جورج (گئورگ) زیمل

زندگینامه جورج زیمل(1918-1858)

جورج زیمل در مرکز برلین در اول مارس 1858 در خانواده ای که به طبقه بالای متوسط جامعه تعلق داشت به دنیا آمد. محله زادگاه زیمل، کوی شگفت انگیزی بود که به محله تایمز اسکوایر نیویورک شباهت داشت. زیمل هفتمین و کوچکترین فرزند خانواده اش بود. او هنوز خیلی جوان بود که پدرش که یک بازرگان ثروتمند کلیمی بود و بعد به دین مسیحیت گرویده بود، درگذشت. او موضوعات مختلفی را در دانشگاه برلین مطالعه کرد. جورج در دانشگاه همبولت در رشته‌های تاریخ و فلسفه تحصیل کرد و در سال 1881 رساله روانشناسی- انسان‌شناسی‌اش که تحت تأثیر نظریه داروین بود رد شد در رساله دکترای فلسفه‌اش به رد نظریات کانت درباره ماهیت ماده می‌پردازد. اما بر درستی نظریات کانت درباره زمان و مکان که اساس بحث حسیات استعلایی در نقد عقل محض است، صحنه می‌گذارد. زیمل، متفکری است که بر متفکران بزرگ هم‌عصرش تأثیرات فراگیری داشته است. چنانکه میتوان از امیل دورکیم، ناقد بزرگ زیمل، ماکس وبر که در کتاب «اخلاق پروتستان» از زیمل متاثر بوده است نام برد. ترکیب میان افکار شاخص و رفتارهای ظاهری زیمل از او شخصیتی منحصر به فرد ساخته بود و با اینکه به دلایل مختلف هیچگاه نتوانست استاد رسمی دانشگاه شود، در معدود کلاسهای حق‌الزحمه‌ای که برگزار می‌کرد، افراد زیادی با علایق فکری مختلف بر سر کلاس‌های درسش حاضر می‌شدند.

چنانکه آدورنو او را متفکری ضدسیستم عنوان می‌دهد، استادی که نداشتن نظام واحد در تمام رفتار و اندیشه‌اش آشکار بود و به عمد نمی‌خواست که در سیستمی تعریف شده محبوس شود و همین صفت بی‌نظمی او را اولین جامعه‌شناس  ملقب ساخت. هرچند این توصیفات نمی‌تواند مانع از این شود که از سبک زیمل سخن نگوییم، سبکی که شخصی و منحصر به اوست آن هنگام که از پس شاخه‌های مختلف تقسیم میان پدیده‌ها به صورت بندی کلی و روشنی می‌رسید و این همان چیزی است که تحت عنوان «زیملی کردن» شهرت دارد.

زیمل در زمره‌ی جامعه‌شناسانی است که به دلیل پرداختن به علوم و مباحث مختلف، با اقبالی کمتر از جامعه‌شناسان معاصرش در اروپا مواجه بود. وی را پیشگام و پایه‌گذار جامعه‌شناس صوری می‌دانیم. آنچه که در آثار وی ظهور و بروز دارد و به عبارتی وی درصدد تفسیر و تبیین آن است، جامعه‌شناسی صوری است. جامعه‌شناسی که زیمل بنیان نهاد، توجه خاصی به فرم کنش اجتماعی دارد. از این‌رو او را بنیان‌گذار جامعه‌شناسی صوری می‌نامند«مطابق جامعه شناسی صوری، تغییر کمّی اعضای گروه منجر به تغییرات کیفی در کنش متقابل افراد گروه می‌شود. او در جامعه‌شناسی خود بر رابطه متقابل فرد و جامعه نظر دارد. به عقیده زیمل، حیات فردی در یک دیالکتیک مداوم با صورت‌های اجتماعی درگیر است و جامعه صورتی است با اهمیت روزافزون که حیات انسان‌ها را سازمان می‌دهد.»

