مددکار اجتماعی - پزشک و مشاور اجتماع
مددکار اجتماعی - پزشک و مشاور اجتماع

مقدمه

حجاب یا پوشش یکی از احکام اسلامی است که برای پوشش زنان مردان وضع شده است و اصطلاحاً عبارت است از پوشاندن ضروری مود و سایر اعضای بدن به جز صورت و دو دست (و گاهی دو پا) توسط زنان مسلمان (تنها در صورتی که کنیز نباشند)، در برابر مردانی است که طبق شریعت اسلامی نامحرم شمرده می شوند. درباره پوشش مردان نیز، حداقل مقدار پوشش واجب حفظ عورتین است.

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آورده است. استعمال این کلمه بیش تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده به وسیله ی پوشش است.

حجاب از جمله ضروریات دین است که هر مسلمانی چه مردان و چه زن بایستی آن را رعایت نماید، حدود شرعی حجاب برای زنالن و مردان متفاوت است. اسلام عزیز همان طور که دستور داده است تا زنان خود و زینت هایشان را از نگاه نامحرمان بپوشانند و حجاب سر و بدن و چشم ها را رعایت کنند به مردان نیز دستور داده است تا حجاب داشته باشند. البته توجه داریم که حجاب زنان و حجاب مردان هر دو بایستی اصلاح شود و مورد رعایت قرار گیرد اما هر کسی به تناسب وظایف و واجبات خود مسئول در پیشگاه الهی است. غدر و بهانه این که دیگران رعایت احکام شرعی را نمی کردند، ما هم نکردیم، به گواهی هیچ عاقلی سند محکمی در نزد پروردگار نخواهد بود! مراقب پاکی هایتان بیشتر باشید، خدا همین نزدیکی هاست.

امروزه حجاب در کاربرد عام به پوشش ضروری زنان اطلاق می شود و به یکی از نمادهای بسیاری از جوامع اسلامی تبدیل شده و در برخی کشورها از جمله ایران رعایت آن در مکان های عمومی برای همه زنان (با هر اعتقاد یعنی) اجباری است. با وجود این، گروهی از نواندیشان دینی شیعه و سنی وجوب حجاب در اسلام را زیر سؤال برده اند.

لذا در این مقاله ابتدا پارادایم های حجاب تبیین شده و پس از آن رابطه میان حجاب و همچنین تجربه شناسی آسیبی و حجاب و پوشش مورد بررسی قرار خواهد گرفت و محقق به دنبال پاسخگویی به سؤالات ذیل می باشد:

v   سئوالات

1-  هنجارهای اجتماعی چرا و چگونه دچار آسیب شده و موجب انحراف فرهنگی      می شود؟

2-  حجاب و پوشش در جامعه چگونه و چرا به یک هنجار مورد هدف غرب قرار گرفته است و غفلت های موجود در کدام بخش از این هدف گیری غرب را تشدید         می کند؟

3-   هنجارهای مهاجم چگونه موفق به جایگزینی خود در هنجارهای هدف شده و چه عواملی باعث تقویت آنان در جایگزینی و نهادینگی می شود؟

4-  چه آینده ای را برای ناهنجاری های پوششی در کشور پیش بینی می کنید و علت پیش بینی خود را ذکر فرمائید؟

5-  چگونه می توان هنجار غالب اجتماعی را در حوزه پژوهشی تقویت و از نفوذ تهاجم فرهنگی از آن جلوگیری نمود؟       

بیان مسئله:

 لزوم پوشیدگی زن در برابر نامحرم یکی از مسایل مهم اسلامی است و در قرآن کریم در این خصوص تأکید شده است دیده می شود که برخی از خانم های ایرانی پوشش خود را به طور کامل رعایت نمی کنند که با توجه به بررسی های انجام شده بیشتر به دلیل ناآگاهی آنان نسبت به فلسفه حجاب می باشد. این در حالی است که یکی از جلوه های رفتاری زن یا مرد مسلمان که نشانه دینداری و عامل صیانت جامعه از فساد و آسیبهای روانی- اجتماعی   می باشد، حجاب است، داشتن پوشش مناسب نه تنها سبب امنیت خود فرد از آسیبهای مختلف می شود، بلکه سبب تحکیم خانواده و آرامش روانی افراد جامعه و افزایش امنیت در جامعه خواهد شد. برای توسعه فرهنگ حجاب در جامعه و اثربخشی شیوه های تربیتی مربوط به آن در افراد، از یک سو باید رغبت و نیاز درونی نسبت به این مسأله در آنان ایجاد شود تا انگیزه کافی برای بروز رفتار سالم را داشته باشند و از سوی دیگر باید روشها و شیوه های تربیتی فعال و مناسب جانشین شیوه های غلط و منفعل تربیتی گردد.

 

 

رفتار اجتماعی شده مرتبط با حجاب، در جهان امروز در دو محیط پیوسته یعنی محیط فیزیکی و محیط مجازی ظهور پیدا کرده است. از سوی دیگر هنجارهای اجتماعی مرتبط با حجاب با نوع دینداری افراد جامعه و در جنس مجازی آن نیز باز تعریف متفاوتی پیدا کرده است، که در این مقاله تلاش می شود، به ابعادی از آن پرداخته شود. در واقع مسأله اصلی این مقاله توجه به آسیب های موجود در جامعه و ارتباط آن با حجاب و نوع پوشش در جامعه است.

اینکه کنش و واکنش مسلمان دیندار ایرانی در مواجه به آسیب ها و ناهنجاری های فرهنگی چگونه است؟ و در چه چارچوبی می توان آن را درک نمود و انعکاس داد؟ و آیا فرهنگ غرب در مصرف آسیبی و یا تولید آسیب ها و ناهنجاری های حجاب و نوع پوشش در جامعه ما تأثیر دارد یا خیر؟

چارچوب مفهومی تحقیق

در این مقاله تلاش خواهد شد، ضمن بیان این نگاه که در جهانی شدن همه قلمروهای نظری و معرفت شناسی جهان جدید را تحت تأثیر خود قرار می دهد و همچنین تحولاتی جدی را در نگاه، روش، زمینه یا بستر مطالعات به وجود می آورد، الگویی برای فهم آسیب های ناشی از دو جهانی شدن فضای زندگی، ارائه شود.

درباره «فراگیری» نیز باید به مشخصه گستردگی نامحدود شبکه های ارتباطی انسانی و اجتماعی توجه کرد. این شبکه های گسترده در فضای مجازی باعث فراگیر بودن و شدن پدیده ها در این فضا در سطوح گوناگون می شود. دسترسی دائم و همیشه در دسترس بودن و نیز نبود موانع فضای فیزیکی زمان مند و مکان مند، معیار تازه ای از دسترسی در این فضا ارائه کرده است.

تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، گرچه در این فضا کمتر از فضای فیزیکی نمود دارند، ولی به دلیل سرعت بالای حرکت در این فضا و آشنایی سریع با دیگر فرهنگ ها، مشکلاتی برای افراد ایجاد خواهد کرد. اثربخشی بالای این فضا به دلیل درگیر شدن اغلب حس های انسانی در تعامل با آن است، چنان که انسان خودبخشی از این فضا می شود.

