پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

مقدمه:

پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مقاطع مختلف رشد جسمی ، روانی و اجتماعی نیازمند دارا بودن نگرش مثبت به رشته تحصیلی و انگیزه های قوی است . نگرش به رشته تحصیلی ظاهراً یک امر فردی محسوب می شود . این تصور وجود دارد که هر دانش آموزی باتوجه به شخصیت خود و تمایلات و علاقه مندی و خصوصیاتش ، دارای برخی نگرش ها می باشد در صورتی که نگرش تحصیلی از دیدگاه علم روان شناسی ، اجتماعی و جامعه شناسی علاوه برفردی بودنش دارای بعد اجتماعی گسترده از جمله محیط ، اطرافیان ، پدر و مادر و معلم سایر افراد گروه هایی که دانش آموز با آن ها به نحوی برخورد دارند که در ایجاد و پرورش و تحکیم نگرش ‎های مثبت یا منفی به رشته تحصیلی وی مؤثرند.

اﻣﺮوزه ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ داﻧﺶآﻣﻮزان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺷﺎﺧﺺ ﻣﻬﻢ ﺑﺮای ارزﻳﺎﺑﻲ ﻧﻈﺎمﻫﺎی آﻣﻮزﺷﻲ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻦ، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻫﻤﻮاره ﺑﺮای ﻣﻌﻠﻤﺎن، داﻧﺶآﻣﻮزان، واﻟﺪﻳﻦ، ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮدازان، و ﻣﺤﻘﻘﺎن ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﻧﻴﺰ ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﺮای ﻣﺜﺎل، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧﺪﮔﺎن ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻼکﻫﺎی ارزﻳﺎﺑﻲ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﻌﻠﻤﺎن ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲﺷﻮد. ﺑﺮای داﻧﺶآﻣﻮزان ﻧﻴﺰ ﻣﻌﺪل ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﻌﺮف ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲﻫﺎی ﻋﻠﻤﻲ آﻧﻬﺎ ﺑﺮای ورود ﺑﻪ دﻧﻴﺎی ﻛﺎر و اﺷﺘﻐﺎل و ﻣﻘﺎﻃﻊ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺑﺎﻻﺗﺮ اﺳﺖ. ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻫﻤﻴﻦ اﻫﻤﻴﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮدازان ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﺑﺴﻴﺎری از ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﺧﻮد را ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﻛﺮده اﻧﺪ. از ﺟﻤﻠﻪ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﻲﺗﻮان از ﻋﻮاﻣل نگرش می توان یاد کرد. در ادامه به بررسی نظریاتی چند پیرامون پیشرفت تحصیلی می پردازیم.

پیشرفت تحصیلی از جمله موضوعاتی است که از ابعاد تربیتی، روان شناسی،به آن بسیار پرداخته شده است . ﻳﺎﻓﺘـﻪهـﺎی تحقیقات ﻣﺘﻌـﺪد ﻧـﺸﺎن دادﻩ اﺳــﺖ ﭘﻴــﺸﺮﻓﺖ تحصیلی ﻧــﻪ ﺗﻨــﻬﺎ از ﺳــﺎﺧﺘﺎرهای داﻧــﺶ و ﻓﺮاﻳﻨــﺪهای ﭘــﺮدازش اﻃﻼﻋــﺎت ﺗــﺄﺛﲑ ﻣــﻲﭘــﺬﻳﺮد ﺑﻠﻜــﻪ ﺑــﻪ ﻋﻮاﻣــﻞ اﻧﮕﻴﺰﺷــﻲ از جمله ﺑﺎورهــﺎ، ﻧﮕــﺮشهــﺎ و ارزشهــﺎ ﻧﻴــﺰ ﻣﺮﺑــﻮط ﻣــﻲﺷــﻮد (ﺑــﺴﺎﻧﺖ[1]، ١٩٩۵).

سالهای متمادی است که محققان و پژوهشگران تعلیم و تربیت و روانشناسان اجتماعی، مطالعات فراوانی در مورد عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام داده اند. پیشرفت موضوعی است که به خصوص در حال حاضر نیز مورد توجه تمامی کشورهای جهان بوده است، و هر ساله مقدار زیادی از بودجه جوامع صرف تحصیل کودکان و نوجوانان می شود و پژوهشهای زیادی به بررسی عوامل مختلفی که می تواند بر پیشرفت تحصیلی تأثیر داشته باشد، عواملی مانند: خانواده، محیط زندگی، مدرسه و برنامه های آموزشی اختصاص یافته است(به نقل از مجیدیان، 1384).

در چارچوب نظریه خودکارآمدی[2] بندورا[3] چنین عنوان می شود که افراد با باورهای قوی نسبت به توانائیهای خود در مقایسه با افرادی که به توانائیهای خود تردید دارند در انجام تکلیف کوشش و پافشاری بیشتری نشان می دهند و در نتیجه عملکرد آنها در انجام تکلیف بهتر است. بر اساس تحقیق وود[4] و بندورا مشخص شده است، که کسانیکه توانای را به عنوان انعکاسی از استعداد هوش ذاتی در نظر می گیرند، کارآمدی ادراک شده آنها در برخورد با مشکلات کاهش می یابد، در مقابل کسانیکه مفهوم توانایی را یک مهارت قابل اکتساب     می دانند، احساس کارآمدی قوی تری دارند و اهداف بالاتری برای خود در نظر می گیرند(به نقل از مهدیان، 1385).

