وندالیسم یا تخریب گرایی در ورزشگاهها

چکیده

هدف این مطالعه بررسی علل و عوامل خشونت و پرخاشگری تماشاگران ورزش در ورزشگاه ها و راهکارهائی جهت کاهش این معضل اجتماعی است تا با تحلیل کارکرد اجزای تشکیل دهنده ی ساختار رفتار تماشاگران، مشخص شود اختلال در کدام یک از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی فرد سبب بروز خشونت و پرخاشگری میگردد. از جمله مسائل مهمی که به ویژه در دو دهه ی اخیر مورد توجه اندیشمندان اجتماعی و جامعه شناسان قرار گرفته، بررسی و تبیین رویدادها وحوادث خشونت بار مربوط به مسابقات ورزشی است. پرخاشگری به رفتار و عملکردی گفته می شود که از روی نیت و قصد قبلی همراه با یک رفتار به منظور آزردن جسمی و روحی انجام گیرد. متغیّرهای اهمیّت و حساسیت نتیجه بازی از نظر کسب امتیاز و تعیین جایگاه تیم های مورد علاقه در رده بندی مسابقات قهرمانی، حرکات خشونت آمیز و پرخاشجویانه بازیکنان در هنگام بازی و کیفیت داوری، عمدتاً بر بروز پرخاشگری کلامی طرفداران فوتبال تأثیر می گذارند.

مقدمه

ورزش انعکاسی از جامعه است و می توان انتظار داشت که مانند بسیار یاز تظاهرات اجتماعی دیگر، بعضی از خصایص ناپسند انسان ها مانند خشونت، ارتشاء، تبعیض، شرارت، تنبهکاری، ملیت پرستی بیش از اندازه، تلقب، وندالیسم و اوباشیگری نیز در آن دیده شود.

همه ما با افرادی که بی اعتنا به مقررات اجتماعی حقوق دیگران را نادیده گرفته و با تخریب اموال عمومی‌خشم خود را موقتا فرو می‌نشانند برخورد داشته ایم. آیا این یک بیماری است و یا نشان از خشم فرو خورده افرادی که راه رهایی از احساسات منفی خود را نمی‌دانند؟

در تعاریف وندالیسم آمده است که وندالیسم( vandalism) برگرفته از واژه وندال( vandal)  است. وندال نام قومی‌از اقوام ژرمن – اسلاو بوده که در قرن پنجم میلادی در سرزمینی در میان دو رودخانه اودر و ویستول زندگی می‌کردند. آنان مردمی‌خشن و جنگ طلب بودند که مکرراً به سرزمین‌های اطراف حمله کرده و پس از تخریب مناطق تصرف شده به تاراج اموال مردم می‌پرداختند. ویژگی تهاجمی‌و خرابکارانه قوم وندال سبب گردیده تا رفتارهای خشونت بار عمدی که به منظور تخریب اموال عمومی‌و دشمنی با علم و صنعت و آثار تمدن صورت می‌گیرد تحت عنوان وندالیسم مطرح شود. در اغلب تعاریف ارائه شده در باب مفهوم وندالیسم در مباحث انحرافات و آسیب‌های اجتماعی، محققین از آن به عنوان رفتار معطوف به تخریب و خرابکاری اموال، تأسیسات و متعلقات عمومی‌نام برده اند و به گفته دکتر سید مهدی صابری روانپزشک؛ تفاوت «وندال‌های کهن » در هجوم‌های وحشیانه خود، چیزی را ویران می‌کردند که خود نساخته بودند، اما «وندان‌های مدرن » چیزی را نابود می‌سازند که جامعه خودشان آن را ساخته است .

به رفتارهای ناهنجار و تخریب‌گرانه هواداران فوتبال مانند درگیری و نزاع خیابانی، وندالیسم و آشوب‌گری، هولیگانیسم(Hooliganism) میگویند. هولیگانیسم به رفتار پرخاشگرانه و خشونت آمیز هواداران فوتبال اطلاق می شود که قبل و بعد از مسابقات، داخل و بیرون ورزشگاه به صورت جمعی و گروهی بروز می یابد. این رفتار به صورت خود جوش یا خود انگیخته یا برخی موارد به صورت از پیش برنامه ریزی شده اند. همچنین اوباشگری در فوتبال رفتارهای متفاوتی  از فحاشی تماشاگران تا ضرب و جرح و حتی قتل را شامل میشود.

وندالیسم پدیده ای نوظهور و مدرن در جامعه جدید است که عکس العملی است خصمانه و واکنشی است کینه توزانه به برخی از صور فشارها، تحمیلات، ناملایمات، حرمانها، اجحاف‌ها و شکستها. در ستون جامعه شناسی انحرافات و آسیب‌شناسی اجتماعی وندالیسم به مفهوم داشتن نوعی روحیه بیمارگونه به کار رفته که مبین تمایل به تخریب آگاهانه، ارادی و خود خواسته اموال، تاسیسات و متعلقات عمومی است ( ویلکینسن، کلارک، ۱۹۹۱) مع‌الوصف باید توجه داشت که اغلب صاحب نظران و محققان آن را به مثابه جنایتی خرد و از انواع بزهکاری جوانان به شمار آورده‌اند.