حیات زیمل مصادف بود با صدر اعظمی بیسمارک. عصر بیسمارکی به تمام معنا توسعه از بالا بود. جورج زیمل یک دوزیست فرهنگی است. زیمل هیچ‌گاه نتوانست به هسته مرکزی دانشگاه راه یابد. او در بیشتر عمرش به عنوان استاد کارمزد تدریس کرد که شغلی حاشیه‌ای محسوب می‌شد. این شغل برایش درآمد مالی چندانی نداشت و اگر ثروت خانوادگی‌اش نبود، گذران عمر با این درآمد غیر ممکن بود. استاد کارمزدی در واقع کرسی رسمی تدریس نداشت و با برگزاری برنامه سخنرانی برای دانشجویان و غیردانشجویان به ارائه مباحث‌اش می‌پرداخت. با توجه به اینکه زیمل سخنوری چیره‌دست بود، به سرعت کلاس‌های او مورد توجه قرار گرفت اما با این همه حتی وقتی به عنوان یکی از روشنفکران برجسته زمان خود آوازه‌ای کسب کرد، باز دانشگاه برلین و فضای آکادمیک او را تحویل نگرفتند. به این ترتیب، او در حاشیه زندگی رسمی علمی ماند.

اما از سوی دیگر، زیمل با فضای فکری خارج از دانشگاه هم در ارتباط بود. او به شکل مرتب در تالارهای هنری حضور داشت و در مجلات مقاله می‌نوشت، با سرآمدان فکری زمان خود مانند وبر، ریکرت، هوسرل و... رابطه نزدیکی داشت و در حلقه‌های آنان شرکت می‌کرد. اما زیمل ـ که سخن‌پردازی ماهر و مقاله ‌نویسی درخشان بود ـ می‌خواست چیزی بیش از یک سخنران مجلس‌آرا باشد. او همواره به دنبال حیثیتی دانشگاهی بود. در بیشتر عمرش در پی یک کرسی رسمی دانشگاهی بود و هر زمان استادی بازنشسته می‌شد، زیمل سریعا برای تدریس در آن کرسی تقاضانامه می‌نوشت؛ خواهشی که هیچ‌گاه پاسخ درخور نمی‌یافت. بسیاری محرومیت دانشگاهی زیمل را به جو ضد‌یهودی زمانه نسبت می‌دهند.  او موضوعات مختلفی را در دانشگاه برلین مطالعه نمود. اولین کوشش او در نوشتن پایان نامه رد شد با این حال در سال 1881 دکترای خود را در فلسفه گرفت. او تا سال 1914 به تدریس در دانشگاه پرداخت، اگر چه بین سالهای 1885 تا 1900 جایگاه مناسبی را در دانشگاه نداشت ولی تدریس خصوصی می کرد و از طریق شهریه دانشجویان امرار معا ش می نمود. در برابر این حاشیه ای بودن در جایگاه بعدی اش موفق تر بوده، چرا که در مقام یک سخنران عالی دانشجویان زیادی را به خود جلب کرد. سبک او بسیار مشهور بود به طوری که حتی اعضای فرهنگی برلین به طرف سخنرانی های وی جلب می شدند. زیمل عناوین متعددی مانند(غریبه و مادر شهرها و زندگی روحی) و کتاب فلسفه پول را نگاشت. او در دانشگاههای آلمان شناخته شده بود، حتی پیروان خارجی نیز داشت، خصوصاً در آمریکا و تولد جامعه شناسی در آنجا مهم واقع افتاد. سرانجام در 1900 زیمل در دانشگاه آلمان عنوان افتخارآمیزی کسب کرد اما هنوز استاد تمام وقت دانشگاه نبود. او بسیار سعی می نمود تا چنین پستی را بگیرد.

جورج زیمل به داشتن یک دیدگاه و رویکرد خردگرایانه مشهور می باشد و اساساً خصیصه جامعه شناسی زیمل جزء نگری است که این تأثیر بسیار مهمی در توسعه و تحقیق در گروه های کوچک، کنش متقابل نمادی و نظریه مبادله گذاشته است. «فریز بی» اعتقاد دارد که خرد کردن جامعه شناسی به مقولات روان شناختی موجب شده که جامعه شناسی زیمل نه تنها برای پیروان کنش متقابل نمادی بلکه برای روانشناسان اجتماعی نیز جذاب باشد .