در تعامل بین شخص و محیط، یکی از مهمترین مؤلفه های تأثیرگذار، خودکارآمدی است. خودکارآمدی عبارت است از: «قضاوت افراد در مورد توانایی هایشان برای سازماندهی و اجرای یک سلسله کارها برای رسیدن به انواع عملکردهای تعیین شده»(بندورا، 1986، به نقل از پنتریچ و شانک). به نظر بندورا(1986، به نقل از لیاو[5]، 2009) خودکارآمدی دو بعدی است. که یک بعد آن انتظار کارآمدی در انجام تکلیفی خاص و بعد دیگر انتظار پیامد تکلیف است. انتظار کارآمدی بیانگر این است که فرد به توانایی خود در موقعیتی اطمینان دارد و مفهوم انتظار نتایج تدریس به انتظاری که فرد از تدریس خود دارد که تغییرات رفتاری در دانش آموزان به وجود آید. انتظار پیامد با سازه انتظار موفقیت در نظریه ارزش انتظار مرتبط است، اما دقیقاً شبیه آن نیست. خودکارآمدی یکی از عناصر خودپنداره است و مشتمل بر باورها و انتظاراتی است که به طور مؤثر در رابطه با وظایف و نیازهای فردی است(بارون و برن[6]، 1997).

از آنجایی که نگرش افراد نسبت به مسایل دارای اهمیت زیادی می باشد و در واقع نگرش زمینه ساز انجام فعالیت و نحوه ی انجام فعالیت می باشد پس در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر مستقیم داشته و یکی از عوامل مهم در رضایت تحصیلی دانش آموزان می باشد. به لحاظ اهمیتی که نگرش ها در زندگی افراد دارند، برخی از صاحب نظران تا آنجا پیش می روند که موضوع اصلی روان شناسی اجتماعی را نگرش می دانند وآن را علم مطالعه نگرش های افراد تعریف می کنند. آگاه بودن از نگرشهای افراد می تواند دارای اهمیت زیادی باشد .نگرش دانش آموزان به رشته تحصیلی می تواند اثرات متفاوتی مانند پیشرفت ویا افت را در پی داشته باشد. اگر نگرش های مردم را بدانیم می توانیم رفتار آنها را پیش بینی کنیم و بر رفتار آنها کنترل داشته باشیم واین موضوع دارای اهمیت بسیاری می باشد زیرا از یک طرف درک رفتار اجتماعی را میسر می نماید و از طرف دیگر امکان تغییر دادن نگرشهای افراد با طبع تغییر رفتار آنها (کریمی، 1383). در این پژوهش به بررسی پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهرستان اراک در سال 90 براساس متغییرهای اضطراب امتحان و خود کار آمدی و نگرش مثبت به رشته تحصیلی دوره متوسطه پرداخته ایم.

بیان مسأله:

پیشرفت تحصیلی و مسایل مربوط به آن یکی از دغدغه های اصلی نظام آموزش و پرورش کشورهاست چرا که مسئولین و تصمیم گیرندگان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در سراسردنیا توسعه و پیشرفت جامعه شناسان را در توسعه و پیشرفت نظام آموزشی می دانند و این توسعه و پیشرفت از طریق پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدرسه و کلاس درس عملیاتی می گردد. منظور از اضطراب نوعی حالت هیجانی و ناخوشایند و مهم است که با پریشانی، هراس، تپش قلب، تعریق و سردرد بی قراری و تکرار ادرار همراه است. هنگامی که فرد نسبت به کار آمدی ، توانایی و استعداد خود در شرایط انسان دچار نگرانی و تردید می شود می توان از اضطراب شب امتحان سخن گفت(کاویانی و همکاران 1370) در انسان طبیعی و مطلوب است و موجب افزایش تلاش و تکاپو می شود، اما اگر از حد اعتدال تجاوز کند موجب کاهش پیشرفت تحصیلی خواهد شد. سارامون و دیوید من اضطراب امتحان را اینگونه تعریف می کنند: نوعی خود اشتغالی ذهنی است که با تخود کم انگاری و تردید درباره توانایی های خود بروز پیدا کرده و اکثرا به ارزیابی شناختی منفی، عدم تمرکز حواس، واکنشهای جهانی نامطلوب و افت تحصیلی منجر می گردد.

یکی از عوامل موثر بر کیفیت روانی انسان و خصوصیات عاطفی وی چگونگی قضاوت او در مورد خودش    می باشد. رفتار جدید، شخصی، محیط و رفتا فرد به طور تعاملی عمل می نمایند تا رفتارهای بعدی را تعیین نمایند بنا بر نظریه بندورا(1991) به نقل از امرابیان(1383) خودکارآمدی تحت تأثیر عوامل زیر قرار می گیرد.

  1. تجربه شخصی که منجر به موفقیت و عدم موفقیت می گردد
  2. مشاهده رفتار الگوها و یا جانشین
  3. ترغیب کلامی(اظهار نظر و تشویق دیگران)
  4. توجه به شرایط فیزیولوژیکی

بنابراین پیش بینی پیشرفت تحصیلی براساس متغییر اضطراب امتحان به عنوان یک پدیده متداول و مهم آموزشی رابطه تنگاتنگی با عملکرد و پیشرفت تحصیلی میلیونها دانش آموز در مراکز آموزشی دارد. و همچنین خودکارآمدی و نگرشی مثبت به رشته تحصیلی موجب پیشرفت و موفقیت وی می گردد. با توجه به مطالب ارائه شده در این جا این سوال مطرح است که، آیا بین متغییرهای اضطراب امتحان و خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق:

ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ در زﻣﻴﻨﻪی ﻧﮕﺮش ﺑﻪ رشته تحصیلی و ﻧﻘـﺶ ﺁن در ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ تحصیلی ﺑﺎ تحقیقات اﻳﻜﻦ ﺁﻏـﺎز ﺷـــﺪ(اﻳﻜـــﻦ و درﮔـــﺮ،[7]١٩۶١). ﻳﺎﻓﺘﻪهای این پژوهش ﻧﺸﺎن داد که ﻧﮕـﺮش ﺑﻪ رشته تحصیلی ﺳﺎزﻩای ﻣﺸﺘﻤﻞ ﺑﺮ ﭼﻨﺪ ﺑﻌﺪ ﺷـﺎﻣﻞ ﻟـﺬت ﺑﺮدن از درﮔیر ﺷـﺪن در ﺗﻜـﺎﻟﻴﻒ - ﭼـﻪ درتجارب تحصیلی و ﭼﻪ در زﻧـﺪﮔﻲ روزﻣـﺮﻩ - ﺑﺎورهـﺎی ﻓﺮد در ﻣﻮرد ارزش و اهمیت درس و ﻣﻴـﺰان ﺗـﺮس از روﻳﺎروﺋﻲ ﺑﺎ ﻣﻮﻗﻌﻴتهاﻳﻲ اﺳﺖ که ﻣﺴﺘﻠﺰم ﺑـﻪآمارﮔیری آن درس اند(اﻳﻜـﻦ و درگر، ١٩61).