برای شناسائی این پدیده باید گفت تقریباً هر کاری که ما انجام می‌دهیم به نوعی اجتماعی است، یعنی آن را از دیگران یاد گرفته ایم و با دیگران نیز انجام داده ایم و به طریقی مربوط به عده ای نیز می‌شود. بنابراین رفتار اجتماعی انسانها، دارای یک نظم اجتماعی است یعنی اینکه جامعه انسانی به شکل قابل ملاحظه ای در بیشتر مواقع، منظم عمل می‌کند(محسنی تبریزی ۱۳۸۳ صص ۲۷-۲۶). اما در شهر‌های بزرگ بارها شاهد ویرانگری عمدی و رفتارهای غیر مسئولانه و ضد اجتماعی برخی از افراد هستیم که به طور عمد به تخریب و نابودی هر آن چه زیبا و هر آن چه متعلق به دیگران است می‌پردازند که این امر نشان دهنده نقص در پذیرش هنجارهای فرهنگی جامعه از سوی برخی افراد می‌باشد. پروفسور «گابریل موزر» استاد روانشناسی اجتماعی دانشگاه «رنه دکارت» فرانسه می‌گوید وندالها در اعمال خود مشخص کرده اند که احساس اجحاف و بی عدالتی دو انگیزه مهم برای خرابکاری و رفتارهای ویرانگرانه آنان است.

همانطور که پیشتر گفته شد وندالیسم به عنوان یک پدیده اجتماعی را عموماً اندیشمندان به ناسازگاری نوجوانان با محیط اجتماعی تعبیر می‌کنند. وجه مشترک همه تعاریف وندالیسم در کارکرد منفی این پدیده و مذموم بودن آن در همه فرهنگ‌هاست و این نکوهیده بودن به حدی می‌رسد که برخی صاحب‌نظران، وندال‌ها را دشمنان آشکار جامعه و عمل آنها را نهایت گستاخی در رفتارها و تلقی‌ها دانسته‌اند و کشورها نیز سعی کرده اند با وضع قوانینی بازدارنده با این پدیده ناهنجار مقابله کنند.

وندالیسم یا تخریب‌گرایی پدیده‌ای است که امروزه در مناطق شهری شیوع پیدا کرده در ایران وندالیسم را نوعی بزهکاری جوانان و نوجوانان دانسته و هنوز بصورت ناشناخته می باشد. وندالیسم یعنی تخریب کنترل نشده اشیای و آثار فرهنگی باارزش یا اموال عمومی است که یک ناهنجاری اجتماعی به حساب می‌آید و فردی که این کار را انجام می دهد در اصطلاح جامعه شناسان وندال می گویند تخریب اموال عمومی‌از سوی جوانان و نوجوانان دارای عوارض و پیامدهای مادی و معنوی بوده که جنبه‌های عوارض انسانی را می توان بسیار فراتر دید.

تعریف وندالیسم و پیشینه تاریخی آن

در اغلب تعاریف ارایه شده در باب مفهوم وندالیسم در مباحث انحرافات و آسیب‌های اجتماعی، محققین و صاحب نظران از آن به عنوان رفتار معطوف به تخریب و خرابکاری اموال، تأسیسات و متعلقات عمومی نام برده اند. به طور عموم لغت وندالیسم در قالبهای گوناگونی تعریف شده است و به شرح زیر می‌باشد.

وَندالیسم به فرانسوی: Vandalisme) یا وَندالیزم ( به انگلیسی : (Vandalism) به‌ معنای تخریب کنترل ‌نشده اشیاء و آثار فرهنگی باارزش یا اموال عمومی است که یک ناهنجاری اجتماعی به حساب می‌آید و دلایل متعددی برای  آن عنوان می‌کنند. وندالیسم را در زمره انحرافات و بزه‌کاری‌های جوامع جدید دسته‌بندی می‌کنند و آن را عکس‌العملی خصمانه و واکنشی کینه‌توزانه نسبت به برخی از فشارها، تحمیلات، ناملایمات، اجحاف‌ها و شکست‌ها تحلیل می‌کنند.

یکی از نابهنجاری‌ها گرایش جوانان به تخریب است، که در نوع خود می‌تواند شامل تخریب اموال عمومی، فضای سبز، جاده‌ها، دیوارها، … باشد. کسی را که دست به چنین کارهایی می‌زند در اصطلاح جامعه‌شناسان «وَندال» می‌گویند، و گرایش به این‌گونه تخریب‌ها وندالیسم نامیده می‌شود. تخریب اموال عمومی از سوی جوانان و نوجوانان دارای عوارض و پیامدهای مادی و معنوی است. اما در نگاه دقیق‌تر به این قضیه، می‌توان ابعاد عوارض انسانی را بسیار فراتر دید؛ بنابراین، با توجه به اینکه اکنون به دفعات شاهد تخریب اموال عمومی هستیم، تخریب اموالی مانند کیوسک‌های تلفن، اتوبوس‌ها، کندن جاده‌ها، خراب‌کردن دیوارها، شکستن شیشه‌های مغازه‌ها و به‌هم‌ریختن ورزشگاه‌ها از سوی جوانان و نوجوانان در زمره وندالیسم به‌شمار می‌روند.