خرد ترین کار زیمل صورت های کنش متقابل است و با افرادی که در کنش متقابل در گیرند سرو کار دارد وی توجه خود را به این امر چنین بیان کرده است .

زیمل به کنش های متقابل اجتماعی میان کنش های متقابل بیشمار و غیره می باشد و در اینجا زیمل دیدگاه میکروسکوپی و ذره گرایانه خود را طرح می کند . امر روزمره از نظر زیمل در علوم اجتماعی همانند سلول های در علوم طبیعی هستند چنین رویکرد ذره گرایانه ای است که مواجهات زندگی روزمره را به مثابه پایه های بنیادین و اصیل زندگی شکل می دهد از نظر وی امر روزمره به کمک تعاملات شبکه ها و نیرو های اجتماعی منعکس میشود .

امروز جامعه شناسان زیمل را به عنوان یکی از بنیانگذاران رشته خود به رسمیت می شناسند، در حالی که زیمل شخصاً خود را فیلسوف می دانست؛ «اندکی معذبم که در خارج از آلمان همه مرا به عنوان جامعه شناس می شناسند حال آن که من در واقع یک فیلسوفم و فلسفه را وظیفه اصلی زندگی ام برگزیده ام و در حاشیه آن به جامعه شناسی هم می پردازم.» به سبب همین دغدغه خاطر است که عنوان یکی از مهمترین کتاب های خود را «فلسفه پول» گذاشته است نه «جامعه شناسی پول»

جایگاه زیمل جایگاهی ایهامی است، به این معنی که از نظر یک حوزه علمی و دانشگاهی خاص نقشی حاشیه یی دارد و در همان حال در یک حوزه فکری دیگر، نقشی محوری و کانونی به خود اختصاص داده است. در این برداشتی که از جایگاه و از کارهای وی می شود عوامل زیادی دخیل است که روش التقاط گرایانه و آمیزه گری زیمل بی شک از جمله این عوامل به شمار می رود. گستره کارهای زیمل از تاریخ نگاری شروع شده و جامعه شناسی، روانشناسی و زیباشناسی را نیز در بر می گیرد. جامعه شناسی زیمل صورت بندی مفهومی جهان بینی امپرسیونیستی بود. جورج زیمل به داشتن یک دیدگاه و رویکرد خردگرایانه مشهور می باشد و اساساً خصیصه جامعه شناسی زیمل جزء نگری است که این تأثیر بسیار مهمی در توسعه و تحقیق در گررههای کوچک، کنش متقابل نمادی و نظریه مبادله گذاشته است.

یکی از دلائل شکست او یهودی بودن وی بود. دلیل دیگر این بود که نوع کاری که انجام می داد بیشتر در مجلات و روزنامه ها به چاپ می رسید و نوشته هایش برای افراد معمولی جذاب بوده و مورد توجه جامعه شناسان آکادمیک نبوده است. به علاوه از آنجائی که پست منظم دانشگاهی نداشت از طریق سخنرانی های عمومی امرار معاش میکرد. لذا بیشتر مستمعین وی افراد روشنفکر عادی بودند نه جامعه شناسان حرفه ای.

سرانجام در سال 191 در استراسبورگ پست آکادمیک گرفت اما باز راضی نبود. به زودی جنگ جهانی اول آغاز شد، سالن اجتماعات استراسبورگ تبدیل به بیمارستان نظامی شد و دانشجویان به جنگ رفتند. او تا پایان عمر در سال 1918 در حاشیه دانشگاههای آلمان قرار داشت. جورج زیمل کمی قبل از پایان یافتن جنگ جهانی اول در 28سپتامبر 1918 در حالی که از خود تأثیرات بسزایی در تاریخ تفکر به جا گذاشته بود بر اثر سرطان کبد در ۶۰ سالگی از دنیا رفت.

کارنامه نویسندگی جورج زیمل

بسیاری از آثار زیمل بنا به دلایل متعددی مثل از بین بردن به عمد توسط خودش، گمشدن و . . . به جا نمانده است. اما میزان قابل توجهی از آثارش نیز به دست دوستان و همسرش منتشر شده که حدود 24 کتاب در موضوعات مختلف است. با وجود خصلت غیر منظم و تناقض آمیز کار زیمل که غالباً عمدی بود، می توان آثار او را به شیوه ای دسته بندی و منظم کرد که رهیافت جامعه شناختی منسجمی از آنها به دست آید.