پژوهش های زیادی، نشان می دهد که عملکرد تحصیلی دانش آموزان و فعالیتهای مرتبط با آن در دوره ی آموزش مدرسه ای از پیشرفت چندانی برخوردار نیست. دانش آموزان مستعد ازتوانایی های خود به خوبی استفاده نمی کنند، دانش آموزان اکثراً روحیه ی علمی و انگیزه ی کافی ندارند و از امکانات آموزشی، استفاده مطلوب و مناسب صورت نمی گیرد و معمولاً به جای توجه به ارتقای سطح علمی خود به ارتقای سطح تحصیلی)اخد مدارج بالاتر) می اندیشند(نظری کتولی، 1384.(

با توجه به نقش تعیین کننده نگرش تحصیلی دانش آموزان در عملکرد و موفقیت تحصیلی آنان، ضرورت دارد مسئله نگرش به عنوان عاملی موثر بر موفقیت تحصیلی مد نظر قرار گیرد. همچنین این امر سبب می شود که مشاوران در امر مشاوره تحصیلی و شغلی دانش آموزان بهتر و آگاهانه تر عمل کنند. به علاوه دانش آموزان برای انتخاب رشته تحصیلی در اواخر دوره راهنمایی و اوایل دوره دبیرستان آگاهانه تر و با توجه به تواناییها و علایق خود رشته ای را بر گزینند. و با این اقدام از شکل گیری نگرش منفی در موقعیت های تحصیلی جلوگیری به عمل می آید و نگرش مثبت به یک پدیده می تواند نسبت میزان فعالیت و تلاش دانش آموز را در آن امر تحت تأثیر قرار دهد و او را به انجام وظایف و مسئولیتهای خود در قبال آن وادار نماید، در صورتی که نگرش منفی عکس این امر را بوجود می آورد. یعنی فرد به دلیل عدم رضایت از کار و فعالیت مورد نظر از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کند. بنابراین دانش آموز وقتی فعال است که نسبت به رشته تحصیلی خود نگرشی مثبت داشته باشد(گلدارد، ترجمه حسینیان، 1374). پژوهش حاضر کوششی است در جهت افزایش دانش موجود در زمینه پیشرفت تحصیلی. از نظر علمی باید بگوییم که باورهای هوشی و خودکارآمدی از شرایط و زمینه های بسیار متنوعی تأثیر می پذیرند. اگر بین این متغیرها با پیشرفت تحصیلی رابطه ای برقرار باشد، می توان شرایط و زمینه های بهبود باورهای هوشی و خودکارآمدی را به  وجود آورد و در نتیجه به پیشرفت تحصیلی مطلوب دست پیدا کرد. معلمان ومشاوران به عنوان مهمترین عناصر تعلیم و تربیت می توانند به اصلاح باورهای نامناسب دانش آموزان بپردازند و شرایط محیطی را برای تأثیرگذاری بر روی آنها فراهم نموده و تغییرات لازم را در شناخت، تفکر و رفتارهای آنها در جهت بهبود پیشرفت تحصیلی به وجود آورند. بنابراین با بررسی ابعاد مختلف باورها و ادراکات فرد با پشتوانه شناختی و نحوه ارتباط آنها و شناخت و نحوه ارتباط آنها و شناخت عوامل مؤثر بر آنها می توان بر کارآیی مدرسه، خانواده و دیگر نهادهای اجتماعی افزود.

تعریف مفاهیم:

پیشرفت تحصیلی:

پیشرفت تحصیلی عبارت است از "مسئول نهایی فرآیند یادگیری فعال که با کمک آموزش فعالیتهای تربیتی انجام می گیرد."(گیج و برلاینر، 1374؛ به نقل از مهدیان، 1385) همچنین، "سرعتی که دانش آموز در تکمیل پایه ها و درجات گوناگون دارد و بر حسب مقدار پیش افتادگی و سرعت یا عقب ماندگی وی اندازه گیری می شود."(بیابانگرد ،1378 ،54).

اضطراب امتحان:

اضطراب امتحان یک واکنش هیجانی ناخوشایند به موقعیت ارزیابی است. این هیجان با احساس ذهنی از تنش، تشویش و برانگیختگی سیستم عصبی خودکار مشخص می شود(گیودا و لودلو[8]، 1989).

اضطراب امتحان به عنوان یک پدیده متداول و مهم آموزشی رابطه تنگاتنگیی با عملکرد و پیشرفت تحصیلی میلیونها دانش آموز و دانشجو در مراکز آموزشی دارد، این پدیده یکی از متغیرهای شناختی – هیجانی بسیار مهم است که از سالهای دور وجود داشته و ارزیابی عملکرد کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار داده است(اسدی مقدم، 1375).

خودکارآمدی:

خودکارآمدی عبارت است از" باورهای شخص درباره ی قابلیت هایش برای سازماندهی و اجرا دوره های عمل مورد نیاز برای مدیریت موقعیت هایی که در آینده پیش خواهد آمد"(بندورا، 1995).