به آن دسته از بزهکاری‌هایی گفته می‌شود که هدف اصلی در آن‌ها، ویرانگری عمدی، آگاهانه و خودخواسته ی اموال عمومی‌است. وندال‌ها کسانی هستند که به دلایلی در برابرهرآنچه زیبا و کاربردی است و متعلق به همه‌ی مردم است ، نوعی گرایش تعمدی به رفتارهای نامسئولانه و تخریب گرایانه دارند. با وجود پیشینه ی کهن، در کاربرد روانشناختی و جامعه شناختی، به تنازع بیمارگونه با نشانه‌های امروزین تمدن، “وندالیسم” گفته می‌شود.مهم است که بدانیم در مواردی که فرد به تخریب اموال شخصی اش اقدام کند، این واژه صدق نمی‌کند.

وندالیسم در ایران

وندال یک واژه وارداتی در فرهنگ ماست و به جای آن می‌توانیم بگوییم افراد معارض قانون. وندال ها جوانان معارض قانون هستند که به نوعی از کمبود ها و مشکلات روز جامعه رنج می برند و شاید از زیانی که به جامعه می‌رسانند، بی‌اطلاع باشند.  آمار در ایران نشان می‌دهد که 67 درصد از افراد دستگیر شدۀ وندال در گروه سنّی 10 تا 25 سال قرار دارند که در آن سهم مردان بیشتر اززنان است، به طوری که 75 درصد را مردان و 25 درصد را زنان تشکیل می‌دهند. به لحاظ تحصیلی هم 4/35 درصد، تحصیلات راهنمایی و 9/22 درصد تحصیلات ابتدائی داشته‌اند. وندال ها از قشرها و طبقات مختلف جامعه می‌باشند و تنها در بین طبقات پایین و کم تحصیل نیستند. (پژوهشکده باقرالعلوم )

بحث در مورد پدیده اجتماعی فرهنگی وندالیسم مبحثی نو و جدید نیست و همان طور که از نام وندالیسم پیداست اصطلاح جدید و نو نمی باشد و مربوط به سالها و حتی قرون گذشته هست . این پدیده اجتماعی فرهنگی از جمله عوامل تخریب امکانات و وسایل عمومی در شهرها هست که در چند سال اخیر تحقیقات فراوانی برای تعریف و پیشگیری از آن به عمل آمده است . ولی متاسفانه روند رشد آن نه تنها کاهش نیافته بلکه روز به روز بیشتر و فراگیر تر میشود و حتی به مناطق روستایی و با تراکم جمعیتی پایین نیز کشیده شده است .و از دلایل آن می توان یکی به عدم توجه مسئولین به نیازهای جوانان و مردم و رفع مشکلاتشان و دیگر نامناسب بودن فضای شهری و ضعف گروههای آموزشی در آموزش و اطلاع رسانی در مورد این پدیده و .. را نام برد . در پژوهشی که تحت عنوان بررسی عوامل موثر بر تخریب شهری در بین جوانان یکی از شهرستانهای استان در سال 1391 انجام شده است مشخص شده است که عوامل مختلفی همچون مشاهده عمل تخریب ، مشاهده ی متن های نوشته شده بر روی اماکن و اموال عمومی ، تاثیر رفتار گروه بر فرد ، واکنش افراد نسبت به خرابکار، وضعیت زندگی فرد ، شهرنشینی خصوصا شهرهای پر جمعیت و وضعیت اقتصادی و ....... در بوجود آمدن و افزایش پدیده ی وندالیسم تاثیرات زیادی دارند . بنابراین نتیجه ای که میتوان از این موارد گرفت این است که وندال ها یا تخریب گراها به طبقه ی خاصی تعلق نداشته و تنها در محدوده ی مشخصی از شهر ها و دیگر مناطق به خرابکاری نمی پردازند . و فرد خرابکار برای انجام فعالیت نابهنجار خود هیچ محدودیت زمانی و مکانی قائل نمیشود . البته مواردی چون وجود خرده فرهنگ ها و مهاجر نشینی در یک محدوده ی مشخص شهری ، طبقات مختلف اجتماعی و افزایش فاصله میان آن نیز میتواند از عوامل دیگر موثر بر پدیده ی وندالیسم باشد . ضمن اینکه این پدیده ی نابهنجار اجتماعی که نوعی هرج و مرج طلبی شهری و ضد رفتارهای شهرنشینی تلقی میشود ، بیشتر از همه در بین نوجوانان و جوانان دیده میشود و افراد دیگر از جمله میانسالان و کهنسالان به دلیل مشغله ی فکری و تجاربی که در زندگی دارند نه تنها به جنین اعمالی مبادرت نمی ورزند بلکه سعی در کاهش این موارد دارند .

 همانطور که در گزارش هم بیان شد پدیده ی وندالیسم منحصر به مناطق شهری و محدوده ی خاصی نیست . در هر روستا و شهری بسته به فرهنگ و برخورد اجتماعی و تاثیراتی که جوامع بر روی رفتار فرد میگذارد میتواند این پدیده مشاهده شود . و به جرات میتوان گفت هیچ نقطه و مکانی از این معضل در امان نمانده است . مناطق شهری و روستایی استان خراسان جنوبی نیز از این قاعده مستثنی نیستند .