بر خلاف همه جامعه شناسان زیمل به امور جاری و قضایای اجتماعی و سیاسی کمترین علاقه را داشت. او گهگاه درباره مسایل روز همچون پزشکی اجتماعی، پایگاه زنان یا بیماری روانی بزهکاران مقالاتی در روزنامه ها می نوشت و چنین موضوعهایی جبنه فرعی برایش داشتند.

زیمل یک نویسنده بسیار پربار بود. او در زندگی بیش از دویست مقاله در انواع مجلات و روزنامه ها به چاپ رسانیده بود و مقاله های دیگری نیز پس از مرگش منتشر شدند. زیمل پانزده اثر عمده در رشته های جامعه شناسی، علم اخلاق، فلسفه و نقد فرهنگی و پنج تا شش اثر کم اهمیت تر دیگر نوشت. او پس از اتمام رساله دکترایش، نخستین اثرش را با عنوان درباره تمایز اجتماعی به سال 1890 منتشر ساخت. زیمل این اثر را به مسایل جامعه شناختی اختصاص داده بود، اما در سالهای پس از این تاریخ، بیشتر آثارش را در زمینه های علم اخلاق و فلسفه تاریخ به چاپ رسانید و سالیانی طول کشید تا او دوباره به جامعه شناسی روی آورد.

دو اثر از نخستین کارهای عمده زیمل، یکی به نام مسایل فلسفه تاریخ و دیگری کتاب دو جلدی درآمدی بر علم اخلاق، در سالهای 1982 و 1983 منتشر شدند. به دنبال این اثار، اثر اساسی او، فلسفه پول در سال 1900 به چاپ رسد که مرز میان فلسفه و جامعه شناسی جای می گیرد. زیمل پس از چند سال نوشتن اثار کم حجم تر درباره دیع، کانت و گوته، نیچه و شوپنهاور، در سال 1908 اثر عمده جامعه شناختی اش را با عنوان جامعه شناسی: بررسی هایی درباره صورت های اجتماع منتشر ساخت. بسیاری از مباحث این کتاب، پیش از آن در مجلات علمی به چاپ رسیده بودند. او از آن پس، تقریباً به مدت یک دهد از مسایل جامعه شناختی دست کشید و تازه در سال 1917 بود که با انتشار یک کتاب کم حجم با عنوان مسایل بنیادی جامعه شناسی، دوباره به جامعه شناسی روی آورد.بیشتر کتابهای او در اخرین دوره زندگی اش به نقد فرهنگی(فرهنگ فلسفی، 1911) ادبیات و نقد هنری(گوت، 1913 و رامبرانت، 1916) و تایرخ فلسفه(1910) اختصاص داشتند. آخرین اثر او به نام Lebensanschanung(1918)، فلسفه حیاتگرایی را مطرح ساخته بود و او تا پایان عمر به تکمیل آن سرگرم بود.

مفاهیم کلیدی زیمل

مفاهیم کلیدی زیمل عبارتند از: جامعه، کنشگر، تقابل، کنش متقابل ساخت، دشمنی، دیلکتیک، جامعه شناسی صوری، هندسه اجتماعی(فضای اجتماعی)، اهمیت اعداد در زندگی اجتماعی(کمیت و کیفیت)- انواع گروه ها(دو نفره، سه نفره، سه نفره و بیشتر)، کلان شهر، حیات ذهنی، فلسفه پول، سنخ های اجتماعی، پست مدرنیسم، فمنیست، تنوع آثار زیمل، فرهنگ جدید(خوب است،  بد است)«نظر تناقض آمیز دارد.»

جامعه از کنش متقابل ساخته شده، از الگوهای درهم بافته کنش متقابل ساخته شده است. زیمل اولین جامعه شناسی بود که به کنش متقابل(کنش تقابلی) توجه کرد. ایشان می گوید زندگی جمعی دو وجه دارد یا حاصل تقابل های دوتایی است مثل شادی غم، عشق نفرت، حقیقت دروغ و پدیده نیز دو وجه دارد(صورت و محتوا).