مبانی نظری در زمینه انگیزش پیشرفت

انگیزش

انگیزش پیشرفت سازه ایست مهم که از دیدگاه های نظری متعدد با روش های سنجش متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است. در الگوهای نظری انگیزش پیشرفت، باورهای افراد عمده ترین و اصلی ترین تعیین کننده رفتار پیشرفت محسوب می شوند(ویگفیلد و اکلزا[9]، 1992)

این الگوها عبارتند از: نظریه اسناد(واینر[10]، 1979)، نظریه انتظار – ارزش(ویگفیلد و اکلزا)، نظریه هدف(ایمز[11]، 1992 – دوئک ولگیت، 1988، نیکولز[12]، 1984)، نظریه خود تعیین گری[13] (دسی و ریان[14]، 1995) و نظریه خودکارآمدی(بندورا، 1997). فرض تمام این الگوها این است که انتظارات افراد برای موفقیت و ادراک آنها از توانایی انجام تکالیف مختلف نقش عمده ای در انگیزش رفتار ایفا می کنند. از میان آنها الگویی که بر نقش انتظارات و ادراک های خاص در انگیزش و رفتار انسان تأکید می کند، دیدگاه خودکارآمدی بندورا است.

به اعتقاد بندورا(1993) انتظارات کارآمدی افراد، عمده ترین تعیین گر انتخاب فعالیت، علاقه مندی به تلاش بیشتر پافشاری روی آن فعالیت است. بندورا شکل خاصی از انتظار را مطرح ساخت که خودکارآمدی نامیده شده است. خودکارآمدی به عقاید و باورهای افراد در مورد قابلیت ها و لیاقت هایشان برای اعمال کنترل به عملکرد خویش و به رویدادهای مؤثر بر زندگی اشاره دارد. به عبارتی به عنوان یک تعیین کننده مستقیم و بلاواسطه در انگیزش و رفتار انسان عمل می کند(بندورا، 1993).

در نظریه خودکارآمدی بندورا عنوان می شود که افراد با باورهای قوی در مورد توانایی های خود در مقایسه با افرادی که در مورد توانایی خود تردید دارند در انجام تکلیف کوشش و پافشاری بیشتری نشان می دهند و در نهایت عملکرد آنها در تکلیف بهتر است.

خودکارآمدی

خودکارآمدی در فرهنگ روانشناسی و روانپزشکی به صورت باورهای شخص در مورد توانایی کنار آمدن با موقعیت های متفاوت معرفی شده است(پورافکاری، 1373).

مفهوم خودکارآمدی از نظریه شناختی – اجتماعی بندورا مشتق شده است که به باورها با قضاوت های فرد نسبت به توانایی های خود در انجام وظایف و مسئولیت ها اشاره دارد، نظریه شناختی اجتماعی مبتنی بر الگوی علی سه جانبه رفتار، محیط و فرد است. این الگو به ارتباط متابل بین رفتار، اثرات محیطی و عوامل فرد(شناختی، عاطفی و بیولوژیک) که به ادراک فرد برای توصیف کارکردهای شناختی اشاره دارد، تأکید می کند. بر اساس این نظریه، فرد در یک نظام علیّت سه جانبه بر انگیزش و رفتار خود اثر می گذارد. بندورا(1977) اثرات یک بعدی محیط بر رفتار را که یکی از مفروضه های مهم روانشناسان رفتارگرا بوده، رد می کند. انسانها دارای نوعی نظام خود کنترلی و نیوری خود تنظیمی هستند وو توسط آن نظام بر افکار، احساسات و رفتارهای خود کنترل دارند و نقش تعیین کننده ای در سرنوشت خود ایفا می کنند(عبدالهی، 1385).

یکی از جنبه های مهم کنترل فردی خودکارآمدی است توسط بندورا(1977) مطرح شده است. افراد دارای این ویژگی معتقدند که انجام کارهای مورد نظرشان همراه با موفقیت است(سارافینو، 2002). افرادی که خودکارآمدی کمی دارند احساس می کنند که در اعمال کنترل بر رویدادهای زندگی درمانده و ناتوان اند، آنها معتقدند هر تلاشی که می کنند که در اعمال کنترل بر رویدادهای زندگی درمانده و ناتوان اند، آنها معتقدند هر تلاشی که می کنند بیهوده است. هنگامی که آنان با مانعی روبرو می شوند اگر تلاش اولیه شان در رویارویی با مشکلات بی نتیجه بوده باشد، سریعاً قطع امید می کنند. افرادی که خودکارآمدی پایینی دارند، حتی تلاش نمی کنند که بر مشکلات غلبه کنند، زیرا متقاعد شده اند هر کاری انجام دهند بیهوده است و تغییر در اوضاع ایجاد نمی کنند. خودکارآمدی پایین می تواند انگیزش را نابود کند، آرزوها را کمرنگ نماید و در توانایی شخصی تداخل ایجاد کرده و نهایتاً تأثیر نامطلوبی بر سلامت بگذارد. اما کسانی که خودکارآمدی بالایی دارند بر این باورند که می توانند بخ طور مؤثر با رویدادها و شرایط برخورد کنند. از آنجائیکه چنین افرادی در مواجهه با مشکلات انتظار موفقیت دارند بر روی تکلیف استقامت نموده و اغلب در سطح بالایی عمل می کنند. این افراد در مقایسه با افراد دارای خودکارآمدی پایین از تردید کمتری نسبت به توانایی خود برخوردارند و اطمینان بیشتری به خود دارند. چنینی افرادی مشکلات را چالش می بینند نه تهدید و فعالانه موقعیت های جدید را جستجو می کنند، زیرا خودکارآمدی بالا ترس از شکست را کاهش می دهد، سطح آرزو را بالا می برد و توانایی مسئله گشایی و تفکر تخیلی را بهبود می بخشد(شولتز، ترجمه:یحیی سیّد محمدی)

تعریف خودکارآمدی[15]

یکی از بهترین شیوه ها برای بدست آوردن یک تعریف دقیق و منسجم از خودکارآمدی آن است که بگوییم این مفهوم چه فرقی با مفاهیم تا حدی شبیه و نزدیک به آن دارد(مادوکس، 2000 به نقل از علی نیا کروئی، 1382) باورهای خودکارآمدی، پیش بینی ساده درباره رفتار نیست و با «می خواهم انجام» دهم کار ندارد. بلکه با اینکه «می توانم انجام دهم» سر و کار دارد(علی نیا کروئی، 1382).