ـ آسیب های مجازی را می توان نوع دیگر آسیب های اجتماعی جدید دانست. این آسیب ها از آنجا که منشأ آنها در فضای مجازی است و ممکن است، اثرات آنها نیز تنها در فضای مجازی جاری باشد و یا از آن فضا به فضای فیزیکی زندگی کشیده شود، آسیب مجازی به حساب می آیند.

- به تعبیری دیگر آسیب های اجتماعی در نوع اول از فضای فیزیکی زندگی آغاز و در ادامه به فضای مجازی منتقل می شود و بر پایه فرامتغیرهای این فضا گسترده و فراگیر می شود. در این نگاه می توان فضای مجازی را امتداد دهنده آسیب و یا به دلیل اثربخشی در توسعه و تشدید آسیب، آسیب ثانویه دانست. از سوی دیگر ممکن است آسیب از فضای مجازی آغاز و بر زندگی اجتماعی فضای فیزیکی تأثیر بگذارد. به طور کلی و در امتداد نگاه این مقاله، آسیب را با توجه به محیط یا منبع ایجاد آسیب می توان به آسیب فیزیکی و آسیب مجازی تقسیم کرد. آسیب فیزیکی به آسیب اجتماعی برمی گردد، که فرد در فضای فیزیکی دچار آن می شود، هر چند ممکن است این آسیب در فضای مجازی نیز امتداد داشته باشد، اما به اعتبار آن که در فضای فیزیکی زندگی ایجاد شده است، آسیب فیزیکی خوانده می شود. در سوی دیگر، آسیب مجازی با توجه به این که این نوع آسیب در فضای مجازی به وقوع می پیوندد و در حقیقت خاستگاه ایجاد این آسیب، فضای مجازی است، آسیب مجازی خوانده می شود.

آسیب را می توان براساس منشأ بروز و ظهور آسیب و همچنین شیوه امتداد آسیب مورد توجه قرار داد.

آسیب های اجتماعی که در فضای مجازی یا از طریق فضای مجازی به وجود می آیند، آسیب های سریع هستند. سرعت بالای حرکت از جایی به جای دیگر در فضای مجازی، باعث تغییرات ناگهانی شده است، که خود منجر به ایجاد مسائل و گاه آسیب های اساسی می شود. آسیب های فضای فیزیکی به دلیل جبر مکانی و زمانی، آسیب های کندی محسوب می شوند. اما در فضای مجازی به خاطر سرعت انتقال داده ها، بی مرز بودن و همچنین فراگیری این فضا، نه تنها آسیب به سرعت رخ می دهد، بلکه سریع انتشار می یابد و آسیب های ثانویه و پیامدهای آسیب اولیه نیز به سرعت خود را نشان می دهد.

آسیب های مجازی و آسیب های اجتماعی در فضای مجازی، آسیب های فراگیر هستند. فراگیر به این معنا که دامنه شمول آن بسیار گسترده است.

ایمیل های مشوق فساد، تبلیغات پاپ آپ، تصویری که بدون درخواست فرد در صفحه ی رایانه ظاهر می شود، درخواست های عضویت بی شمار برای حضور در جماعت های منحرف و فساد و.... و هرز نامه هایی که به تبلیغ در حوزه های جنسی و هرزه نگاری بدون توجه به بسترهای فرهنگ کاربران می پردازند، مواردی است، که بدون درخواست و اقدامی از سوی کاربر، فرد را در معرض فساد قرار می دهد.

آسیب ها در فضای فیزیکی تنها زمانی فرد را مورد هجمه خود قرار می دهد، که فرد به قلمرو آسیب وارد شود این در حالی است که فرد نمی تواند خواسته یا ناخواسته از تأثیرات آسیب در فضای مجازی به علت بنیان های اساساً متفاوت این فضا و نامشخص بودن آسیب و حوزه اثرگذاری آن، اجتناب کند. به صورت بالقوه در هر لحظه و با هر کلیکی، این امکان وجود دارد، که فرد وارد حوزه آسیب زای فضای مجازی شود و در حوزه اثرگذاری آسیب ها قرار گیرد. از این رو می توان گفت که در فضای فیزیکی نوعی آسیب گرایی و تمایل به اثرپذیری از آسیب ارادی وجود دارد، اما در فضای مجازی چنین تمایلی هر چند ممکن است در امتداد تمایل فضای فیزیکی به این فضا نیز کشیده شده باشد، اما به صورت بالقوه اثرپذیری از آسیب در این فضا شکلی غیرارادی و ناخواسته دارد.

 

حجاب از نظر اسلام:

اسلام در پرتو رسالت خود، خواسته است که جامعه بشری از بی بندو باری ای که جوامع ابتدایی و جوامع صنعتی امروز، در آن غوطه ور بوده و هستند، سالم و مصون بماند. خداوند متعال می فرماید: ( به مردان مؤمن بگو: دیده [از نامحرم]فرو نهند و پاک دامنی خود را حفظ کنند که این برای آن ها پاکیزه تر است. همانا خدا به آنچه می کنند، آگاه است و به زنان مؤمنه بگو: دیدگان خود را [از نامحرم] فرو بندند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آنچه نمایان است [مانند دست و صورت] آشکار نسازند.

اسلام بر زنان حرام کرده است که خود را در معرض دید مردم قرار دهند و زینت و زیورآلات نهانی، فریبندگی ها، دلربایی ها و زیبایی های فتنه انگیز خود را به نمایش بگذارند تا اعمال ایشان، موجب گمراهی و وسوسه شدن و فریفتن مردان نشود.

خداوند می فرماید: " ولا تَبَرَّجنَ تَبَرّجَ الجَاهِلِیَّهِ الأولَی..." (همچون جاهلیت پیشین در میان مردم ظاهر نشوید). همان گونه که قران دستور داده است که لباس زنان به گونه ای نباشد که تن در آن پیدا باشد. و همچنین می فرماید: " یَا أیّهَا النَّبیُّ قُل لأزوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِساءِ المؤمِنِینَ یُدنِینَ عَلَیهنَّ مِن جَلاییهنَّ ذَلِکَ أدنی أن یُعرَفنَ فَلایُؤذَینَ وَ کانَ اللّهُ غَفوراَ رَحِیماً     ( ای پیامبر! به همسران و دختران خود و زنان و مؤمنان بگو که پوشش های خود را بر خود بپیچند، این برای آن که [به عفیف بودن] شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگریند، بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است).

برای این که زنان نسبت به لباسی که اسلام بدان دستور می دهد، در تنگنا و سختی قرار بگیرند و مانع انجام اعمال و حوائج آنان نگردد، خداوند می فرماید: " وَلا یِبدِینَ زینَتَهٌنَّ إلا مـَا ظَهَرَ مِنهَا وَلیَضربنَ یخُمُرهِنَّ عَلَی جُیُویهنَّ..."

(... و زینت خود را جز آنچه نمایان است [مانند دست و صورت آشکار نسازند، و باید روسری های خود را بر یقه و گریبان هایشان فرو اندازند...).