طی گزارشی که دو سال گذشته در یکی دیگر از مناطق شهری استان در این خصوص انجام شد و انتظاری که مبنی بر کاهش یافتن این موضوع میرفت ولی متاسفانه روند شیوع این پدیده ی نابهنجار اجتماعی نه تنها کاهش نیافته بلکه روز به روز بیشتر و بیشتر شده .  روند افزایش آن هم با راهکارهای ارائه شده قابل کنترل و کاهش هست . این پدیده طبق مشاهدات و بررسی ها نشان میدهد که خوشبختانه در مناطق شهری بعضی از مدلهای این پدیده از جمله یادگاری نوشتن ها روی دیوارها و اماکن و .... روند کاهشی داشته و کمتر مشاهده میشود ولی در موارد دیگری نمود پیدا کرده است و این یکی از تاثیرات راهکار های ارائه شده که همان آموزش و فرهنگ سازی و ایجاد فضای مناسب شهری می باشد . حال اگر همین موضوع به طور جدی دنبال شود ، یعنی به نیاز جوانان توجه شود ، آموزش و اطلاع رسانی در این زمینه انجام گیرد و حتی فضای شهر و بخصوص روستا به گونه ای شایسته مناسب سازی شود ، دیگر آن فرد به اصطلاح وندالیسم هم با این وجود و با دیدن این فضای مناسب ، زیبا و شیک شاید دیگر از این عمل خود شرمسار شده و مرتکب این اشتباه احساسی نشود . البته شاید اگر این موضوع از همان سالهای ابتدایی و یا راهنمایی به عنوان یک مسئله ی نابهنجار اجتماعی در کتب درسی دانش آموزان گنجانده شود تا از این طریق دانش آموزان با این موضوع اجتماعی و پیامدهای منفی ای که این موضوع به دنبال دارد آشنایی یابند. قطعا تاثیرات آن در دراز مدت قابل مشاهده خواهد بود.

وندالیسم به مفهوم آسیب اجتماعی

وندالیسم رامی‌توان بمثابه یک آسیب یا درد اجتماعی تلقی کرد. کلارک ، هوبر ، ویلکینسن و گلداستون وندالیسم را چون سایر انحرافات اجتماعی ناشی از ناسازگاریهای حاکم بر روابط فرد و جامعه، تضعیف و فروپاشی آتوریته اخلاقی در تنظیم روابط بین افراد، تزلزل نهادهای جامعه در انتقال ارزش‌های اجتماعی، سلطه شرایط آنومیک بر جامعه و واکنش و عکس العمل خصمانه و خشن برخی افراد به تحمیلات و شرایط نامطبوع، نامطلوب و غیرعادلانه بیرونی می دانند. میلز وندالیسم و سایر اشکال کجرفتاری را معلول دگرگونی ساختی در جامعه می داند. بزعم او کشاکش میان اخلاق، رسوم، ارزش‌ها و منافع گروه‌های اجتماعی زمینه را برای پیدایی انواع صور بزهکاری، کجرفتاری و یا آسیب اجتماعی فراهم می سازد. زمانی که یک نظام اخلاقی مورد تغییر و یا تهدید قرار گیرد، افرادی که نظام اخلاقی موجود حافظ منافع آنهاست در ممانعت از تضعیف و یا تغییر آن کوشا می شوند. در مقابل گروه دیگری خواستار دگرگونی و فروپاشی آن می گردند. درنتیجه بین دو گروه اجتماعی متعارض و متضاد برخورد و ستیزه درمی گیرد و زمینه مساعدی برای پیدایش آسیب‌های اجتماعی خاصی فراهم میشود.

وندالیسم به مفهوم یک انحراف و کجروی اجتماعی

در منابع مربوط به انحرافات و کجروی‌های اجتماعی، وندالیسم به مثابه نوعی بزه و از انواع جرائم خرد مطرح شده است.برای آنکه وندالیسم در مفهوم جرم شناختی و آسیب شناختی اجتماعی آن بعنوان گونه ای کجروی و انحراف محسوب گردد، لازم است به اختصار در باب مفاهیم کجروی، بزهکاری، انحراف و صور آن توضیح داده شود. جامعه شناسان و علمای علوم اجتماعی خصوصاً پیروان مکتب جامعه شناسی نظم و کارکرد گرایی بر این باورند که حیات اجتماعی بر واقعیتی بنام هنجار استوار است. هنجارها قواعد رفتار اجتماعی به شمار می ایند که اجرای اصول و قواعد رفتاری هر جامعه را تضمین می کنند. بقاء و استمرار حیات هر جامعه در گروپیروی و متابعت اعضاء جامعه از هنجارها و ارزش‌های فرهنگی مقررشده است، بااین وجود در همه جوامع بشری همه افراد به یکسان از هنجارها و ارزش‌های اجتماعی پیروی نمی کنند. از این رو جامعه پیروی کنندگان هنجارهای اجتماعی را “همنوا” ونقض کنندگان آن را “ناهمنوا” می نامد. از میان اشخاص نابهنجار کسانی که رفتار نابهنجارشان تداوم داشته ومدت مدیدی دوام آورد کجرو یا منحرف و رفتار آنان کجروی یاانحراف اجتماعی نامیده می شود. بنابراین، برای آنکه عملی انحراف محسوب گردد، باید عوامل مختلفی درنظر گرفته شوند. این عوامل دربرگیرنده اهمیّت نسبی هنجارها، موقعیت کنشگر، وضعیت فردی و اجتماعی او و شرایطی که عمل در آن محقّق شده، می باشد.