عمده ترین و اصلی ترین مکانیسم در کارکردشناختی انسان، باورهای خودکارآمدی است. باورهای افراد در مورد لیاقت هایشان جهت اعمال کنترل روی حوادث موثر بر زندگی اصطلاحاً باورهای خودکارآمدی نامیده می شوند(بندورا،1991).

خودکارآمدی، اسنادهای علی[16] نیست. اسنادهای علی، تبیینی برای رویدادهای از جمله رفتار و پیامدهایش می باشد. باورهای خودکارآمدی، داوری فرد درباره قابلیت و توانایی هایش در انجام کاری می باشد. خودکارآمدی، قصدمندی[17] برای رفتار دستیابی به یک هدف ویژه نمی باشد. خودکارآمدی، عزت نفس[18] نیست. عزت نفس، شامل عقیده فرد و نگرش فرد درباره ارزش خود می باشد. خودکارآمدی به معنای انگیزه، کشاننده یا نیاز به مهار نیست. فرد می توانند نیاز قوی به کنترل در یک موقعیت ویژه داشته باشد. در حالیکه باورهای ناکارآمدی درباره همان موقعیت، در وی مسلط باشد (علی نیاکروئی،1382). باورهای خودکارآمد یا انتظارات پیامد[19] نیست. انتظار پیامد رفتار عبارت است از باور فرد درباره این که رفتار خاص ممکن است منجر به یک پیامد خاص در یک موقعیت خاص گردد. اما باورهای خودکارآمدی عبارت است از باور فرد به اینکه می تواند با یک رفتار خاص پیامدی خاص را منجر شود(علی نیاکروئی،1382) خودکارآمدی خود-پنداره[20] نیست. خودکارآمدی داوری فرد در مورد صلاحیت خودش است. خودکارآمدی رگه شخصیتی نیست. بسیار از مفاهیم مهارگری و صلاحیت مانند عزت نفس، موضع مهارگری، خوش بینی، امیدواری و سخت رویی به عنوان رگه یا شبه رگه در نظر گرفته می شوند. خودکارآمدی به عنوان رگه شخصیتی تعریف و ارزیابی نشده است، بلکه عبارت است از باورهای فرد در مورد توانایی انجام مهارت ها و توانایی ها برای دستیابی به اهداف و پیشرفت طرح ریزی شده در شرایط و موقعیت خاص می باشد (مادوکس،2000). خودکارآمدی یعنی باورهای شخص درباره قابلیت هایش جهت سازماندهای و اجرای دوره های عمل مورد نیاز برای مدیریت موقعیت هایی که در آینده پیش خواهند آمد. خودکارآمدی عبارت است از داوری فرد درباره قابلیت هایش برای سازماندهی و اجرای دوره های عمل مورد نیاز در جهت دستیابی وبه ثمر رساندن سطح عملکرد و پیشرفت طراحی شده(پاجارز،2002). خودکارآمدی به باورهای افراد درباره قابلیت هایشان برای انجام تاثیرات دلخواه به واسطه اعمالشان گفته می شود(بندورا،1997، به نقل از مادوکس،2000). خودکارآمدی به تصوری کلی، مفهوم گسترده و پایدار از باروهای فرد نسبت به توانایی هایش گفته می شود که شامل عملکرد موثر فرد در دامنه ای از موقعیت های استرس زا می شود(شوارزر،1992).

مفهوم خود کارآمدی از نظریه شناختی اجتماعی بندوار مشتق شده است که به باوها یا قضاوت های فرد نسبت به توانایییهای خود در انجام وظایف و مسئولیت ها اشاره دارد، نظریه شناختی اجتماعی مبتنی بر الگوهای علی سه جانبه رفتار، اثرات محیطی و عوامل فردی(شناختی ، عاطفی، بیولوژیک ) که به ادراک فرد برای توصیف کار کرد های شناختی اشاره دارد، تاکید می کند.

براساس این نظریه، فرد در یک نظام علیت سه جانبه بر انگیزش و رفتار خود اثر می گذارد یکی از جنبه های مهم کنترل فردی خود کار آمدی است که توسط بندورا (1977) مطرح شده است افراد دارای این ویژگی معتقدند که انجام کارهای مورد نظرشان همراه با موفقیت است افرادی که خودکارآمدی کمی دارند احساس می کنند که در اعمال کنترل بر رویدادهای زندگی درمانده و ناتوان اند.

خود کارآمدی پایین می توان انگیزش را نابود کند، بندورا معتقد است که رفتار آدمی عمدتا یک رفتار خود نظم دهی است. از جمله چیزهایی که انسان که انسان از تجربه مستقیم و غیر مستقیم می آموزد معیارهای عملکرد است و پیش از آنکه معیارها آموخته شودندپایه ای برای ارزش یابی شخصی فرد به شمار می آیند.

به عقیده میزلرو سارامون (1952) اضطراب امتحان متشکل از دو جز شناختی در احساس نابسندگی ، درماندگی، انتظار تنبیه فقدان پایگاه و اطمینان و تلاشهایی ضمنی برای رهایی ازموقعیت امتحان و جسمانی (برانگیختگی خود کار ) میباشد.

کاس (1998) خودکار آمدی را باور و ایمان شخص به اینکه او شایسته انجام فعالیت بوده و در تکلیف ویژه توانایی موفق شدن را دارد.