می توان گفت هدف اسلام از حجاب آن است که زن مسلمان با فراغت کامل بتواند وظایف و رسالت خویش را انجام دهد که حفظ نسل انسان، پرداختن به شئون خانه و تربیت کودک و اهمیت دادن به آن است، به اعتبار اینکه مادر، کارخانه انسان ساز و نخستین مدرسه زندگی طفل و سرچشمه محبّت و انگیزه سعادت روحی شوهر است. حجاب، رمز وقار، متانت و سنگینی زن است، نه آن گونه که دشمنان مغرض اسلام آن را نشانه خواری و بردگی او می دانند و به قول عقاد، حجاب مانع گمراهی و خودنمایی و فضولیت و حافظ حرمت و آداب عفّت و حیا او است. اسلام وقتی حیا را برای زن را واجب نموده و برهنگی و خودنمایی و اختلاط با مردان را حرام کرده است، هدفش آن است که دل ها آرام، روح ها مطمئن و خانه ها فضای ملایمی داشته باشند.

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. یکی از این آیات، آیه شریفه 59 سوره مبارکه احزاب است: " یَا أیِّهَا النَّبیُّ قُل لأزوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ المُؤمِنینَ یُدنِینَ عَلَیهنَّ مِن جَلاییهِنَّ ذَلِکَ أدنَی أن یُعرَفنَ فَلا یُؤذَینَ وَ کَانَ اللّهُ غَفُورًا رَحِیمًا" (ای پیامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که پوشش های خود را بر خود بپیچند، این برای آن که [به عفیف بودن] شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند، بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است).

حجاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوس رانان مصون و محفوظ باشد.

فلسفه حجاب در اسلام

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله تزکیه نفس و تقوا به دست می آید: " إنَّ أکرَمَکُم عِندَ اللّهِ أتقَـاکُم..." (قطعاً ارجمندترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست...). هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الأمِّیّینَ رَسُولا مِنهُم یَتلُو عَلَیهم آیاتِهِ وَیُزَکِیهم وَ یُعَلِمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَهَ و إن کَانُوا مِن قَبلُ لَفِی ضَلالٍ مُبین"  (اوست خدایی که میان عرب امّی            [قومی که خواندن و نوشتن هم نمی دانستند] پیغمبری از خودشان برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آن ها را [ از لوث جهل و اخلاق زشت] پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه جهالت و گمراهی آشکاری بودند). از قرآن کریم استفاده می شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست یابی به تزکیه نفس، طهارت، عفّت و پاکدامنی است. آیاتی همچون:         "قُل لِلمؤمِنینَ یَغضُّوا مِن أبصَارِهِم وَ یَحفَظُوا فُرُوجَهم ذَلِکَ أزکَی لَهُم ...                              " ( به مردان مؤمن بگو: دیده [از نامحرم] فرو نهند و پاک دامنی خود را حفظ کنند که این برای آن ها پاکیزه تراست"...

با توجه به این آیات و روایات فوق برخی از علل وجوب حجاب در اسلام به شرح ذیل می باشد:

مقدمۀ وجوب حجاب:

انسان در پناه حجاب، احساس آرامش می کند. پوشش اسلامی نیز نگهبان زن است و به او امنیت و آرامش می بخشد. پس هر چه این پوشش کامل تر شود،  درصد امنیت و حفاظت زنان بالاتر می رود. حجاب، حق بیمه ای است که زن برای تأمین سلامت خود       می پردازد؛ زیرا حجاب، مانع جریان یافتن هوای نفس و نگاه های آلوده و فساد آمیز، به حریم پاک زنان می شود. پوشش، سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگ غرب است. جایگاه والای زن می طلبد که این گوهر آفرینش، در صدف حجاب قرار گیرد تا  ارزش های انسانی اش در امان بماند. فلسفه نگهبانی و پوشش اشیاء ارزش آنهاست و هر قدر این ارزش بالاتر باشد، نسبت نگه داری آنها نیز بیشتر می شود.

پوشیدگی زن، نماد پرهیزکاری اوست. وقتی زن خود را بپوشاند، وعده های الهی که برای پرهیزکاران داده شده است، درباره او نیز محقق می شود. در واقع، چیرگی بر هواهای نفسانی و چشم پوشی از لذت های حرام، به انسان هیبت و وقار  می بخشد. به صورت ناخودآگاه، برخورد مردان با زنانی که پوشش ناقصی دارند، برخوردی شهوانی و ابزاری است، ولی برخوردشان با زنان پوشیده و با حجاب اسلامی، برخوردی همراه با احترام و تکریم قلبی است.

نوع پوشش زن، معّرف شخصیت عفیف یا هوس انگیز اوست که موضع گیری مرد را در برابر او مشخص می کند. زن و مرد همانند دو سیم برق هستند که نبود عایق میان آنها آتش         بی عفتی را شعله ور می سازد و ارزش ها را می سوزاند. تا وقتی بانوان، خود را از دید چشم های حریص مردان می پوشانند،دریای نفس آنها آرام است. ولی وقتی به جلوه گری دست می زنند، تلاطم روحی و نابسامانی روانی را برای مردان فراهم می آورند.

نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای سکس را بصورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می آورد.

به هر حال اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است؛ و لذا تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه، هم برای زنان و هم برای مردان، تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد، مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است: «قَل لِلمؤمنین یغضوا من أبصارِهم و یَحفضُوا فروجَهم... قُل للمؤمِنات یغضضن من أبصارهُن و یحفظن فروجَهن»

علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاصی به زنان یافته است، این است که میل به خود نمائی و خود آرائی مخصوص زنان است. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد. لهذا برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.

اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هر اندازه متین تر و با وقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد، بر احترامش افزوده میشود. قرآن کریم در سوره احزاب پس از آنکه توصیه میکند زنان خود را بپوشانند، میفرماید: « ذلکَ ادنی أن یعرفن فلا یؤذین». یعنی این کار برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمیدهند بهتر است، و در نتیجه عفت و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبکسر می گردد.

مسایل و معضلات کنونی دربارۀ حجاب، معلول متغیرهای روانی و اجتماعی متعددی است. نمی توان شیوع بی حجابی در جامعه را تنها به یک یا دو عامل خاص نسبت داد و برخوردی  سطحی و عوامانه با این فرایند پیچیده اجتماعی کرد. مطلب در این نکته نهفته است که امروزه به روشنی دریافته ایم که در مواجهه باید در گام نخست، ریشه ها و سرچشمه های شکل گیری این پدیده اجتماعی را یافت و درباره هر یک و رابطه آن با دیگر عوامل و نقش و وزن آن ها تأمل علمی کرد.

طبیعی است که سهمی از پدیده بدحجابی، به جهل و ناآگاهی بدحجاب ها باز می گردد؛ به این معنی که برخی از این افراداز معارف و تعالیم اسلامی بهره چندانی نبرده اند ونمی دانند که حجاب اسلامی، دارای چه حدود و قیودی است. در تصور اینان، حجاب فعلی شان در تضاد با شریعت نیست.

گروه دیگری از افراد بدحجاب وجود دارند که اساساً تقیدی به احکام و ارزش های دینی ندارند، زیرا کاملاً بی بندوبارند و هدف آنها از نوع پوشش شان، انجام رفتارهای ضد اخلاقی است.

افرادی وجود دارند که از خود، اراده و شخصیتی ندارند و متأثر از جامعه اند. دلیلی که این عده برای نوع پوشش با الگوهای رفتاری خود ارایه می کنند، تبعیت از جامعه و همرنگی با آن است.

اینان چون توان ایستادگی در مقابل تحقیر دیگران را ندارند یا اساساً هر نوع تحول اجتماعی را پیشرفت می شمرند و علاقه دارند تا به همراه جامعه، مرتباً رنگ عوض کنند و نو به نو شوند.