به طور کلی در اغلب تعاریف ارایه شده در باب مفهوم وندالیسم در مباحث انحرافات و آسیب‌های اجتماعی، محققین و صاحب نظران از آن به عنوان رفتار معطوف به تخریب و خرابکاری اموال، تأسیسات و متعلقات عمومی نام برده اند.به عنوان مثال پاتریس ژانورن آن را «نوعی روحیه بیمارگونه» تعریف می کندگفته می‌شود ریشه این واژه، از عنوان قوم «وندال» گرفته شده است که موجب سرنگونی و فروپاشی امپراتوری بزرگ روم غربی شدند. نکته قابل توجه اینکه «وندال‌های کهن »، در هجوم‌های وحشیانه خود، چیزی را ویران می کردند که خود نساخته بودند، اما «وندال‌های مدرن »، چیزی را نابود می سازند که از آن جامعه خودشان است.

علل ظهور پدیده وندالیسم

بررسی‌های روان‌شناسی و تربیتی نشان می‌دهد وندالیسم غالبا ریشه اکتسابی دارد و از شرایط محیطی ناشی می‌شود. نوجوانان و جوانان متهمان اصلی این نوع رفتارهای خرابکارانه هستند و وضعیت اجتماعی شهرها نظیر سطح درآمد، تسهیلات رفاهی و معیشتی، محرومیت‌های طبقاتی، مهاجرنشینی و … وقوع آن را تشدید می‌کند.

علل وقوع وندالیسم مجموعه‌ای به هم تنیده از عوامل فرهنگی و اجتماعی می‌باشد که در جامعه معضل بیکاری، پر نشدن اوقات فراغت و تخلیه نشدن هیجانات روحی نوجوانان مهم‌‌ترین آنهاست. نقش رسانه‌ها و مراکز فرهنگی و آموزشی نظیر دانشگاه‌ها، مدارس و … درجامعه پذیری جوانان وجلوگیری از بروز وندالیسم بسیارموثراست.

شرایط فرهنگی جامعه نشان می‌دهد هر جا که رسانه‌ها دست به کار شده‌اند و برای فرهنگ سازی به صورت جدی برنامه‌ریزی و عمل کرده‌اند، نتایج مطلوبی حاصل شده است. اطلاع‌رسانی درباره علل، نتایج و تبعات فردی و اجتماعی وندالیسم یک ضرورت جدی محسوب می‌شود و می‌توان انتظار داشت افزایش آگاهی‌ها به کاهش مخاطرات و آسیب‌ها در این حوزه بینجامد. از میان علل شایع وندالیسم که در جوامع بشری شناخته شده‌اند برخی از آنها که در جامعه نقشی جدی و پررنگ دارند به شرح زیرند.

به طور کلی وندالیسم را می توان به دو صورت مشاهده کرد: ۱) وندالیسمی که در آن برنامه و هدف مشخصی دیده می شود و غالباً نیز گروهی انجام می شود ۲) وندالیسمی که در آن برنامه و هدف مشخصی دیده نمی شود و غالباً فردی صورت می گیرد.

در نوع اول، واضح ترین شکل آن را در محیط های ورزشی هنگام مسابقات فوتبال می توان مشاهده کرد. بخشی از وندال‏ها را مبتلایان به شخصیت ضداجتماعی تشکیل‏ می‏دهند. از ویژگی‏های مبتلایان به این نوع اختلال آن است که‏ این افراد دلبستگی به قانون ندارند و هرگز احساس مسئولیت نمی‏کنند، در پی ارضای فوری خواسته‏های خویش هستند و به سادگی دست‏ به خشونت می‏زنند، هم‏چنین آنها قدرت تحمل کردن شرایطی که باب میل شان نیست و به تعویق انداختن‏ خواسته‏هایشان را ندارند.

نوجوانان و جوانانی که دارای اختلال سلوک می باشند جزء این دسته از وندال ها می باشند. اساساً اختلال سلوک ، عبارت است از رفتاری که حقوق اساسی دیگران و هنجارهای اجتماعی را نقض می‌کند. پرخاشگری ، ویرانی و تخریب اموال ، سرقت و تقلب ، دروغگویی و… در میان افراد مبتلا به اختلال سلوک مشاهده می‌شود.

ملاک هایی برای تشخیص اختلال سلوک:

  1. پرخاشگری نسبت به انسانها و حیوانات
  2. غالبا دیگران را مورد زورگویی ، تهدید یا ارعاب قرار می‌دهد
  3. تخریب اموال عمومی
  4. از لحاظ جسمی به دیگران بی‌رحمی کرده است
  5. آتش افروزی عمدی با نیت آسیب رسانی جدی
  6. ورود به زور به خانه ، ساختمان یا ماشین دیگران
  7. دروغگویی برای به دست آوردن کالا ، منافع یا اجتماب از انجام وظایف
  8. نقض جدی قوانین و مقررات

گروه دیگر وندال‏ها، شهروندان عادی در جامعه هستند که‏ شرایط محیطی و وضعیت‏های موقتی در بروز رفتارهای‏ وندالیستی این افراد نقش مهمی دارند. رفتارهای تخریب‏گرایانه ی‏ این افراد در شرایطی به وقوع می‏پیوندند که احساس ناکامی و سرخوردگی کنند؛ مثلا زمانی که دستگاه تلفن عمومی، شماره ی مورد نظر را نمی‏گیرد، برخی از افراد با عصبانیت به تلفن مشت‏ می‏زنند یا شیشه ی باجه را می‏شکنند. یا در مورد تخریب وسایل‏ حمل و نقل عمومی که گاه مرتبط با انتظار طولانی برای سوار شدن‏ و نگرانی از تأخیر و توقف‏های مکرر در ایستگاه‏ها است که سبب‏ فشار روانی و تحریک‏پذیری مسافران می‏شود.