بری و همکاران (2004) بر این عقیده بودند که خودکارآمدی مثبت با درجات اجرا رابطه دارد. خود کارآمدی در ارتباط با مکانیسم های دیگر رفتار عمل می کند. به عبارت دیگر رفتار، عوامل شناختی و فیریولژیکی و اثرات محیطی به عنوان عوامل محدود کننده برای هر شخص عمل می کنند متقابلا بر هم اثر دارند. مطابق با تئوری شناختی اجتماعی، خود کارآمدی مباحثی بیش از دانش مهارت را در بر می گیرد که شامل ادراک نیز می شود که شخص را قادر می سازد تا بطور کارآمد عمل کند (بندورا 1986). یوشر و پچزر (2006) بر این نتیجه رسیدند که باورهای خودکارآمدی نقش کاملی در انگیزش تحصیلی، یادگیری و پیشرفت تحصیلی دارند.

کیم در سال 2003 بر این عقیده بود که باورهای خودکارآمدی قوی به عنوان یک منبع شخصیتی نیرومند در رویارویی با موقعیت های استرس زا  مطرح اند و اینکه باورهای خودکارآمدی با عملکرد تحصیلی رابطه ای مستقیم و مثبت دارد.

انواع خودکارآمدی

به طورکلی خودکارآمدی دو نوع است: خودکارآمدی عمومی و خودکارآمدی مربوط به یک تکلیف خاص خودکارآمدی عمومی به ارزیابی افراد از توانایی های پایه ای خود برای انجام موفقیت آمیز اشاره دارد در صورتی که خودکارآمدی مربوط به یک تکلیف خاص به ارزیابی افراد از توانایی خاصی برای انجام موفقیت آمیز آن تکلیف اشاره دارد (استویکویچ ولات هنس[21]، 1998) به نقل از تای، 2006، ص53). یوگی، لاک و دورهیم[22](1997) مفهوم خودکارآمدی عمومی را به عنوان اعتماد افراد به توانایی های خودشان در فراخواندن انگیزش، منابع شناختی و اعمال لازم برای حفظ کنترل روی وقایع زندگی معرفی نمودند(به نقل از لیندلی وبورگن[23]، 2002). شوارزر و همکاران(2005) خودکارآمدی عمومی به معنی باور به صلاحیت مشخصی برای اینکه از پس کارهای تازه برآید و از عهده طیف گسترده ای از موقعیت های چالش برانگیز یا پافشاری برآید را از خودکارآمدی خاص[24](مقید بودن به انجام کار خاص) متفاوت می دانند. آنها ثابت کردند که چگونه خودکارآمدی عمومی به عزت نفس و عملکرد تحصیلی و نیز ساختارهای دیگر مربوط است و اینکه چگونه این ارتباط تمام فرهنگ ها و نمونه ها محکم حفظ می شوند (کارسیاودکاسو[25]،2006، به نقل از میرزایی،1386).

ابعاد خودکارآمدی ادراک شده

مطابق گفته های بندورا(1997) باورهای خودکارآمدی دارای سه بعد[26] می باشد. و از نظر سطح، عمومیت و نیرومندی با هم تفاوت دارند و ثابت شده است که این ابعاد نقش مهمی در اندازه گیری خودکارآمدی دارند.

سطح

اولین بعد باورهای خودکارآمدی، سطح[27] می باشد. کارآمدی یک فرد در یک قلمرو ممکن است در حد کارهای ساده، متوسط و یا شامل سطوح سخت گردد. اگر هیچ مانعی وجود نداشته باشد انجام آن کار ساده بوده و هرکس ممکن است احساس خودکارآمدی بالا در مورد انجام آن داشته باشد(بندورا،1997). درواقع سطح به دشواری مشکلاتی که شخص آمادگی مقابله با آنها را دارد اشاره می کند. به طور مثال برخی از افراد این نکته را قبول دارند که باید چیزهایی جدید را امتحان کرد اما هرگز این کار را انجام نمی دهند. برخی دیگر ممکن است در ارتباط با کودکان خود پرجرأت باشند، اما در ارتباط با افراد بزرگتر این طور نیستند یا ممکن است مرد و زنی هنگام صحبت کردن در یک گروه کوچک به خود اطمینان داشته باشند اما موقع سخنرانی در یک مجمع چنین اطمینانی نداشته باشند(محمدخانی،1381).

عمومیت

دومین تفاوت های باورهای خودکارآمدی در بعد تعمیم پذیری[28]، عمومیت است. افراد ممکن است در یک قلمرو و یا بخش کوچکی از آن خود را خودکارآمد بدانند. عمومیت خودکارآمدی از چند عامل تأثیر می پذیرد. شباهت فعالیت ها، حیط بروز آن، کیفیت شرایط و خصوصیات اشخاصی که آن رفتار یا فعالیت مربوط به آن است (بندورا،1997). به بیانی دیگر به میزان احساس اطمینان شخص به خود برای انجام رفتارهای خاص در شرایط و موقعیت های مختلف اشاره دارد. بدین معنی که عمومیت خود کارآمدی به توانایی فرد برای دادن مناسب ترین پاسخ در تمام موقعیت ها اشاره دارد(محمدخانی،1381). برخی تجربه ها باورهای خودکارآمدی محدودی ایجاد می کنند. برخی دیگر حس کارآمدی تعمیم یافته را القاء می کنند. که به فرانسوی موقعیت های خاص گسترده می یابند(بندورا، 1997، به نقل از کندری، 1381).

نیرومندی[29]

باورهای خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به آسانی بی اعتبار می شوند. اما کسانی که اعتقاد محکمی به قابلیت های خود دارند در برابر موانع آن را حفظ می نمایند. باورهای خودکارآمدی هر چقدر نیرومندتر باشد، دوام بیشتری می یابد و رابطه بیشتری با رفتار پیدا می کند(حمیدی پور،1377). در واقع نیرومندترین خودکارآمدی به اعتقاد فرد مبنی بر اینکه می تواند از عهده یک رفتار دشوار برآید اشاره دارد. قدرت خودکارآمدی به تفاوت بین این فکر که «شاید بتوانم این کار را انجام دهم» و این فکر که «مطمئنم که می توانم این کار را انجام دهم» اشاره دارد(محمدخانی،1381).