برخی افراد بدحجاب، مبتلا به امراض روانی از قبیل افسردگی اند، این افراد به دلایل روانی، علاقه دارند جلب توجه کرده و از دیگران تأیید بگیرند. یعنی دیگران آن ها را بپذیرند یا نوعی سرگرمی رفتاری برای خود ایجاد کنند.

 

 

7- برانگیختگی غریزه جنسی

در برخی از جوانان که امکان ازدواج ندارند و مجرد هستند؛ گاهی غریزه جنسی در اثر محرک های بیرونی، به شدت فعال و نیرومند می شود و فرد را وادار می کند تا به نوعی، آن را ارضاء کند. می توان ادعا کرد که در جامعه کنونی ما، حجم قابل توجهی از پدیده بی حجابی و بدحجابی، معلول مستقیم وجود همین عامل است. برای روشن شدن ابعاد متنوع این عامل، به برخی از محرک های غریزه جنسی که جوان را به سوی انتخاب رفتارهای ضد ارزشی سوق می دهد.

7-تأثیر الگوها در ترویج فرهنگ حجاب

یکی از راه های ترویج پوشش و حجاب اسلامی، پیروی از الگوهای وارسته است. از این رو، وظیفه نهادهای فرهنگی است که در معرفی این الگوها بکوشند و اگر در این راه سستی بورزند، دشمن به راحتی فرصت می یابد تا الگوهای دلخواه خود را به جوانان و نوجوانان معرفی کند. یکی از امتیازهای ادیان الهی این است که نه تنها الگو معرفی کرده اند، بلکه الگوهایشان در جنسیت های مختلف است خدای متعال حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را آفرید تا هم الگوی زنان باشد و هم مردان، چنان که علی ابن ابیطالب علیه السلام نیز هم الگوی مردان است و هم زنان ؛ زیرا این دوجنس، مکمل یکدیگرند.

بی شک، پیروی از الگوهای کامل اسلامی، سرمشقی نیکو درتنظیم رفتار و منش و پوشش جامعه دینی است.

«بنده اصرار دارم که در محافل تصمیم گیری نظام جمهوری اسلامی، یک مقوله مورد توجه قرار بگیرد و آن مقوله فرهنگ است.... به نظر ما مقوله فرهنگ از نظر تأثیرش در آینده یک ملت و یک کشور، با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. اهمیت مقوله فرهنگ از اینجاست. لذا هر آنچه که موجب دغدغه انسان نسبت به آینده کشور و اهداف و آرمان های آن        می شود، همین ها موجب دغدغه در مسایل فرهنگی هم می شود».

«فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصمیم های کلان کشور، حتی تصمیم های اقتصادی، سیاسی، مدیریتی، و یا در تولید نقش دارد. وقتی ما می خواهیم ساختما بسازیم و شهرسازی کنیم، در واقع با این کار داریم فرهنگی را ترویج می کنیم، یا تولید می کنیم یا اشاعه می دهیم».

رویکرد تهاجم فرهنگی دشمن:

« تهاجم فرهنگی بزرگ تر این است که این ها [غربی ها] در طول سال های متمادی به مغز ایرانی و باور ایرانی تزریق کردند که تو نمی توانی، باید دنباله رو غرب و اروپا باشی. نمی گذارند خودمان را باور کنیم. الان شما اگر در علوم انسانی، در علوم طبیعی، در فیزیک و در ریاضی و غیره یک نظریه علمی داشته باشید. چنانچه بر خلاف نظریات رایج و نوشته شده دنیا باشد، عده ای می ایستند و می گویند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظریه فلانی است به حرف شما در روان شناسی، مخالف با نظریه فلانی است».

«مسأله ی تهاجم فرهنگی که ما بارها روی آن تأکید کردیم، یک واقعیت روشنی است که با انکار آن نمی توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم، تهاجم فرهنگی وجود دارد. اگر ما آن را انکار کردیم به مصداق این فرموده ی امیرالمؤمنین صدایی را می شنویم که : «وَ مَن نامَ لَم یُنم عَنُه» تو اگر در سنگر به خواب بروی معنایش این نیست که دشمن هم در سنگر مقابل به خواب رفته است و لذا تو که به خواب رفته ای سعی کن خودت را بیدار کنی».

فقر علمی عامل خودباختگی:

«وقتی علم نباشد، صنعت نیست. وقتی صنعت نباشد، بسیاری از ثروت های جامعه کشف نمی شود. وقتی صنعت نباشد، همه موجودی برای به دست آوردن صنعت روز خرج می شود: دنباله روی از بیگانه و گرفتن ناگزیر فرهنگ بیگانه و تبعیت ناگزیر از سیاست های بیگانه هم به دنبالش پدید می آید. همه این ها ناشی از بی علمی است».

«عده ای فکر می کنند چون غربی ها از لحاظ علمی بر ما برتری دارند، پس ما باید فرهنگ و عقاید و آداب معاشرت و آداب زندگی و روابط اجتماعی و سیاسی مان را از آن ها بگیریم؛ این اشتباه است... اروپایی ها کارهای غلط و خطا و رفتارهای زشت، الی ماشاءاللّه دارند. چرا باید این کارها را از آن ها یاد بگیریم؟

ترویج مفاسد اخلاقی:

« بنده بارها گفته بودیم که دشمنان ملت ایران، بیش از آنچه به توپ و تفنگ و این چیزها احتیاج داشته باشند. به اشاعه بنیان های فرهنگی فاسد ساز نیاز دارند. در خبرها خواندم که یکی از مسئولان یک مرکز مهم سیاسی در آمریکا گفته به جای انداختن بمب، دامن های کوتاه برایشان بفرستید! راست می گوید: اگر برای کشوری شهوات جنسی و آمیزش بی رویه زن و مرد و دختر و پسر را ترویج کردند وجوان را به راه هایی کشاندند که غریزه او هم به طور طبیعی متمایل به آن است، دیگر احتیاج به استفاده از توپ و تفنگ علیه یک ملت نیست. فساد، یک ملت را به خودی خود، ضایع و باطل می کند و آینده او را تباه می سازد».

مقابله با ایمان دینی مردم:

«الان بین این جامعه، این نظام، متفکران این نظام، فعالان این نظام در رده های مختلف... از یک طرف، با یک طرف دیگر؛ کسانی که می خواند ریشه این ایمان را از این خاک مقدس و از این دل های پاک در بیاورند ... دنبال اینند که فکر توحیدی را، فکر ولایت را، محبت اهل بیت را، محبت به قرآن را، تعصب و غیرت نسبت به مبانی دینی و اعتقاد به مبارزه با ظلم را اعتقاد به قبح و زشتی ظلم پذیری را از دل این مردم با انواع حیله ها بیرون بشکند».

جدا کردن نسل سوم از انقلاب:

«آقایان! نسل جوان در حال تباه شدن تدریجی به وسیله دشمن است، ما باید نگذاریم، ما باید نسل جوان را حفظ کنیم که اگر جنگ بود، دفاع کنند؛ اگر حادثه ای در داخل بود، حضور پیدا کنند... روی این نسل جوان که مایه تکیه و امید انقلاب است، دارد به تدریح با شکل ها و شیوه های گوناگون کار می شود. این تلاش ها بیشتر فرهنگی است... آنچه بیشاز همه خطرناک است. ذهن و فکر و روحیه جوان است. این را باید دریافت».