در بسیاری از تحقیقات، دانشمندان علوم اجتماعی به این نتیجه رسیدند که وندال ها و جوانان بزهکار در خانواده های غیر منضبط و به دور از هنجار اجتماعی رشد و پرورش یافته اند. این گونه افراد غالباً احساس درماندگی می نمایند و این احساس خود را به صورت قهرآمیز و پرخاشگرانه در مقابل نسل بزرگتر، صاحبان قدرت و همه ی نهاد ها و سازمان های موجود در جامعه نشان می دهند . این گونه افراد به دلیل ناتوانی در هماهنگی خود با ارزش های حاکم بر جامعه و همچنین بریدگی و عدم پیوند با ارزش های تحمیل شده از سوی والدین و آنچه به منزله ی شرایط و حرکت های حاکم در جامعه مطرح است، با ارزش های جامعه بیگانه شده و نبرد خود را با آن آغاز می کنند.

از سوی دیگر می توان وندالیسم را نوعی از رفتار جمعی و هیجانی وفاقد تعقل دانست که بیشترناشی از تبعیت شتابزده و بی منطق از دیگران می باشد. در این تبیین، فرد وندال تحت تاثیر جو حاکم بر گروه و برای همرنگی با جماعت اقدام به تخریب می نماید.

عوامل فردی-روانی- زیستی موثربر وندالیسم

  1. هیجانات روحی: دلیل وندالیسم هر چه باشد، در شکل نهایی از یک هیجان روحی ناشی می‌شود که به صورت عصبانیت، پرخاشگری، عصیان جمعی و خودنمایی به تخریب می‌انجامد. کاهش هیجانات نامطلوب و هدایت و تخلیه بخشی از آن به اقتضای سن، موقعیت فردی و اجتماعی، فشارها و ناملایمات زندگی روزمره به وجود می‌آید، یکی از وظایف مهم دولت‌ها و نهادهای حکومتی است. این اعمال اعتراض افراد نسبت به چیزی است که به دست نیاورده اند و با تخلیه هیجانی همراه است. در واقع می توان گفت حسن این اعمال این است که افراد به جای خودآزاری یا دگرآزاری به شیء آزاری می پردازند و این امر سبب می شود که درگیری‌های بین فردی کاهش یابد.

فروید معتقد است: انسان دارای دو گرایش مرگ و زندگی است. در گرایش مرگ ، افراد با تخریب کردن ارضاء می شوند. به نوعی گرایش افراد به خشونت بیشتر است. این حس گاهی اوقات در کودکان نیز دیده می شود؛ آنها نه از جنبه شناختی بلکه با خشم و بدون تفکر و به طور مستمر، اسباب بازی‌هایشان را خراب می کنند و این اخطاری است که والدین در سنین کودکی باید آن را جدی بگیرند زیرا وندالیسم نیز نوعی علاقه به تخریب با هیجانات عاطفی شدید است. افزایش کمیت و کیفیت مراکز تفریحی، مجموعه‌های ورزشی و امکانات تخلیه انرژی افراد بویژه نوجوانان و جوانان و ارائه تسهیلات برای استفاده اقشار مختلف از آنها یکی از کارکردهای مطلوب جامعه است که به کاهش وندالیسم منجر می‌شود و متاسفانه بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک در این زمینه با محرومیت مواجهند. حتی در شهرهای بزرگ برخلاف تصور عمومی‌اهالی بسیاری از محله‌ها و مناطق شهری با کمبودهای تفریحی و ورزشی مواجهند و انرژی جوانان اگر هرز نرود و سرکوب نشود، به تخریب و اخلال منجر می‌شود.

  1. خودنمایی: خودنمائی در گروه دوستان نیز در این حوزه آسیبی جدی است و بسیار پیش می‌آید که عده‌ای از محصلان سوار بر اتوبوس به پاره کردن روکش صندلی‌ها می‌پردازند یا در ایستگاه اتوبوس شیشه‌های جداره سرپناه را می‌شکنند تا قدرت بازو و جسارت خود را به رخ همسالان بکشند و جلب توجه و خودنمایی کنند. رها شدن انرژی عقده‌های سرکوفته خانوادگی و اجتماعی، ناکامی‌های فردی و جمعی و محرومیت‌های فرهنگی نیز در این حوزه قابل بررسی است و البته به بحث و دقت نظر در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی توده‌های مردم و طبقات جامعه نیاز دارد.