 منابع باورهای خودکارآمدی

تجارب مسلط

یکی از اثربخش ترین طرق برای خلق احساس کارآمدی بالا، تجارب مسلط قبلی می باشد. به نظر بندورا موثرترین روش ایجاد احساس قوی کارآمدی از طریق تجارب مسلط است. موفقیت، باورهای خودکارآمدی را افزایش می دهد و شکست آن را کاهش می دهد. اگر مردم موفقیت های آسان را تجربه کنند عادت می کنند که منتظر نتایج فوری باشند و به آسانی توسط شکست هایشان نا امید می شوند. یک کارآمدی انعطاف پذیر، مستلزم تجاربی در غلبه بر موانع از طریق کوشش سر سختانه و پشتکار است. وجود برخی از موانع و دشواری ها در زندگی انسان این نکته انسان این نکته را می آموزد که موفقیت معمولاً مستلزم تلاش مداوم است. وقتی افراد متقاعد شدند امکانات لازم برای موفقیت را دارند آنها در برخورد با موانع سرسختی نشان می دهند و به سرعت از موانع سرخورده نمی شوند. با تحمل دشواری ها آنها مقاوم تر از موانع ظاهر می شوند (میر سمیعی،1385). به طور خلاصه پژوهش های بندورا(1997) در زمینه تجارت مسلط نشان می دهد که احساس کارآمدی تحت تأثیر عوامل هفت گانه زیر قرار می گیرد:

1)       توانمندی های موجود

2)       ادراک درجه دشواری تکلیف

3)       میزان تلاش

4)       میزان نیاز به کمک بیرونی

5)       شرایطی که تکلیف در آن باید انجام شود

6)       الگوهای زمانی موفقیت و عدم موفقیت

7)       چگونگی سازماندهی و بازسازی تجارب

تجارب جانشینی

دومین راهکار جهت خلق و نیرومندسازی باورهای خودکارآمدی تجربه جانشینی می باشد. که به واسطه الگوهای اجتماعی فراهم می گردد. باورهای خودکارآمدی تحت تأثیر مشاهده رفتار دیگران و پیامدهای رفتار دیگران قرار دارد. بخصوص افرادی که به عنوان الگو پذیرفته می شوند. افراد از این اطلاعات برای سختن و شکل دهی تجارب خود درباره رفتارشان و پیامدهای آن سود می جویند و این کاملاً به این وابسته است که افراد چقدر خودشان را شبیه فردی بدانند که آن را مشاهده می کنند (جکسون[30]،2002). دیدن افرادی که رفتاری را به نحو شایسته ای انجام می دهند می تواند انتظار کارآمدی فرد را افزایش دهد. الگوبرداری چیزی بیشتر از فراهم آوردن یک استاندارد اجتماعی است. مردم به دنبال الگوهای مطمئنی می گردند که شایستگی هایی را دارا باشد که آنها آرزویش را دارند. الگوها از طریق رفتار و شیوه های بیان افکار، دانش را به مشاهده کنندگان انتقال می دهند و به آنها مهارت های مفید و راهبردهایی را برای اداره نیازهای محیطی آموزش می دهند. اکتساب شیوه های بهتر، خودکارآمدی را بالا می برد. دیدن افرادی که کاری را به نحو شایسته ای انجام می دهند مشابه اگر را متقاعد می سازد که «اگر آنها می توانند پس من هم می توانم». البته تجربه جانشینی از طریق دیگر نیز عمل می کند. مشاهده کسی که در انجام دادن کاری ناتوان است می تواند انتظار کارآمدی فد را کم کند. یعنی«اگر آنها نمی توانند آن را انجام دهند پس چه چیزی باعث می شود که من فکر کنم می توانم آن را انجام دهم»(جکسون،2002).

قانع سازی کلامی

سومین طریق برای نیرومندسازی باورهای افراد قانع سازی کلامی است. بدین معنی که آنها توانایی دستیابی به موفقیت را دارند. باورهای کارآمدی افراد تحت تأثیر گفته های افراد دیگر در خصوص توانایی و قابلیت های آنها قرار دارد. قانع سازی کلامی زمانی با نفوذتر و اثر بخش تر خواهد بود که به وسیله افراد متخصص و متعهد و جذاب صورت گیرد. دلگرمی ها برای ترغیب افراد در تمرکز کردن بر نقاط قوت خود و شایستگی هایشان و نادیده گرفتن نارسایی ها و عملکردهای ناموفق گذشته شان به کار می روند. اگر قانع سازی کلامی نتیجه بخش باشد. احتمالاً فرد عملکرد موثری از خود نشان می دهد و برای موفق شدن تلاش می نماید(جکسون،2002).

حالت های فیزیولوژیکی و هیجانی

افراد یاد گرفته اند که عملکرد ضعیف یا ادراک شکست را با برپایی فیزیولوژیکی آزار دهند و موقعیت را با حالت های احساس لذت بخش تداعی کنند. بنابراین وقتی افراد از برپایی فیزیولوژیکی ناخوشایند در مقایسه با برپایی فیزیولوژیکی خوشایند آگاه می شوند، صلاحیت خودشان را زیر سوال می برند. البته باید توجه داشت نشانگرهای فیزیولوژیکی با برپایی خودکارآمدی متفاوت است. وقتی برپایی فیزیولوژیکی و هیجانی بالا باشد، سطح خودکارآمدی او پایین خواهد بود(بندورا،1997). مردم واکنش های استرسی و تنش هایشان را به عنوان علامت آسیب پذیری نشان در برابر  عملکرد ضعیف تفسیر می کنند. در فعالیت های قدرتی مردم شکست و درد را به عنوان نشانه های ضعیف جسمانی می پندارند. خستگی، از نفس افتادن و درد، نشانه های عدم کارآیی بدنی است. به علاوه عدم انگیختگی دستگاه عصبی خود مختار احساس کارآمدی فرد را زیاد می کند و انگیختگی زیاد، نشانه عدم کارآمدی است و سطح برانگیختگی بر خودکارآمدی موثر است و بسته به این است که این برانگیختگی چگونه تفسیر می شود اگر موقع رو به رو شدن با تکلیف، مضطرب و نگران باشید خودکارآمدی پایین می آید. اگر هیجان زده باشید خودکارآمدی بالا می رود(بندورا،1997). با بکار بردن این جهار منبع اطلاعاتی، بندورا دریافته است که امکان دارد سطح خودکارآمدی یک فرد را به راههای ویژه ای بالا ببریم:

1)      قراردادن او در معرض تجربه های موفق از طریق ترتیب دادن هدف های قابل دسترس و همچنین افزایش امکان حصول عملکرد او.