جامعه و فرد

زیمل با مفهوم آن چه ما ممکن است جامعه«بدوی»، شبیه به تصور دورکیم از همبستگی مکانیکی، بنامیم آغاز می کند. در چنین جامعه هایی پیوندهای نسبتاً کمی وجود دارد که فرد را به گروه متصل می کند، ولی این پیوندها فرد را به گروه شدیداً نزدیک می سازد. زیمل این جا به طور کاملاً واضح از تمثیل ارگانیسم استفاده می کند. ولی تأکید می کند که این نیروها مستقل از افراد جامعه وجود ندارد بلکه بیان تعامل آنهاست.

در این سطح ادغام فرد و گروه به نحوی وجود دارد که مجازات دشوار است- مسئولیتی جمعی برای اعمال وجود دارد. همین که جوامع متمایزتر می گردند، تفرد ممکن و با اهمیت می شود. در عین حال برای فرد کسب مقاصد دلخواه دشوارتر می گردد. به این ترتیب اخلاقی جمعی ایجاد می شود که تعقیب نفع شخصی را تنظیم می کند. هر چقدر که فرد مهم تر شود هنجارهای هادی رفتار عمومی تر می شوند.

زیمل در اینجا درباره اصل ذخیره انرژی صحبت می کند، که افراد و گروههای اجتماعی کوچکتر را تشویق می کند تا کارکردهایی را برای جمع وسیعتری انجام دهد. بنابراین، هر چه فرد مهم تر می شود، جامعه قوی تر می شود.

هنگامی که زیمل درباره تقسیم کار صحبت می کند، بحث او این است که، اولاً تقسیم ار گستره های مجزایی خلق می کند و این ها در سطح انتزاعی تر گرد هم آمده و گستره اجتماعی جدیدی نمایان می گردد. این با نظریه تحول اجتماعی تالکوت پارسونز که نیم قرن بعد بسط بافت همانند است.

اهمیت اندازه

زیمل(1950/1908) توجه زیادی بع اندازه گروه اجتماعی می کند. او از فرد منزوی آغاز می کند و خاطرنشان می کند که انزوا خود رابطه ای اجتماعی است، رابطه ای با مردم دیگر است. انزوا مسلماً مسئله تنها بودن نیست- آدمی هیچ گاه منزوی تر از وقتی نیست که در انبوهی از افراد بیگانه حضور دارد- و به ویژه در روابطی که هدفش انکار انزوا است. مهمترین چیز درباره گروه دوتایی این است که، در حالی که ممکن است وحدتی یکپارچه به نظر بیگانگان بیاید، برای اعضایش این چنین نیست. آنها گروه دوتایی را جمعی برتر و فراتر از خودشان تجربه نمی کنند؛ هر شریکی خودش را فقط رویاروی دیگری می بیند. گروه جفت شامل فردیتی غیرقابل جایگزین از جانب اعضایش است و بدون آن ممکن محو گردد. گروه دوتایی به «ساختاری نمی انجامد که ورای عناصر خود باشد».

صمیمیت نیازمند شریک بودن در چیزهایی است که خاص آن رابطه است و این خطر وجود دارد که دو شریک در با اهمیت ترین جنبه شخصیتشان، یعنی در ابعاد واقعی که با دیگران سهیمند، مانند منافع عقلانی، سهیم نشود. گروه دوتایی به طور سلبی هم تعریف می شود، با نبود ویژگی هایی که در گروههای بزرگتر موجود است مانند تفویض قدرتهای فردی به سازمان گروه و از میان رفتن فردیت که در جمعیت تجربه می کنیم. به مجرد این که عضو سومی اضافه شود همه چیز دگرگون می شود: یک عضو جدید دو رابطه جدید می آورد. این باعث شکل گیری جناح ها و پدید آمدن نقش واسطه می گردد تا این که موجودیت گروه تداوم یافته و حفظ گردد. عضو سوم می تواند تضاد ایجاد کرده و یا از تضاد موجود میان دیگران در جهت منافع خودش بهره برداری نماید. هر کسی که در خانوده بیشتر از دو نفر به سر برده باید قادر باشد که این را تشخیص دهد.