عوامل خانوادگی موثربر وندالیسم

  1. تنبیه، شدت عمل بیش از حد و سختگیری افراطی: تنبیه، شدت عمل و سخت‌گیری‌های افراطی که از سوی والدین درخصوص فرزندان اعمال می‌شود باعث می‌شود که جوانان ، از والدین خود طرد شوند، نیازهای اساسی آن‌ها نادیده گرفته شود و به احساسات و عواطف آنها توجه نشود. پس هنگامی که جوان یا فرزند خانواده از خانواده طرد شود باعث می‌شود با کمترین هزینه یا کمترین محبت از طرف دیگران و گروههای نابهنجار جذب شود.
  2. زیاده‌روی در ابراز مهر و محبت و مراقبت و محافظت بیش از اندازه: مهر و محبت بیش از اندازه که معمولاً از سوی مادران اعمال می‌شود منجر به عدم رشد طبیعی فرزندان می‌شود و باعث عدم اعتماد به نفس شخصی و توسل به والدین می‌شود. پس با توجه به این که کودک در خانواده هیچگونه محدودیتی را نمی‌چشد پس توان مقابله با مشکلات زندگی در خود نمی‌یابد پس اگر فرزند در جامعه یا در کنکور یا مسائلی از این قبیل دچار شکست یا آنطور که باید مطابق میل ایشان باشد اتفاق نیفتد دچار انواع ناراحتی‌های روحی و روانی اجتماعی خواهد شد، پس همراه مهر و محبت، باید آموزش روی پای خود ایستادن، اعتماد به نفس را در فرزندان دهیم.
  3. توقعات نامعقول و انتظارات نابجا از فرزندان: انتظارات والدین باید متناسب با توانایی‌های فرزندانتان باشد اگر والدین توقعات بیش از حد معقول از نوجوانان، خود داشته باشند باعث می‌شود که فرزندان آنها از نظر رشد در زمینه‌های مختلف تحصیلی – غیره، و نیز عزت نفس در حد پایینی قرار گیرند.
  4. نظم و انضباط نامعقول و افراطی: از آنجا که نظم و انضباط همچنانکه لازمة پیشرفت هر جامعه‌ای است برای هر خانواده نیز همین حکم را دارا است منتها هنگامی که از حد متعادل خود خارج می‌شود آثار زیانباری به بار خواهد آورد و مانع رشد و تعالی خواهد شد. انضباط خشکی که گاهی از سوی والدین نسبت به فرزندان وارد می‌شود منجر به ایجاد محرومیت‌ها و ناکامی‌های غیر اصولی برای کودک شده کانون‌های خانواده را سرد و از هم گسیخته می‌نماید. فضای تهدید و ترس امنیت فرزندان را سلب و به لحاظ عاطفی وضعیت نابهنجاری برای فرزندانتان به وجود می‌آورد. البته در مقابل در خانواده‌هایی نیز که هیچگونه نظم و انضباطی حاکم نیست و فرزندان خود را در آزادی و بی‌قید وبندی رها می‌کنند این قبیل خانواده‌ها هم نابهنجارهایی به وجود می‌آورند. در این حالت نیز شخص، با پیدایش شخصیتی خودمدار و خیره‌سر به خود اجازه می‌دهد دیگران را مورد تعرض و آزار قرار دهد. پس به طور کلی می‌توان گفت که اگرکودک در محیط خصومت زندگی کند یاد می‌گیرد که ستیزه‌جویی کند اگر کودک در محیط شرمندگی زندگی کند یاد می‌گیرد که احساس گناه کند، اگر در محیط بردباری زندگی کند یاد می‌گیرد صبور باشد، اگر در محیط امیدوارکننده زندگی کند، اعتمادبه نفس را یاد می‌گیرد، اگر در محیط تحسین زندگی کند، قدردانی یاد می‌گیرد، اگر در محیط منصفانه زندگی کند عدالت را یاد می‌گیرد، اگر در محیط امن زندگی کند باایمان می‌شود. پس می‌توان نتیجه گرفت که وندالیسم «تخریب اموال» مانند همه رفتارهای نابهنجار دیگر از عوامل رفتاری آسیب‌زای خانواده سرچشمه می‌گیرد، مخصوصاً اگر کودک در محیط خانوادگی همراه با خشونت زندگی کند یاد می‌گیرد که ستیزه‌جویی کند پس ستیزه‌جویی و وندالیسم می‌توان گفت که ابتدا در محیط خانواده آموخته می‌شود.

