teacher Education. 18, 6, 675, 686.

-            Lee. H. C, (1964).on in formation technology and organization structure. Academy of Management 1:30 pp. 204-10.

-            Matteson r. )1972) .adolescent self – esteem, family – communication, and marital satisfaction.  Journal psychological, 86: 35-47

-            Nicolaidou, M. & philiooou, G. (2003). Attiude towards mathematics, self-efficasy and achievement in problem-solving. From www.dm.unipi.it/dida    ca/CERME3/proceedings.

-            olatude, y.(2009)، Studentds attitude towards mathematic and Academic achievement in sime secondary schools in south western nigria. from http: www. Eurojiunals. Com

-            Pisa. (2004) .student achievement in mathmntics- the roles of attitudes, peruptions and family backqround.from http:www. Starcran. Gc. Ca.

-            Reber, A. S., and Reber, E. S. (2001). The penguin Dictionary of Pschology.(3 rd ed.). London: Penguin

-            Regina, M. (2004). .Student Attitudes and perpectives involving mathentics in Elemcntray and middle school settings from http: www. Allacademic. Com

-            T. Gregersen and E. Horwitz, )2002(.language learning and perfectionsm: Anqions ant non- anqious language lenrners' reactions totbcir own oral performance.the modern language Journal, pp. 562-579.

 

 



[1] -Bassant

[2] - Reber, A. S., and Reber, E. S.

[3] -Aronson

[4] Aiken, L. and Dreger, R.

[5] Wheat

[6] Cai

[7] Baron & Byrne

[8] Gregersen and Horwitz

[9] Chamord permozice, farenhime

[10] Defroite and mervildy

[11] Matteson

[12] Ako boiro & joshvoa

[13] parker

[14] Bar - oun

[15] bass

[16] bendora

[17] Bracket and salwy

[18] shot

[19] stoart

[20] Strenberg

[21] Loun

[22] Rajers

چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٦ | ٦:٠٢ ‎ب.ظ | شیوا مرادی | نظرات ()

درباره وبلاگ

دڪــتـــر شیــــــــوا مرادے، مددکار اجتماعے و جامعه شناس Email▶ shiva.moradi@gmail.com Instagram▶ @shivamoradi_socialworks Channel Book & video▶ @social_works Channel Voice▶ @socialworks Facebook▶ facebook.com/shivayie
منو وبلاگ
موضوعات وب
 
طراح قالب
امکانات وب