9- مقدمه راهکار

اقدامات بازدارنده باید در حد ضرورت، نقش تکمیلی خود را ایفا نماید. در برخورد با پدیده

بدحجابی باید مشکل فرهنگی و سیاسی آن را از هم تمایز ساخته و متناسب با خاستگاه های

آن به برخوردی سنجیده و برنامه ریزی شده پرداخت. نکته اساسی این که وقتی اکثریت

جامعه گرفتار یک ناهنجاری است مقابله با اکثرینت نتیجه بخش نخواهد بود، مگر این که با

موارد مستهجن که عموم مردم آن را زشت می شمارند، برخورد شود و در دراز مدت با بستر

سازی فرهنگی، این ناهنجاری  گسترده را به سطح محدودی تقلیل داد، در این صورت دایره

اقدامات متوجه افرادی است که در اقلیت قرار گرفته اند. در این مقاله راهکارهای عملی که

می تواند در توسعه فرهنگ حجاب و عفاف مؤثر واقع شود به شرح زیر مورد تأکید قرار مؤثر واقع شود.

10- راهکارهای علمی برای توسعه حجاب و عفاف

در فرهنگ اسلام، محور اصلاحات، فرهنگ سازی است. لذا با فعالیت های آموزشی، فرهنگی و تبلیغی می توان فضای اجتماعی جامعه را به سمتی هدایت کرد که افراد به صورت طبیعی و خودجوش به رعایت عفاف و حجاب رغبت نمایند. بدین ترتیب، اقدامات بازدارنده باید در حد ضرورت، نقش تکمیلی خود را ایفا نماید. در برخورد با پدیده بد حجابی باید مشکل فرهنگی و سیاسی آن را از هم تمایز ساخته و متناسب با خاستگاه های آن به برخوردی سنجیده و برنامه ریزی شده پرداخت. نکته اساسی این که وقتی اکثریت جامعه گرفتار یک ناهنجاری است مقابله با اکثریت نتیجه بشخ نخواهد بود، مگر این که با موارد مستهجن که عموم مردم آن را زشت می شمارند، برخورد شود و در دراز مدت با بستر سازی فرهنگی، این ناهنجاری گسترده را به سطح محدودی تقلیل داد، در این صورت دایره اقدامات متوجه افرادی است که در اقلیت قرار گرفته اند.

راهکارهای پیشنهادی که در توسعه حجاب می توانند نقش جدی ایفا نمایند بدین قرار است:

1- احیای فرهنگ اسلامی

پیاده کردن آموزه های دینی و عینی نمودن دستور العمل های شریعت، وظیفه آحاد جامعه است. اما در این میان سازمان های فرهنگی حکومت دینی، وظیفه ای مضاعف به دوش می کشند و باید خط مشی کلی جامعه را بر اجتناب از رذایل اخلاقی، ترغیب جوانان به ازدواج و رواج ساده زیستی بنا نهند. بی توجهی نسبت به کار آمدی دین در عرصه های مختلف اجتماعی، جوان را به سمت بی هویتی و پرداختن به ضد ارزش ها سوق می دهد. وقتی پویایی دین در عرصه حیات بشری کم رنگ شود، بدیهی است دختران و پسران، ابراز وجود و اثبات شخصیت خویش را در مظاهر غیر دینی مانند خود آرایی و مدگرایی جست و جو نمایند. عدم اهتمام به تقویت باورهای دینی و ارزش های اخلاقی سبب می شود نسل جوان نسبت به ارزش ها بیگانه گشته و نسبت به اعتقادات دینی خود احساس حقارت نماید و بن بست فکری در این باب، خودباختگی به فرهنگ غرب را در پی دارد.

زن مؤمن باید به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان می نگرد باور داشته باشد و بداند که شخصیت و عظمت او در گرو روح بلند، اندیشه والا و جان پیراسته از آلودگی است که او را به روشی انسانی و مشی اسلامی فرا می خواند و بداند تن آرایه بسته و ظاهر فریبنده هرگز نمایانگر شخصیت او نیست.

2- اصلاح نگرش های فرهنگی در مسئولین و برنامه ریزان

تحلیل صحیح، برنامه ریزی و سیاست گذاری درست آن گاه میسر می شود که از جزئی نگری و بریده نمودنِ پیکره شریعت پرهیز شود و اجزاء و عناصر مجموعه دین در ارتباط با یکدیگر لحاظ شوند. اما واقعیت این است که گاهی برنامه ریزان به جای آسیب شناسی و پرداختن به معضلات اساسی جامعه، به انجام عملیات قطعی پرداخته و به اتحاذ برنامه های موقتی رو می آورند. این شیوه، آسیب های جدی بر جامعه تحلیل می کند. آگاهی مجریان و توجه آنان به معضلات اخلاقی جامعه، اختصاص اعتبار مناسب و نیروی انسانی کارآمد و سوق دادن جامعه به سمت اصلاحات می تواند گام مؤثری در رفع مشکلات فرهنگی جامعه باشد. بدیهی است برنامه های آموزشی و تشویق بانوان به فراگیری و اهتمام نسبت به مسائل مربوط به خویش، تا حدودی می تواند در رفع این معضل مفید و مؤثر باشد.

3- هماهنگی کلیه نهادهای فرهنگی اجتماعی

در توسعه فرهنگ حجاب، بایستی میان نهادهای دولتی و غیر دولتی و نیز میان فعالیت های فرهنگی، ارشادی و اجرایی هماهنگی و هم سویی وجود داشته باشد. سازمان هایی همچون آموزش و پرورش، صدا و سیما، آموزش عالی، وزارت بهداشت و درمان هم چنین ارگان ها و نهادهای فرهنگی می توانند در زمینه ترویج فرهنگ حجاب و عفاف تأثیر گذار باشند. ناآگاهی و غفلت یکی از عوامل گرایش دختران به بدحجابی است، همچنین عدم برخورد تعریف شده با افراد متخلف، گرایش دختران را به بدحجابی افزایش می دهد. باید برنامه ها و اقدامات به عمل آمده به صورت پی گیر تحت نظارت و اشراف نهادهای ذی ربط قرار گیرد. جهت تحقق این مهم باید تمامی متولیان و دست اندرکاران از آگاهی لازم و حساسیت کافی نسبت به این موضوع برخوردار باشند تا زمینه گسترش عفاف و حجاب فراهم شود.

4- اصلاح عملکرد رسانه ها

همانطور که ترویج فرهنگ غلط نیاز به مروز زمان دارد، فرهنگ صحیح و مقابله با فرهنگ غلط نیز، نیاز به جریان سازی  صحیح و بستر سازی مناسب دارد بی تردید رسانه های تصویری در تغییر هنجارها و ارزش ها نقش مؤثری دارند به ویژه برنامه هایی که با مخاطب ارتباط بیش تری برقرار نمایند. گاهی برنامه های تبلیغی و فرهنگی، زمینه تحقیر زنان و تضعیف موقعیت آنان را فراهم نموده است. از این رو، مناسب است با اجتناب از عرضه برنامه هایی که زنان را به سوی جلوه گری سوق می دهد هم چنین با پرهیز از نمایش زنان در فیلم ها و سریال ها و ... به عنوان انسان هایی کم بهره از معرفت، احساسی و فاقد هویت، برجایگاه  و هویت واقعی آن تأکید نموده و زمینه های تعالی آن ها را فراهم سازند. رعایت وقار و متانت و حفظ پوشش که ضامن مصونیت اخلاقی و روانی زن به هنگام حضور در عرصه های مختلف اجتماعی است، بعضاً در میان هنر پیشگان مورد بی مهری قرار گرفته و حجاب سنتی و اصیل تحقیر شده است. ریشه چنین نگرشی را باید در عدم آگاهی و یا ضعف اعتقادی برخی دست اندرکاران رسانه ای دانست.