عوامل اجتماعی موثر بر وندالیسم

  1. تضاد طبقات: وندال‌ها به طبقه خاصی تعلق ندارند و تنها در محدوده‌های مشخص از شهرها به خرابکاری نمی‌پردازند. یک خرابکار اعمال ناهنجار خود را در همه جای شهر به نمایش می‌گذارد و محدودیتی قائل نمی‌شود. با این حال، می‌توان ادعا کرد وجود خرده فرهنگ‌ها و مهاجرنشینی در یک محدوده مشخص شهری به افزایش وندال‌ها و وندالیسم در آن قسمت کمک می‌کند. در حقیقت طبقات مختلف اجتماعی و افزایش فاحش فاصله میان خاستگاه عمده وندالیسم محسوب می‌شود. هنگامی‌که یک جامعه دچار تضاد و اختلاف طبقاتی می‌شود، تفاوت‌های پنهان در لایه‌های درونی زندگی نظیر تربیت خانوادگی، نگرش فردی و اختلاف شوون اخلاقی و عقیدتی در ظاهری آشکار و کاربردی تجلی می‌یابد و به حوزه‌های ملموس زندگی و رفتار اجتماعی کشیده می‌شود. اختلاف طبقاتی نوعی بی‌عدالتی و خصومت را در جامعه القا می‌کند که برتری‌های شهروندی را برنمی‌تابد. مفاهیمی‌نظیر تقسیم شهر به بالا و پایین وجود حاشیه نشینی درشهرهای بزرگ از تفاوت در بهره‌مندی‌های شهروندی و تسهیلات رفاهی زندگی اجتماعی حکایت می‌‌کند و منبعی برای تولید رفتارهای خصمانه و عصیانگری طبقاتی می‌شود. در چنین حالتی، سازه‌های موجود در مناطقی که به سکونت طبقات مرفه اختصاص دارند یا وسایلی که برای ارائه تسهیلات شهری بیشتر در این قسمت‌ها نصب می‌شوند، بیش از پیش در معرض تخریب قرار می‌گیرد و نقش عقده‌ها و تضادهای طبقاتی پررنگ‌تر می‌شود.
  2. تربیت اجتماعی: ‌نظام تربیتی جامعه از کارکردهای فنی، اخلاقی، تاریخی و قانونی آن نشات می‌گیرد و حاصل می‌شود ضعف این نظام براستی بزرگ‌ترین نارسایی یک جامعه محسوب می‌شود که چهره حال و آینده آن را مخدوش می‌کند و حیات اجتماعی اعضای آن را به مخاطره می‌افکند. توجه به این نکته که تمدن‌های شهری بستری برای تجلی ماهیت متغیر زندگی مدرن امروزی هستند و شهرهای جامعه‌ای که یاد ندهد و یاد نگیرد، محکوم به نابودی‌اند ضرورت‌های آموزش‌های محیطی و کارکردهای تعلیم اجتماعی را آشکار می‌کند. بی‌ارزش دانستن اموال و منافع عمومی‌مهم‌ترین آسیب این حوزه است که ریشه در ناپختگی فردی، ضعف‌های فرآیند اجتماعی شدن در مرحله عمل و فقدان آموزش و اطلاع‌رسانی درباره محیط دارد.
  3. هیجانهای روحی: دلیل وندالیسم هر چه باشد، در شکل نهایی از یک هیجان روحی ناشی می شود که به صورت عصبانیت، پرخاشگری، عصیان جمعی و خودنمایی، به تخریب می انجامد .کاهش هیجان های نامطلوب و هدایت و تخلیه بخشی از آن که به اقتضای سن، موقعیت فردی و اجتماعی، فشارها و ناملایمات زندگی روزمره به وجود می آید، یکی از وظایف مهم دولت ها و نهادهای حکومتی است.
  4. مالیات و خدمات: نظریه های کلاسیک مالیات که تا امروز نیز کاربرد دارند و اساس و پایه ارائه خدمات مطلوب و به روز به شهروندان محسوب می شوند، بر ایجاد یک نوع توازن ملموس و ذهنی میان اخذ مالیات و ارائه خدمات تأکید می کنند و در حقیقت، باید میان این دو شاخصه رابطه ای معنادار وجود داشته باشد و  یک راهکار اساسی این است که مالیات شهروندان به طور مستقیم و غیرمستقیم برای ارائه خدمات صرف شود و برعکس آن، پولی غیر از مالیات برای ارائه خدمات هزینه نشود.در چنین حالتی، شهروندان می پذیرند و به عینه مشاهده می کنند که خدمات شهری نتیجه مالیاتی است که خودشان می پردازند و بالطبع در مقابل حفظ و صیانت از سازه های ارائه کننده این خدمات، مسؤولیتی دو چندان بر دوش خود احساس می کنند.
  5. ضعف در اعمال قانون: درباره تخریب اموال عمومی قوانین مفصلی وجود دارد. برای مثال، قانونگذار برای برخی انواع وندالیسم تا 10 سال مجازات حبس در نظر گرفته است .مشکل اینجاست که این قوانین به گونه ای جامع و مانع و به صورت گسترده اعمال نمی شود.

عوامل اقتصادی موثربروندالیسم

مالیات و خدمات: نظریه‌های کلاسیک مالیات که تا امروز نیز کاربرد دارند و اساس و پایه ارائه خدمات مطلوب و به روز به شهروندان محسوب می‌شوند، بر ایجاد یک نوع توازن ملموس و ذهنی میان اخذ مالیات و ارائه خدمات تاکید می‌کنند در حقیقت باید میان این دو شاخصه رابطه معناداری وجود داشته باشد و یک راهکار اساسی این است که مالیات شهروندان به طور مستقیم و غیرمستقیم برای ارائه خدمات صرف شود و بعکس آن پولی غیر از مالیات برای ارائه خدمات هزینه نشود. در چنین حالتی شهروندان می‌پذیرند و به عینه مشاهده می‌کنند که خدمات شهری نتیجه مالیاتی است که خودشان می‌پردازند و بالطبع در مقابل حفظ و صیانت از سازه‌های ارائه کننده این خدمات مسوولیتی دو چندان بر دوش خود احساس می‌کنند.

زیرساخت روانی وندالیسم چیست؟

در وندال‌ها “پرخاشگری” اصلی ترین زیرساخت می‌باشد. پرخاشگری یکی از مکانیزم‌های دفاع روانی برای تسلط بر محیط و کسب آرامش است. خشم و پرخاش زاده ی موقعیت‌های نامطلوب همانند ورشکستگی و فقر، دلتنگی و بی وفایی، درد و رنج، بیماری‌ها و …است. پرخاشگری در رویارویی با افراد با کتک و تحقیر و توهین و شکنجه و سرزنش‌های افراطی و … و در رویارویی با اشیاء با خرابکاری و ویرانگری نشان داده می‌شود. در صورت کسب معیارهای تعریف شده و تداوم و توال

/ 0 نظر / 394 بازدید