 

 

فلسفه پول

فلسفه پول شاهکار واقعی جامعه شناسی نظری تاریخی، اثر مهم زیمل است. فلسفه پول یک تحلیل بهم پیوسته و فشرده ای است که در آن پول چونان پدیده اجتماعی کامل بررسی شده است که کل جامعه و نهادهایش را در بر می گیرد. زیمل در کتاب فلسفه پول از جنبه های تئوریک و فلسفی از یک سو و به صورت خاص از ارزش از سوی دیگر مینگرد و تأثیر آنرا در دنیای درونی کنشگران و کلا در فرهنگ عینی گرایی مد نظر قرار داده است. در فلسفه پول  بر محور«پول» چون«پدیده اجتماعی کامل» به نقد روابط اجتماعی در جامعه مدرن می پردازد.

زیمل را معمولاً«جستارنویس» معرفی می کنند که مسائل گوناگون زندگی روزمره را با نگاهی دقیق و تحلیلی موشکافانه بررسی کرده است، اما پراکندگی موضوع هایی که زیمل به آنها پرداخته است نباید ما را از وحدت عمیق آثارش غافل کند، چرا که زیمل صورت های گوناگون کنش متقابل میان افراد و آگاهی هر فرد به عضویت در گروه اجتماعی را نه تنها زمینه ساز ظهور جامعه بلکه عین«جامعه» می داند. جامعه شناسی صورتهای جامعه زیستی که زیمل آن را«جامعه شناسی ناب» می نامد و جستارهای گوناگون جامعه شناسی صوری، معرفت شناسی ساختاری، فلسفه پول، فلسفه فرهنگ و زندگی که همگی سنتزهای اصیلی هستند از بینش نئوکانتیسم(تضاد صورت و محتوا) و ویتالیسم(کنش متقابل).

«تراژدی فرهنگی» یکی از مسایل بسیار مهمی که زیمل آنرا در زندگی روزمره دنبال می کند که درآن دستاورد ها و کالاهای عینی هویتی مستقل از آدمی می یابند. هر چه جامعه رشد می کند و فرهنگ عینی گسترش می یابد شکاف میان فرهنگ عینی و ذهنی برجسته می شود. پول در عقلانی شدن زندگی روزمره از طریق اهمیت دادن به تفکر و هوشمند ی در دنیای جدید دخالت دارد اقتصاد پولی موجب افزایش روابط غیر شخصی در میان انسان هاست. پول پیوند ها و وفاداری ها ی مبتنی بر خون و خویشاوندی را سست می کند. پول به پیشبرد محاسبات معقول امور یاری می رساند و باعث پیشرفت تعقل میشود.

روش زیمل مبتنىاست بر تفسیر امر کلى به میانجى امر جزیى، به نحوى که کلیت ساختارى زندگى مدرن ازطریق رجوع به یک جزء، عنصر، تصویر، کنش، کالا و از این قبیل تحلیل و عیان مى شود.همین امر یعنى عطف توجه به کنش هاى متقابل چهره به چهره، میکروارگانیسم ها، حالاتروانشناختى و خلاصه هر یک از اجزاى ظاهراً بى اهمیت زندگى مدرن، متفکرینى نظیر زیملرا از آنان که نقطه عزیمت تفکر خویش را مفاهیم کلى و انتزاعى قرار مى دهند ممتاز ومتمایز مى کند. خود زیمل نیز روش خویش در «فلسفه پول» را با این عبارت تصریحمى کند: «وحدت این پژوهش ها در این امکان نهفته است که کلیت معناى حیات را مى تواندر هر یک از جزئیات آن یافت.» بر همین اساس، پدیده پول نیز در وهله اول به منزله ابژه اى کاملاً جزیى و محدود تعریف مى شود و سپس این پدیده جزیى به کلیت جامعه تسرى مى یابد. البته این شیوه در کلیه آثار زیمل مشهود است.