به نظر می رسد نهادهای فرهنگی باید بیش از پیش به تربیت هنرمندان و هنرپیشگان متعهد به مبانی اعتقادی بپردازند تا حفظ ارزش های دینی نه به عنوان تحمیل قانونی، بلکه به عنوان باورهای قلبی و تمایلاتی خود جوش متجلی شود. زن به عنوان موجودی خلاق، برخوردار از ظرافت های شخصیتی و دارنده بسیاری از کمالات و استعدادها در رسانه باید خصوصیات مثبت او به عنوان یک مادر، همسر و کسی که نقش های برجسته را عهده دار است، معرفی شود و از شخصیت پردازی های ناصحیح که زن را ظلم پذیر و ضعیف و یا در نقشی تصنعی و دور از واقعیت نمایش می دهد، پرهیز کند. رسانه در این جهت می تواند ارائه طریق نماید، ترتیب و تنظیم برنامه های آموزشی (با تأکید بر آموزه های دینی) آن هم در اوقاتی که نوعاً خانم ها امکان بهره برداری از آن را دارند و ساعاتی که از اشتغالات بیرون و احیاناً داخل منزل فارغ شده، از بهترین زمان ارائه برنامه است.

5- الگوسازی در جامعه و اصلاح آن

انسان پیوسته در این اندیشه است که ارزش هایی را که باور دارد در چهره ای مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد مسأله الگو در اخلاق اسلامی و روان شناسی نیز جایگاه مهمی دارد. از این رو، قرآن کریم در شرایطی که زن هیچ گونه ارزش انسانی و اجتماعی نداشت زنانی شایسته چون آسیه همسر فرعون و حضرت مریم (س) را معرفی و از آنان تجلیل نموده است. حضرت زهرا (س) را کوثر دانسته، به عنوان الگو و اسوه معرفی کرده و بدین ترتیب، لیاقت و شایستگی زن را در رسیدن به کمالات معنوی به اثبات رسیده است. و الگو بودن زنان صالح و وارسته را برای همگان اعم از زن ومرد تبیین نموده است. با توجه به این که الگوها در ساختار روحی و رفتاری انسان نقش مؤثری دارند، یکی از تأسف های جدی عصر حاضر این است که زن مسلمان آن چنان که شایسته و بایسته است با چهره های بلند تاریخ اسلام آشنا نیست. زندگانی حضرت زهرا (س) و فرزند برومندش، پیام آورعاشورا، حضرت زینب (س) و دیگر چهره های والای تاریخ گذشته و معاصر باید برای  زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هویت و شخصیت و وقار و متانت   می تواند در جامعه حضور پیدا کرده و ایفای نقش نماید. توصیه امام صادق (ع) تأمل برانگیز و قابل توجه است: به زنان دوستی آل علی (ع) را الهام کنید.

6- اصلاح روش های

سلیقه ای عمل کردن و تأکید و تکیه بر آداب و عادات غیر اصیل نقش مهمی در جهت بدبین کردن مردم نسبت به حجاب ایفا نموده است. تصویری که از زن در جوامعه اسلامی عرضه می شود و نحوه نگرش و برخورد زن، همه گویای این مطلب است که التقاط و انحرافی صورت گرفته است. به این معنا که برخی از احکام دینی با آداب و سنت ناصواب که بعضی ریشه در جاهلیت نخستنی دارد، در آمیخته است و مسلمانان باید به عنوان مالکان برترین میراث دینی فهم دینی را از رسوبات فرهنگی های جاهلی و سنت های غلط بپیرایند. بدین ترتیب یکی از واقعیت های تلخ جوامع اسلامی، دیدگاه های افراطی و گرایش های نادرستی است که به عنوان مذهب و عرف اسلامی درباره مسائل زنان رواج داشته است، تبیین ناهنجاری ها و اثرات سوئی که بر این نگرش مرتبط است، به سادگی امکان پذیر نمی باشد چرا که بسیاری از مصادیق این مسأله به عنوان ارزش تلقی می شود.

7-  توجه به امیال و هدایت صحیح آن

شاید بتوان گفت که خود آرایی و تزّین در زن، امری طبیعی است. در فرهنگ اسلام، تمایلات و غرایز انسانی به هیچ وجه منفی تلقی نمی شود و سعی بر آن است که با شیوه صحیح نگرش به تمایلات و ارضاء مشروع آن، انسان را در جهت تکامل سرعت بخشد. در این راستا، به زن توصیه می کند غریزه خودآرایی را جهت دهد و آن را به محارم به ویژه همسر خویش اختصاص دهد. هدایت و جهت دهی این عریزه آن قدر مهم است که اگر در موقع مناسب خود انجام نگیرد، جامعه را گرفتار کج روی و ابتذال خواهد کرد. جلوه گری زن و صرف انرژی و توان او در جهت جلب رضایت و توجه مردان یکی از نمودهای این ابتذال است، که نهایتاً زبونی و حقارت قشر زن را در پی دارد چرا که محیط اشتغال را به محیطی همراه با تبرج تبدیل می کند و بخشی از نیاز مرد را در محیط اجتماعی اشباع می نماید و بازیچه مردان هوس باز می شود.

 

8- تقویت مرزهای زنانگی و مردانگی

تفاوت های تکوینی زن و مرد، مطلبی انکار ناپذیر است و خداوند حکیم با احاطه بر این تفاوت ها برای هر یک از دو صنف، وظایف و مسئولیت هایی مقرر فرموده تا نظام هستی به نحو احسن اداره شود. از این رو در آیه 32 سوره نساء تفاوت های موجود بین زن و مرد را مطابق حق و عدالت می داند. پس آرزوی تغییر آن ها یک نوع مخالفت با مشیت پروردگار تلقی می شود: (وَلا تتمّنوا ما فضّل اللّه بَعضَکُم علی بعض...)

بدین ترتیب، پذیرش مرزها و تفاوت های جنسیتی میان زن و مرد که ریشه در نظام خلقت آن دو دارد، امری کاملاً منطقی و عقلانی است. اما تبعیض ها، بی عدالتی ها و بی توجهی به  خواسته ها و آزادی های مشروع آن که ناشی از برداشت های نا صحیح از اسلام می باشد و ریشه در اندیشه های خرافی و مرد سالارانه دارد امر را بر بسیاری از مردم مشتبه ساخته و عموماًً این نحوه نگرش و برخورد را در مبانی و معارف دینی و اعتقادی جست و جو می کنند. این همه، مسئولیت دست اندرکاران فرهنگ و هنر را سنگین تر کرده که در جهت تصحیح و پالایش افکار عمومی جامعه تلاش کنند و مرز میان تعصبات و ارزش های دینی را بازشناسی و تفکیک نمایند.