2)      قرار دادن شخص در معرض الگوهای مناسبی که در عمل موفق هستند. افزودن تجربه های جانشینی موفق او.

3)      فراهم کردن متقاعدسازی و تشویق های کلامی از قبیل گفتن به او که توانایی عملکرد موفق را دارد.

4)      تقویت برانگیختگی فیزیولوژیایی از طریق مثلاً رژیم غذایی یا برنامه های ورزشی و در واقع افزایش دادن نیرومندی و انرژی حیاتی.

تجارب تصویرسازی ذهنی

افراد با تصویرسازی ذهنی یک موقعیت فرضی و رفتارهای اثربخش یا غیر اثربخش خودشان یا دیگران در آن موقعیت می توانند باورهای خودکارآمدی شان را تحت تأثیر قرار دهند(مادوکس،2000).

خودکارآمدی بالا و پایین

در چارچوب نظریه خودکارآمدی بندورا(1992) چنین عنوان می شود که افراد دارای باورهای قوی بر توانایی های خود نسبت به افرادی که به توانایی های خودتردید دارند، در انجام تکالیف کوشش و پافشاری بیشتری نشان می دهند و در نتیجه عملکرد آنها در تکالیف بهتر است(بندورا،1997). پژوهش ها نشان داده اند که باورهای خودکارآمدی بر بسیاری از جنبه های کارکرد شخصی تأثیر می گذارند. کسانیکه در مقایسه با دیگران دارای خودکارآمدی سطح بالاتری هستند، امکانات شغلی گسترده تری را مورد ملاحظه قرار می دهند و موقعیت شغلی بیشتری دارند، در مدرسه نمرات بالاتری می گیرند، هدف های شخصی عالی تری را برای خود بر می گزینند و از سلامتی جسمی و روانی بهتری برخوردارند. احساس کارآمدی بالا، سلامت شخصی، توانایی انجام تکلیف و کارها را به طرق مختلف افزایش می دهد. افرادی که به قابلیت های خود اطمینان دارند تکلیف مشکل را به عنوان چالش در نظر می گیرند. آنها اطمینان دارند که می توانند موقعیت های تهدید آمیز را تحت کنترل خود درآورند. چنین برداشتی نسبت به قابلیت ها، تنیدگی و افسردگی را کاهش می دهد و به تکمیل تکالیف، منجر می شود(بندورا،1994، پاجارزوشانک،2002). از دیدگاه بندورا ناکارآمدی ادراک شده[31] نقش مهمی در افسردگی، اضطراب، استرس، روان آزردگی و دیگر حالت های عاطفی بازی می کند. ناکارآمدی ادراک شده می تواند منجر به احساسات و باورهای پوچی، اندوهگینی و اضطراب گردد. زمانی که فرد خود را در رسیدن به انتظارات با ارزش ناکارآمد بداند افسرده خواهد شد و وقتی خود را در کنارآمدن با محرک های بالقوه تهدیدآمیز ناتوان ببیند، مضطرب خواهد شد(موریس[32]،2002). دانش آموزان دارای خودکارآمدی بالا در مقایسه با سایر دانش آموزان به پیشرفت های بیشتر نائل می شوند(کاینوسیمی،1992، به نقلل از کرامتی،1380). به عقیده بندورا(1997) وضعیت افرادی که در مقابله با موارد خاص به ویژه به خاطر برخورداری از خودکارآمدی ضعیف در مورد توانمندیهای خود شک می کنند، به قرار زیر است.

1)      از انجام دادن تکلیف دشوار پرهیز می کنند.

2)      در مقابل مشکلات ایستادگی نمی کنند.

3)      نسبت به اهدافی که خود انتخاب کرده اند، احساس تعهد نمی کنند.

4)      در موقعیت های دشوار روی ناتوانی های خود و نتایج منفی شکست تاکید می کنند.

5)     

/ 22 نظر / 653 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آیسان

سلام مطالب خیلی عالی بود فقط منابع نداشت که من واقعا به این مطالب نیاز دارم. اگه منابع رو هم اضافه کنید ممنون میشم. مرسی

علی بابا

بسیار مفید و عالی

joseph

خوب بید شیوا

پروای گیلان

درود شیوا خدا قوت مطالب ت را خواندم واز نظریاتت برای انجام پایان نامه ام استفاده میکنم البته کلی فرق دارد اما ممنونم که راهنمایی خوبی بود هرچند نمی دانم چرا نمی نویسی دیگر

کتابدار

از مطالب مفید و پرمحتوایی که در وبلاگتان قرا داده اید صمیمانه کمال تشکر را دارم . به امید روزهایی بهتر برای شما دوست دانش پژوه .

الاله

سلام از مطالب خوبتون بسیار متشکرم فقط ای کاش منابع را اضافه می کردید. خیلی ضروریه.

آسمان

سلام ممنون بابت مطالب ازشون استفاده خواهم کرد خدا قوت یا علی

آسمان

سلام ممنون بابت مطالب ازشون استفاده خواهم کرد خدا قوت یا علی

سلام ممنون بابت مطالب ازشون استفاده خواهم کرد خدا قوت یا علی

ارشد

خوب بود خانم مرادی عزیز