آغاز پژوهش و تفکر با جزئیات ظاهراً بى اهمیت، تصادفى، گذرا و حادث که در نهایت همین جزئیات به کلید فهم واقعیت اجتماعى به منزله کلیت بدل مى شوند، واقعیتى که همواره خود را در هیئتى قطعه وار و تکه پاره (fragmentary) نشان مى دهد. به همین دلیل هیچ نقطه عزیمت ممتازى براى تفکر وجود ندارد و هر پدیده اى را مى  توان ابژه تامل قرار داد. هر پدیده اى در بطن خود حامل و پشتوانه پدیده اى دیگر است و هیچ چیزى را نمى توان پدیده اى مطلق و بى ارتباط با دیگر اشیا و امور دانست. اشیا و امور درهم تنیده اند و هر یک به میانجى یکدیگر و نیز به میانجى کلیت، نظمى نمادین را شکل مى دهند. انتخاب پول به عنوان نقطه عزیمت اثر عمده زیمل نیز صرفاً به دلیل مزیت   هاى این ابژه به لحاظ جزیى و کلى و آن رابطه ویژه و منحصر به فردى است که این پدیده راز آمیخته با کلیت جامعه و افراد دارد.

پول پدیده اى تاریخى و جزیى است (و از دل شرایطى خاص برآمده است) که اثراتى انضمامى و عینى بر حیات درونى افراد به طور خاص و بر فرهنگ به طور عام مى گذارد. اما با توجه به روش زیمل پول را نمى توان فقط به منزله ابژه اى تاریخى و خاص و به منزله امرى تجربى درک کرد، زیرا روشى که تنها به همین زمینه منحصر و محدود شود از نظر او سر آخر به نوعى تلنبار کردن فکت هاى تجربى مى انجامد و به کلیت به منزله میانجى تجربیات و مشاهدات تاریخى و جزیى راه نمى برد. در متن این کلیت، پول از وضعیتى استثنایى بهره مند است. به زعم زیمل پول بهتر از هر پدیده اى مى تواند پرده از «جوهر درونى حیات» و «واقعیت اجتماعى سیال و در حرکت» بردارد.

از یک سو پول پدیده اى جزیى و خاص است و از سوى دیگر خود کلى ترین و انتزاعى ترین شىء یا کالا محسوب مى شود. این کالاى نامتعین، بى شکل و انتزاعى از فرآیندهاى کار و تفکیک تولید مى شود و به همان فرآیندها تغییر مى یابد، آن هم بى آنکه در این فرآیند تغییر و تبدیل چیزى را از دست بدهد. یا به بیان دیگر پول همه چیز را به خود و خود را به همه چیز بدل مى سازد. حتى در اینجا مى توان از اصطلاح هگلى (کلیت انضمامى) سود جست، یعنى چیزى که هم تجلى و بیان امر خاص است و هم آنچه کلى است.

پول در مقام کلیت انضمامى میانجى همه صور اقتصادى و غیراقتصادى حیات اجتماعى است و به تعبیر دیگر همه این صور حیات را تعین مازاد (over determination)  مى بخشد. پول رنگ و بوى خود را به یکسان به همه امور حیات عطا کرده، راه خود را در میان همه ارزش ها، اهداف، فرآیندهاى اقتصادى و غیراقتصادى و اذهان همه آدمیان باز مى کند. با ارجاع به همین منطق«تعیین مازاد» مى توان گفت که پول عملاً نشانگر خصلت گشوده و سیال کلیت یا جامعه است که در آن هیچ ابژه اى به ثبات، هویت و اینهمانى نمى رسد و این ابژه ها همواره در جریانى سی

/ 3 نظر / 270 بازدید
حمید

سلام فکر نمی کنید فونتش خیلی ریزه

امیر

سلام شیوا خانم از ولاگتان دیدن کردم واقعا ایول .دوست دارم بیشتر باهاتون آشنا بشم و از دانش شما بهره ببرم .من نیز دانشجوی جامعه شناسی هستم.امید به آینده کاری ندارم لطفا مرا راهنمایی کنید.

با تشکر از مطلب خوب و مفیدتون ولی ای کاش زمینه پشتش سیاه نبود اینطوری چشم اذیت میشه. ممنون