حضرت آیت اله خامنه ای، با تأکید بر اینکه حضور زنان در مشاغل و مناصب اجرایی اشکالی ندارد، خاطر نشان کردند، آن بخشی که مورد اشکال و در واقع امتداد همان گفتمان غربی است، افتخار کردن به تعداد بالای زنان شاغل در مناصب اجرایی است. رهبر انقلاب اسلامی در تبیین این موضوع افزودند: اینکه ما به حضور بالای زنان در مناصب اجرایی افتخار کنیم، دیدگاهی غلط و درواقع انفعال در برابر گفتمان غربی است. ایشان با اشاره به نگاه یکسان اسلام به زن و مرد از لحاظ انسانی افزودند: از دیدگاه اسلام هر یک از زن و مرد به لحاظ خلقت ویژگیهای خاصی دارند اما از لحاظ حقوق انسانی و اجتماعی و ارزشهای معنوی و سیر تکامل معنوی، هیچ تفاوتی ندارند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند، نگاه صحیح به زن، نگاهی است که او را در چارچوب جنس خود و ارزشهای تعالی دهنده آن بشناسد.

حضرت آیت الله خامنه ای: نگاه لذت جویانه به زن را یکی از بالاهای بزرگ خواندند و خاطر نشان کردند: اکنون برخی اندیشمندان غربی نیز در مورد این موضوع احساس خطر می کنند زیرا قضایایی همچون همجنس گرایی نتیجه این نوع نگاه است که قطعاً یکی از عوامل سقوط تمدن غرب نیز خواهد بود.

ایشان با تأکید بر لزوم هوشیاری در جامعه در قبال جاذبه های جنسی برای مردان و زنان، افزودند: البته در کشور ما به دلیل موضوع حجاب، مصونیتی وجود دارد اما باید در مورد حجاب و موضوع حدود معاشرت مرد و زن اهتمام جدی شود. ایشان افزودند: به هیچ وجه نباید در مقابل گفتمان غرب در خصوص زن منتقل شد بلکه باید گفتمان اسلام در مورد زن را به صورت تهاجمی و طلبکارانه مطرح کرد. از تهدیدهای غربی هم به هیچ وجه نباید ترسید. ایشان کرامت زن، عزت زن و ظرافت فطری و کارکرد زن را از خصوصیات گفتمان زن در اسلام برشمردند و خاطر نشان کردند: خداوند متعال جنس زن را به گونه ای خلق کرده است که برخی امور عاطفی، تربیتی و حتی مدیریتی در خانه، فقط با ظرافت روحیه زنان، قابل انجام است.

ایشان موضوعات ازدواج، پوشش، معاشرت، حمایت مالی و حقوقی از زنان و اشتغال زنان و حدود آن را از دیگر مقولاتی دانستند که باید مورد اهتمام قرار گیرند.

(صدا و سیما طوری فرهنگ سازی کند که زن مؤمن، فعال و با حجاب در جامعه محترم باشد، رهبر انقلاب در دیدار با بانوان فرهیخته حوزوی و دانشگاهی 28 اردیبهشت ماه 92)

در پایان محقق به پاسخ پرسشهای مطرح شده خود می پردازد که توسط اساتید دانشگاه، دانشجویان مطالعات فرهنگی، روحانیان و دبیران آموزش و پرورش تکمیل شده است.

1- هنجارهای اجتماعی چرا و چگونه دچار آسیب شده و موجب انحراف فرهنگی شود؟

دکتر محمود نجاتی مبینی، استاد دانشگاه آزاد تهران، جامعه شناس

برای پاسخ دادن به این پرسش مسیر علمی و پژوهشی متفاوتی وجود دارد، یکی از این مسیرها کاوش در دین داری ایرانیان با استفاده از مدل های جامعه شناسی دین است. از رایج ترین این نوع مدل ها که پژوهشگران عرصه جامعه شناسی دین در ایران از آن برای سنجش تجربی میزان (کمی و کیفی) دین داری ایرانیان استفاده کرده اند. این در حالی است که رابطه فرهنگ و پوشش آن قدر قوی است که ما یک فرد خارجی و یک فرد ایرانی را از نظر سبک لباس پوشیدن شان تشخیص می دهیم و آن فرد با لباسی که بر تن دارد می گوید که من کیستم و از کجا آمده ام و به کدام فرهنگ تعلق دارم.

استفاده ی جوانان از اینترنت و ماهواره سبب شده است که بدون توجه به بسترهای فرهنگی کاربران در معرض فساد قرار گیرند و خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر قرار گرفته و از این تبلیغات الگوبرداری نمایند و بدون توجه به فرهنگ پدران خود از این فرهنگ تبعیت نمایند و نوع پوشش خود را با توجه به پوشش غربیان نمایند این در حالی است که به مرور با گستردگی استفاده از این نوع پوشش تبدیل به هنجار خواهد شد و دیگر منع نمی شود.

2- حجاب و پوشش در جامعه چگونه و چرا به یک هنجار مورد هدف غرب قرار گرفته است و غفلت های موجود در کدام بخش از این هدف گیری غرب را تشدید می کند؟

لیلا احمد، استاد مطالعات زنان و مذاهب:

برخی از مخالفان حجاب و به خصوص اجباری بودن آن، واجب نبودن حجاب بر کنیز را گواهی بر این نکته می گیرند که هدف از فرمان حجاب رعایت امنیت جنسی جامعه نبوده، چرا که کنیزان نیز، حتی گاهی بیش از زنان آزاد غرب، دارای جذابیت جنسی بودند.

پذیرفتن روسری از سوی زنان مسلمان نیز نتیجه فرایند مشابهی از استحاله نامحسوس در ارزش های سنتی مردمان سرزمین های فتح شده بود و روسری به لباس رایجی در میان زنان مسلمان جامعه تبدیل شده است این در حالی است که مخالفان حجاب ادعا می کنند که حجاب زنان را تبدیل به یک شیء و بلکه یک شیء جنسی کرده است و حجاب را ابزاری برای سرکوب زنان می دانند و از همین حربه استفاده می کنند و سعی بر این دارند که به هر نوعی حجاب را نفی کنند و با برهنه نشان دادن زن و اینکه با برهنگی جذابیت او بیشتر می شود و باعث فریفتن مردان و وجهه ی اجتماعی و بالا بودن جایگاه او در اجتماع سعی بر متقاعد کردن جوانان دارند.

استفاده از ماهواره و اینترنت و مکان های سایبری بدون هیچ حد و مرزی سبب می شود که غرب به هدف خود برسد و حفاظت از آن شاید راه حلی موقت برای پیشگیری باشد.

3)  هنجارهای مهاجم چگونه موفق به جایگزنی خود در هنجارهای هدف شده و چه عواملی باعث تقویت آنان در جایگزینی و نحادینگی می شود؟

حجاب اجباری برای اقشار مختلف جامعه ی امروز ایران به یک پدیده ی غیراخلاقی، غیرعلمی و غیرعقلانی تبدیل شده است. کافی است به درون خانواده های ایرانی پا بگذارید: باورمند به حجاب و غیر باورمند به آن، با حجاب و بی حجاب، نماز خوان و بی دین، شراب خوار و شرکت کننده در نماز جمعه در کنار هم بر سر یک سفره می نشینند و دیگر از خصومت های سال های اولیه ی دهه ی شصت در خانواده ها خبری نیست. یک دختر یا بانو ممکن است آرایش کند و دختر یا بانوی دیگری آرایش نداشته باشد. شاید حدود سه دهه است که دیگر نشنیده ایم اعضای فامیل بر سر باورها و سبک زندگی خود به جان هم افتاده باشند. بنابراین مساله ی اختیاری بودن حجاب در سطح روابط درونی خانواده های بزرگ تر حل شده است.

رابطه فرهنگ و پوشش رابطه ی قوی است. پوشش یک فرد غربی و استقبال جوانان ایرانی از نوع لباس پوشیدن جوامع غرب سبب شده است که لباس هائی که کاملاً دور مانده از فرهنگ غربی بوده اند و نشانه ی فرهنگ کردها، لرها، بختیاری ها و قشقایی ها و روستائیان و عشایر ما می باشند. کم کم تبدیل به یک سنت شده است و کارکرد خود را در جامعه از دست داده است.

ضرورت رعایت حجاب، ضرورت اطلاعات از مراجع دینی، اعتقاد به امر به معروف و نهی از منکر، اعتقاد به بهشت و جهنم، اعتقاد به آرامش با رعایت حجاب و اینکه باعث دوری از گناه می شود از جمله عواملی است که مانع تهاجم فرهنگی غربی می شود.

4) چه آینده ای برای ناهنجاری های پوشش در کشور پیش بینی می کنید و علت پیش بینی خود را ذکر نمائید.

دین باعث پایبندی به ارزش های انسانی است. این در حالی است که متأسفانه در کشورمان نفوذ فرهنگ غرب بدحجابی، روابط جنسی پیش از ازدواج رایج شده است و مورد استقبال جوانان قرار گرفته است و همین سبب آسیب های روانی در جامعه، شده است به دلیل سوء استفاده ها از جنس مؤنث که اثرات مخربی دارد.

بهم ریختگی خانوادگی و از هم پاشیدگی نظام خانواده، دوستی ها و روابط نامشروع و ناسالم در جامعه میان جوانان، به دنیا آمدن فرزندانی از روابط نامشروع، همگی از اثرات ناهنجاری پوشش در کشورمان است. استفاده بی رویه از ماهواره و برنامه های نابهنجار آن، فیلم های مبتذل با مضامینی که خانواده ها را تشویق به برقراری ارتباط با جنس مخالف می کند و مشوق بدحجابی یا بی حجابی است، سایت های دوستی که با فرهنگ غربی ساخته شده اند و مورد استفاده قرار می گیرند همگی از عواملی است که باعث می شود آینده ی خوبی را برای پوششمان نداشته باشیم و هر روز بی بند و باری بیشتر و بیشتر در جامعه مان دیده شود و مورد استقبال قرار گیرد.

5) چگونه می توان هنجار غالب اجتماعی را در حوزه پژوهشی تقویت و از نفوذ تهاجم فرهنگی از آن جلوگیری نمود؟

نقش حجاب و عفاف در عظمت زن، حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضاء و جوارج از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این غفلت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است.

یکی از انگیزه های پوشش ابزار صداقت در دوستی با خداوند است ازدواج دائم و موقت، عدم نگاه به نامحرم، حجاب زن، پوشش مناسب مرد، عدم اختلاط بین نامحرمان و ... از جمله راهکارهای پیشنهادی برای جلوگیری از نفوذ تهاجم فرهنگی است.

عفاف، ملکه ای اخلاق است که سبب مجموعه ای از اعمال در جهت حفظ کرامت و ارزشهای انسانی و قرار گرفتن نیاز جنسی در مسیر انسانی (خانواده) می شود.

نتیجه گیری:

وضعیت حجاب در جامعه دارای نوسان و واریانس است. این تفاوت ها عملاً از یک دوره زمانی به یک دوره دیگر؛ در میان گروه های اجتماعی، فرهنگی مختلف؛ در میان نسل های اجتماعی قابل ملاحظه است.

از این رو داده های تجربی مقاله نشان دادند که تفاوت های بین نسلی و بین گروه های اجتماعی و فرهنگی، بر وضعیت نوسانی حجاب در ایران مؤثر بوده است. این نوسان ها بیشتر ناشی از دو قطبی بودن جامعه های در نوسان میان وضعیت سنتی- مدرن است.

کمترین پیامدهای جامعه شناختی که از این مسیر شکل می گیرد تقویت سکولاریزم (کم اهمیت شدن تأثیر اجتماعی دین و در عوض تبدیل شدن دین و دین داری به امری در حوزه خصوصی افراد و گروه های اجتماعی و رواج دنیاگرایی مهلک) است. در این زمینه بازنگری حکومت در سیاست های فرهنگی و دین قطعاً کارساز خواهد بود.

کتابنامه

ـ همو (1387) «دین مجازی؛ دو فضایی شدن محیط دینی و ارتباطات درون دینی و بین دینی» دین و رسانه، تهران: طرح آینده.

ـ همو (1387) «دو جهانی شدن ها و دو فضایی شدن فرهنگ: پارادایم های جدید فرهنگ شناسی» در کاظمی، مطالعات فرهنگی، مصرف فرهنگ و زندگی روزمره در ایران، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی واحد تهران.

ـ همو (1388-ب) شبکه های علمی مجازی تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

ـ آزاد ارمکی، تقی و غیاثوند، احمد، 1384، جامعه شناسی تغییرات فرهنگی در ایران، تهران، جامعه شناسان.

ـ رضایی، عبدالعلی، 1387، ارزشها و نگرشهای ایرانیان (موج اول)، دفتر طرح های ملی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

ـ گودرزی، محسن، 1382، ارزشها و نگرشهای ایرانیان (موج دوم) دفتر طرح های ملی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

ـ سانا ساریان، الیز، جنبش حقوق زنان در ایران؛ طغیان، افول و سرکوب از 1280 تا 57. تهران، اختران: 1383.

ـ محسنی، منوچهر، 1379، بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی فرهنگی ایرانیان، تهران، دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی.

ـ فلسفه حجاب، مرتضی مطهری، نشر صدرا، 1373.

ـ آیت اله عظمی جوادی آملی، مقاله حجاب، حق الله است یا حق الناس؟

ـ صلاح، مهدی، کشف حجاب، زمینه ها، پیامدها و واکنش ها. تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی.

ـ کدیور، محسن، تأملی در مسأله حجاب.

ـ خلقی، مسلم، باز نگرش درون دینی به حجاب.

ـ ترکاشوند، امیرحسین، حجاب شرعی در عصر پیامبر، تهران، 1389.

ـ ضیاپور، جلیل، پوشان زنان ایرانی، تهران: ارباب حکمت، 1390.

 

 

 

پنجشنبه ۱۳٩٢/٤/٦ | ۸:٠۸ ‎ب.ظ | شیوا مرادی | نظرات ()

درباره وبلاگ

دڪــتـــر شیــــــــوا مرادے، مددکار اجتماعے و جامعه شناس Email▶ shiva.moradi@gmail.com Instagram▶ @shivamoradi_socialworks Channel Book & video▶ @social_works Channel Voice▶ @socialworks Facebook▶ facebook.com/shivayie
منو وبلاگ
موضوعات وب
 
طراح قالب
امکانات وب